ببین انقدر دلم میخواد ببرمت تو یه کلبه چوبیکنار دریا، نتامونو خاموش کنیم و هر صبح برات قهوه درست کن…
انتشار: 2026/08/13 16:50 UTCدریافت: 2026/08/16 23:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 23:30 UTC
ببین انقدر دلم میخواد ببرمت تو یه کلبه چوبیکنار دریا، نتامونو خاموش کنیم و هر صبح برات قهوه درست کنم و با چاشنی لبات بخورمش.کولت کنم و ببرمت لب ساحل باهم اب بازی کنیم یخ بزنی و غر غرکنی، برات اتیش درست کنم و بکشونمت توی بغلم زل بزنی به شعله های زردو نارنجیش و منم نگاه کنم از بالا به مژه های تابدارت که پرتوهای نور لا به لاشون میرقصن.چشمات از خستگی خمار شن تو بغلم بخوابی منم توی گوشت قصه عاشقی خودمونو تعریف کنم،برات بگم از شبایی که بدون تو گذشت، از حسی که با اولین بار دیدن اون چشمای درشتت بوجود امد و ببوسم روی گوشتو و صدای دریا هم بشه لالایی؛ بعدش دوست دارم توی بغلم اروم بگیری،دوست دارم توعه فرشته فقط براخودم باشی🤍
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 65 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- ماه دل · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۵
- ماه دل · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند