❣ استاد یحیی محی؛ آموزگار دلهابه یاد معلمی که هنوز پس از چهل سال، گرمای حضورش در جان شاگرد کوچکش ب…
انتشار: 2026/08/01 13:57 UTCدریافت: 2026/08/02 21:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 21:22 UTC
❣ استاد یحیی محی؛ آموزگار دلهابه یاد معلمی که هنوز پس از چهل سال، گرمای حضورش در جان شاگرد کوچکش باقی استگاه خداوند، برخی انسانها را نه برای آنکه تنها دانشی بیاموزند، بلکه برای آنکه چراغی در جان آدمیان بیفروزند، به کسوت معلمی برمیگزیند. آنان پیش از آنکه بر زبان، معلم باشند، در سیرت، آموزگارند؛ پیش از آنکه درس بگویند، با منش خویش تعلیم میدهند؛ و پیش از آنکه از فضیلت سخن برانند، خود، تفسیر زندهی فضیلتاند.استاد عزیزم، یحیی محی، از همان تبار بود؛ مردی که نامش تنها «یحیی» و «محی» نبود، بلکه جانبخش دلها و زندهکنندهی امیدها بود. او نه با هیبت صدا، که با وقار سکوت؛ نه با تندی گفتار، که با گرمای محبت؛ و نه با بیم، که با مهر، شاگردانش را به سرزمین دانایی رهنمون میشد. در نگاهش آرامشی موج میزد که پیش از آغاز هر درس، دلها را آرام میکرد و در لبخندش محبتی نهفته بود که بیآنکه سخنی بگوید، درس انسان بودن را میآموخت.هرگز به یاد ندارم که چهرهاش از خشم درهم رود یا زبانش به سرزنش و تحقیر آلوده شود. نصیحتهایش از قلبی سلیم برمیخاست و از همین رو، بیهیچ تکلفی بر دل مینشست. او خوب میدانست که راه دل، از مهر میگذرد، نه از خشونت؛ و تربیت، فرزند محبت است، نه حاصل ترس.در کلاس او، امتحان هرگز میدان رقابت برای نمره نبود؛ فرصتی بود برای بهتر آموختن. اصالت را نه به کارنامه، که به اخلاق میبخشید و باور داشت اگر انسان ساخته شود، دانش نیز جای خویش را خواهد یافت. درس او، پیش از آنکه درس کتاب باشد، درس زندگی بود؛ دعوتی آرام به تعقل، مدارا، خویشتنداری و رهایی از اسارت احساسزدگی و جزماندیشی.کلاسش بیش از آنکه چهاردیواری آموزش باشد، پناهگاه دلهای نوجوانی بود که در سایهی نگاه پدرانهاش، امنیت و کرامت را تجربه میکردند. شگفت آنکه سرکشترین و ناآرامترین شاگردان نیز در برابر عظمت اخلاقش سر احترام فرود میآوردند؛ و سکوت کلاسش، نه از بیم معلم، که از حرمت او برمیخاست.اکنون که بیش از چهل سال از آن روزگار گذشته است، هرچه بیشتر درمییابم که بزرگترین درس او نه در سطرهای کتاب، که در سپیدی قلبش نوشته شده بود. او هرگز چیزی را که خود بدان عمل نمیکرد، بر زبان نمیآورد. کردارش، گواه گفتارش بود و زندگیاش، شرح روشن باورهایش. چنین انسانهایی بیآنکه داعیهای داشته باشند، قبلهنمای جان میشوند و قافلهسالار آگاهی.من، شاگرد کوچک او، امروز با گذشت چهار دهه، هنوز هرگاه نامش را بر زبان میآورم، گرمای نگاه مهربانش را در جانم احساس میکنم. روزگار، بسیاری از خاطرهها را از حافظه میزداید؛ اما خاطرهی مردانی که با قلبهای پاک زندگی کردهاند، نه کهنه میشود و نه به فراموشی سپرده میشود. آنان در حافظه نمیمانند؛ در دل خانه میکنند.بارالها، این روح بلند و این قلب پاک را، که عمر خویش را بیهیچ چشمداشتی در روشن کردن چراغ جان فرزندان این مرز و بوم سپری کرد، در جوار رحمت بیکرانت مأوا ده. او را با پیامبران، صدیقان، صالحان و بندگان پاکت محشور فرما. هر لبخندی که بر لب کودکی نشاند، نور منزلگاه ابدیاش قرار ده؛ و هر امیدی که در دل نوجوانی کاشت، ذخیرهی لقای خویش ساز.سلام و رحمت خدا بر روان پاک استاد یحیی محی؛ معلمی که پیش از آنکه آموزگار دانش باشد، آموزگار دلها بود، و خوشا آنان که پس از رفتنشان نیز، هنوز عطر اخلاقشان در جان شاگردانشان جاری است و یادشان، پس از چهل سال، همچنان دلها را گرم و راهها را روشن میکند.✍ صدیق ابراهیمی➖➖➖➖➖➖🌅میدیای سەربەرزی@midyayserberzi


