شب هزار و یکم – بهرام بیضایی«شب هزار و یکم» نماشنامهای در سه پرده است؛ در پردهی اول محوریت با شهر…
انتشار: 2026/06/26 07:20 UTCدریافت: 2026/08/15 03:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:48 UTC
شب هزار و یکم – بهرام بیضایی«شب هزار و یکم» نماشنامهای در سه پرده است؛ در پردهی اول محوریت با شهرناز و ارنواز است و کاری که آنها در طول هزار شب کردهاند و هزار جوان را نجات دادهاند و حال، شب هزار و یکم از راه رسیده است که شب پایانی حکومت ضحاک است. حکایت پردهی دوم در قرن سوم و دوران خلفای عباسی جریان دارد، جایی که فردی عجمی به همراه همسر و خواهرش از ری برای تظلمخواهی به بغداد آمده است و در آنجا با پیشنهاد ترجمهی هزار افسان به عربی روبرو میشود و او هزار شب بر این امر زمان گذاشته و حال در شب هزار و یکم، خود و خانوادهاش مزد این تلاش را میگیرند! در این پرده نیز محور اصلی داستان دو زن همراه این عجمی (خورزاد و ماهک) هستند. پردهی سوم در دوران قاجار جریان دارد و روشنک زنی است که در کودکی شاهد به آتش کشیده شدن مکتبخانهای بوده است که در آن مادرش به دخترکان، خواندن و نوشتن میآموخته است. او پس از گذشت چند سال به عقد فردی درآمده که در آن حادثه به تحریک ملایان، میاندار ماجرا بوده است (میرخان). روشنک و خواهر کوچکترش رخسان، حال پس از گذشت هزار شب، میرخان را با حقایقی روبرو میکنند که ... در هر سه پرده، قدرت قابل تأمل روایت و هنر قصهگویی به چشم میخورد؛ اینکه چگونه کلمات و قصهها، میتوانند افکار و احساسات را دگرگون کنند. قصه در اینجا ابزاری برای بقا، رهایی و رستگاری است. یکی از شخصیتهای عرب در پرده دوم به طعنه میگوید که عجم نجات خود را از دل قصه میجوید، اما کلیت این سه پرده نشان میدهد این ما هستیم که از این هنر غافل شدهایم. «شب هزار و یکم» از این حیث یک اقتباس ساده از داستانهای کهن نیست و میتوان گفت بیشتر یک تأمل عمیق در باب قدرت هنر، اهمیت روایت، و در کنار آن جایگاه زن در تاریخ و اسطوره است. در ادامه مطلب بیشتر به برداشتها و برشهایی از این اثر خواهم پرداخت.hosseinkarlos.blogsky.com/1405/03/29/post…