
﷽🌹شعر 🌹متون ادبی و عرفانی🌹دکلمه و موسیقی🌹اینچنین #میناگریها کارِ توست #مثنوی_معنوی✍🏻زهره دیوانی(کارشناسارشد زبان و ادب پارسی)آرشیو: https://t.me/asemaniiiiiha💠پیج اینستاگرام: instagram.com/booyejooyemoolian
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 81 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 78 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
گاهی چنان بدم كه مبادا ببینیامحتی اگر به دیدهی رویا ببینیاممن صورتم بهصورتِ شعرم شبیه نیست بر این گمان مباش كه زیبا ببینیام شاعر شنیدنیست ولی میلْمیلِ توست آمادهای كه بشنویام یا ببینیام این واژهها صراحتِ تنهاییِ منندبا این همه مخواه كه تنها ببینیام مبهوت میشوی اگر از روزنت شبیبیخویش در سماعِ غزلها ببینیام یك قطرهام و گاه چنان موج میزنمدر خود، كه ناگزیری دریا ببینیام شبهای شعرخوانی من بیفروغ نیست اما تو با چراغ بیا تا ببینیامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🩵🪽✨📝📻 #محمدعلی_بهمنی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅این است حجاب من، من خود حجابِ خودم من در ولایت یمن بودم، جایی که صنعا گویند پیری را دیدم سخت نورانی، سر و پایْ برهنه میدوید. چون مرا بدید بخندید و گفت: امشب خوابی عجیب دیدہام، بیا تا با تو بگویم پیر مرا گفت: دوش در خواب شدم جایی عجب دیدم، چنان که شرحِ آن نمیتوانم کرد و در آن میان شخصی دیدم که هرگز به حُسنِ او ندیدہام و نشنیدہ چون در او نگاه کردم، از غایتِ جمالِ او مدهوش شدم فریاد از نهادِ من برآمد گفتم: مبادا که ناگاه برود و من در حسرتِ او بمانم بجستم و هر دو گوش او محکم بگرفتم و در او آویختمچون بیدار شدم، هر دو گوش خود را در دست خود دیدم! پس از آن گفتم: آہ، من ھذا هذا حجابی!و اشارت به بدن خود میکرد و میگریست #شیخ_شهاب_الدین_سهروردی 📝مجموعه آثار╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
❤️🔥💫🕊 چو عاشق سایهی معشوقِ خویش استهمان بهتر که ما افتاده باشیم✍ #مجذوب_تبریزی فلامینگوهای دریاچهی مهارلوی فارس...🦩😍╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯📻
🎼🥰 #علی_قمصری╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🩵✨🪽صدایت بوی تازهُ آب بود وقتی به گلدان عطشزده میرسیددستت سایهسار کلید بر قفل فراموش شده بودپاهایت به فرش نَفَس میبخشیدنامت عطر خوشِ پیش از طلوع در ساحل بودو مگر قلب، چقدر گنجایش داشت... از پوست و پیرهنم بیرون ریختی و سراسر راه فقط با تو سخن میگفتم📝 #شمس_لنگرودی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🌺💫🕊 ربیع آمد ربیع آمد ربیعِ بس بدیع آمد شقایقها و ریحانها و لاله خوشعذار آمد کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد مَهی آمد مَهی آمد که دفعِ هر غبار آمد دلی آمد دلی آمد که دلها را بخنداند مِیی آمد مِیی آمد که دفعِ هر خمار آمد...╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯ #حضرت_مولانا📻
✨🪽❤️🔥گفتی: نظر خطاست! تو دل میبری رواست؟! خود کرده جرم و خلق، گنهکار میکنی...؟! #سعدی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅صوفی را گفتم: چگونه است که دلی مأمن محبّت است و دلی منزلگاه کینه؟ مشتی خاک برگرفت و فرمود: این خاک را بنگر! اگر آبش دهی گلستان برآرد و اگر با خصم بر آن پایکوبی، جز غبار برنخیزددل آدمی نیز چنین است📝ترنجنامه/علی گلبُن📻╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
یا امام رضا جان💚#ایران_امام_رضا📻
🔅ظرف وجود تو چه اندازه است؟! 📻╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅بدان که وصول به حضرت خداوندی نه از طرف بنده است بلکه از عنایت بیعلّت و تصرف جَذَبات الوهیّت است.شیخ ابوالحسن خرقانی_قدس الله روحه_گوید: «راه به حضرت عزّت دو است: یکی از بنده به حق و یکی از حق به بنده. آن راه که از بنده به حق است همه ضلالت بر ضلالت است و آن راه که از حق به بنده است همه هدایت بر هدایت است».موسی_علیه السلام_از راه خود رفت لاجرم چون گفت: "بنمای تا ببینم"، گفتند:"ای موسی! از راه خود آمدی نبینی ما را". این حدیث به کسی ندهند که از درِ خود درآید بدان دهند که از خود به درآید.اما خواجه را چون از راهِ حضرت بردند از «قاب قوسین» درگذرانیدند و به مقام «أوادنیٰ»رسانیدند. و هرچه لباسِ هستی محمّدی بود از سرِ وجود او برکشیدند و خلعت صفتِ رحمت درو پوشانیدند و آن صورت رحمت را به خلق فرستادند. چون میرفت "محمّد" بود و چون میآمد "رحمت" بود. لاجرم در کمال وصول و اثبات وحدت این بشارت به پای بِشْکستگان امت و ضعفای ملت رسانیدند که: اگر بُراق همت هر کس آستانهٔ بشریت به "سدره المنتهی" روحانیت نتواند برآمد تا از وصول به حضرت خداوندی ما برخوردار شود همآنجا سر بر عتبهٔ خواجه نهد و کمرِ مطاوعتِ او بر میانِ جان بندد که آنجا دوگانگی برخاسته و یگانگی بنشسته. هر که او را یافت ما را یافت. بیگانگیای نیست تو مایی ما تو. عشاقِ تو از الست مست آمدهاندسرمست ز بادهٔ الست آمدهاندمِی مینوشند و پند مینَنیوشندکایشان ز الست مِیپرست آمدهاند#مرصاد_العباد_نجم_رازی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
❤️🔥✨🕊 جای من خالیست جای من در عشق جای من در لحظههای بیدریغ اولین دیدار؛ جای من در شوق تابستانی آن چشم؛ جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن میگفت، جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت؛ جای من خالیست. من کجا گم کردهام آهنگ باران را؟ من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟ 📝#سید_علی_صالحی 📻 #خسرو_شکیبایی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅_دنیایی که محکوم به رهایی از نیروهای شر است چرا نمیتواند برای یک #حلاج، یک منادیِ حق و عدالت جایی داشته باشد؟ +چون دنیایی که به کلی بدون نقص، بدون شر و بدون ابلیس باشد نمیتواند دوام پیدا کند. نمیتوان دنیا را یکباره از دستِ شر و نقص و دروغ که لازمهی دوام آن است بیرون آورد. نمیتوان تمامِ آن را آنگونه که حلاج در اندیشه داشت به صورت یک وادیِ مقدس درآورد. نمیتوان برای آنکه دنیا یکدست خدایی شود حتی ابلیس را هم تطهیر کرد - و از آن یک عاشقِ دلدادهی حق، یک نمونهی وفاداری به عشق الهی ساخت. دنیایی که آن اندازه خدایی شود دیگر مجالی برای سیر به سوی کمال ندارد چرا که خود عین کمال است. اما دنیایی که من و تو نیز جزئی از آن هستیم برای آن که باقی بماند، باید حلاج را کنار بگذارد، حلاج را حذف کند و خود را به خلیفههای دروغپرداز،طمعکار و بیبندوبار تسلیم کند! _همین را میخواستی بگویی، دوست عزیز؟ اما با حذف کردن حلاج، با حذف کردن حلاجها، دنیا هر روز بیشتر از پیش، از مسیر کمال دور خواهد افتاد. با این حال میگویی دنیا هیچ راه دیگر ندارد، جز آنکه حلاج را حذف کند و خود را به خلیفه، به دربار و درگاهِ آنها تسلیم نماید؟+چارهای نیست.... دنیا به این صورت که هست نقص و شر دارد و البته بدون نقص و شر هم نمیتواند دوام بیاورد. هرکس بخواهد نقص و شر را از آن طرد کند دنیا او را از خود خواهد راند. چیزی هم که حلاج طالبِ آن بود همین بود. همین که شر و نقص را یکباره از دنیا براندازد و با موعظه و ارشاد دنیایی عاری از نقص و شر، دنیایی به کلی خدایی بسازد. اما این نه با طبع دنیا، طبع من و تو، مناسب است نه با نظامِ عالَم سازگاری دارد. دنیا برای رهایی از شر و نقص باید از میان هزاران ورطهی شر و نقص بگذرد. نمیتوان بدون عبور از این ورطهها به ساحل امن کمال رسید. حلاج برای همین حذف شد._پس عشق، چه؟ عشق که حذفشدنی نیست. من یقین دارم که با عشق میتوان تمام آن ورطهها را بیهیچ خطر، بیهیچ توقف و تزلزل طی کرد. دنیا به حلاجها احتیاج دارد... عشق واقعی را که عشق به کمال است فقط از یک حلاج میتوان آموخت. 📖برگی از کتاب شعلهی طور ✍دکتر عبدالحسین زرینکوب╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
تا ابد بر طرفداران پهلوی و سطلعنطلب لعنت #شهید_حمیدرضا_رجب_زادهفقط اعدام این وحوش✌🏻🇮🇷.
🔅 "أن لا إله إلا أنت سُبحانک إنی کُنت من الظّالِمین فأسْتَجَبْنا لَه... " خبر میدهد از روی اشارت که: هر آن بنده که دعا کند دعایی که در وی سه چیز موجود است؛ آن دعا به اجابت مقرون بُود: یکی توحید، دوم تَنزیه، دیگر اعتراف به گناهِ خویش همچنین یونسِ پیغامبر ابتدا اقرار به توحید کرد گفت: "لا إله إلا أنت" پس تنزیه در آن پیوست، گفت: "سُبحانک" پس به گناه خویش مُعترف شد گفت: "إنی کُنت من الظّالمین" چون این سه خصلت مجتمع گشت در دعایِ وی، از حضرت الهیّت اجابت آمد که: "فأسْتَجَبْنا لَه و نَجّینٰه مِن الغَمّ""او را اجابت کردیم و از غم نجاتش دادیم" آیه ۸۸ سوره مبارکه انبیاء #کشف_الاسرار_میبدی 💫ذکر یونسیه╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🕊❤️🔥روزی خواهم رفتبه كرانههای بزرگ عشقفرو خواهم رفت در شنهای خواستنبا خود، رازِ شامگاهان را خواهم بردجنگل همچون چلچراغی بر ما فرود خواهد آمدروزی لبخند خواهم زد به تولد روزها...آسمان را خواهم دید آنسان كه یک دست رادستات بر من خواهد بود آنسان كه بر كرانهی دریا...تابستان مرا در برخواهد گرفتو دریا دلاش را خواهد گشود...به "تو باز خواهم گشت"از میوهها و آرزوها سرشارزمان در من خواهد مردو من بر زمان خواهم خفتچشمه خواهد جوشید از چشمان پُر غبارمانهیچ چیز باز نتواند داشت آن شب گرمابخش را تپه در دوردست میخواند ما را میخواهد ما راافق بازو گشاده است با انگشتهای منزویسنگینی شامگاهان ما را به پهنههای بیكران میرانَد... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🕊❤️🔥📝 فریدون رهنما🔃برگردان: فریده رهنمااشعار رهنما به زبان فرانسه و در پاریس منتشر شده است╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
در سمتِ پرنده فکر میکرد🕊✨با نبضِ درخت 🌳 نبض او میزد.مغلوبِ شرایطِ شقایق بود.🌹مفهومِ درشتِ شَط🌊در قعرِ کلامِ او تلاطم داشت...📝#سهراب_سپهری╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅 به سببِ نظرِ وی به(با) ادب باشد! #کیمیای_سعادت📻
از سی مرغ تا سیمرغ✨🪽جلد اول، فصل پنجم✍#منطق_الطیر_عطار 📻رادیو ایران╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🪽به تو میاندیشم... ✨🤍📝 #فریدون_مشیری📻 #رضا_پیربادیان╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅برداشت شاعرانه و عرفانی #مولانا از کلمهٔ "لکلک" 📻 #سعید_بیابانکی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
چهل روز...🥀🎙#چاوشی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
📻#دکتر_الهی_قمشه_ای╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅ما عاشق کسی میشیم که به رؤیاهامون نزدیکتره...! 📻 #دکتر_امیرحسین_ماحوزی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🕊💫❤️🔥میگریزم از تو در بیراهههای راهتا ببینم دشتها را در غبار ماهتا بشویَم تن به آبِ چشمههای نوردر مهِ رنگین صبحِ گرم تابستانپر کنم دامان ز سوسنهای صحراییبشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبهٔ دهقانمیگریزم از تو تا دور از تو بگشایم راه شهر آرزوها را و درون شهر…قفل سنگین طلایی قصر رؤیا راعاقبت یکروز ...میگریزم از فسون دیدهٔ تردیدمیتراوم همچو عطری از گل رنگین رؤیاهامیخزم در موج گیسوی نسیم شبمیروم تا ساحل خورشید... "در جهانی خفته در آرامشی جاوید"... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🕊💫❤️🔥✍#فروغ_فرخزاد╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅 کافر از ترکِ عبادت غم نخورَد و از معصیت باک ندارد، اصل، اعتقاد است چون اصل ندارد فرع به چه کار آید؟ الله الله تو که مؤمنی در ادای عبادت تقصیر و تهاون روا مدار تا به صفتی از صفت بیگانگان موسومنشوی که از تو قبیحتر و ناخوبتر آید.دشمن که جفایی کند آن شیوۀ اوستباری تو جفا مکن که معشوقی و دوست✍ #مجالس_پنجگانه_سعدی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
❤️🔥✨🪽به یاد یکنفر که در سرتاسر ابدیت تنها بوده و برخاستن و خفتنِ خورشید را گواهِ بزرگی و آزادی خود دانسته استبه یاد یک گمنامِ سالها و قرنهاکه زمین را هیچگاه دشمن نداشته استبه یاد یک شبزندهدارکه خاطرات روز را همواره گرامی میداشتهبه یاد چشمان پر فروغی که حجاب ابر و باران را در باغ ندریدهبه یاد تنهایی و شجاعت او به یاد عشق غمانگیزی که چون درختان انبوه جنگلبر روح وجسمش سایه داشتهاستبه یاد دوستی بیپایان و بخشش بیدریغ اوست که امروز من در این شب بیپایانبا وجود همه غمهادر ابدیت زمیندر ابدیت باغ در ابدیت روزها و ساعتهادر ابدیت مردم در ابدیت تنهایی و عشقراهی میجویم و در خفتن و برخاستنِ خورشید پیامی را طلب میکنم🕊✨📝 #بیژن_جلالی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅 پیر را گفتم: شنیدم که زال را سیمرغ پرورد و رستم، اسفندیار را به یاریِ سیمرغ کُشت. پیر گفت: بلی درست است. گفتم چگونه بود؟ گفت: چون زال از مادر در وجود آمد، رنگِ موی و رنگ روی سپید داشت. پدرش سام بفرمود که وی را به صحرا اندازند و مادرش نیز عظیم از وضع حمل…🔅گفتم: حالِ رستم و اسفندیار؟ گفت: چنان بود که رستم از اسفندیار عاجز ماند و از خستگی سوی خانه رفت. پدرش زال پیشِ سیمرغ تضرّعها کرد و در سیمرغ آن خاصیت است که اگر آیینه یا مثل آن برابر سیمرغ بدارند هر دیده که در آن آیینه نگرد خیره شود. زال جوشنی از آهن بساخت چنان که جمله مصقول بود و در رستم پوشانید و خودی مصقول بر سرش نهاد و آیینههایی مصقول بر اسبش بست.آنگه رستم را از برابر سیمرغ در میدان فرستاد. اسفندیار را لازم بود در پیشِ رستم آمدن. چون نزدیک رسید پرتوِ سیمرغ بر جوشن و آینه افتاد، از جوشن و آینه عکس بر دیدهٔ اسفندیار آمد، چشمش خیره شد، هیچ نمیدید. توهّم کرد و پنداشت که زخمی به هر دو چشم رسید زیرا که دگران ندیده بود. از اسب در افتاد و به دست رستم هلاک شد. پنداری آن دو پاره گز که حکایت کنند دو پَر سیمرغ بود... برگی از رسالهی #عقل_سرخ#شیخ_شهابالدین_سهروردی🪽💫بزرگداشت #شیخ_اشراق🪽💫╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅پیر را گفتم: شنیدم که زال را سیمرغ پرورد و رستم، اسفندیار را به یاریِ سیمرغ کُشت.پیر گفت: بلی درست است.گفتم چگونه بود؟گفت: چون زال از مادر در وجود آمد، رنگِ موی و رنگ روی سپید داشت. پدرش سام بفرمود که وی را به صحرا اندازند و مادرش نیز عظیم از وضع حمل وی رنجیده بود. چون بدید که پسر کریهلقاست هم بدان رضا داد، زال را به صحرا انداخت. فصل زمستان بود و سرما، کس را گمان نبود که یک زمان زنده مانَد، چون روزی چند بر این برآمد مادرش از آسیب فارغ گشت. شفقت فرزندش در دل آمد، گفت یکباری به صحرا شوم و حالِ فرزند ببینم. چون به صحرا شد فرزند را دید زنده و سیمرغ، وی را زیر پر گرفته، چون نظرش بر مادر افتاد تبسّمی بکرد، مادر وی را در بر گرفت و شیر داد، خواست که سوی خانه آرد، باز گفت تا معلوم نشود که حال زال چگونه بوده است که این چند روز زنده ماند سوی خانه نشوم. زال را به همان مقام زیر پر سیمرغ فرو هشت و او بدان نزدیکی خود را پنهان کرد.چون شب در آمد و سیمرغ از آن صحرا مُنهزم شد، آهویی بر سر زال آمد و پستان در دهانِ زال نهاد. چون زال شیر بخورد خود را بر سر زال بخوابانید، چنان که زال را هیچ آسیب نرسید. مادرش برخاست و آهو را از سر پسر دور کرد و پسر را سوی خانه آورد.پیر را گفتم آن چه سرّ بوده است؟پیر گفت: من این حال از سیمرغ پرسیدم. سیمرغ گفت: زال در نظر(درخت) "طوبی"(بهشتی) به دنیا آمد، ما نگذاشتیم که هلاک شود، آهو بَره را به دست صیاد باز دادیم و شفقت زال در دل او نهادیم، تا شب وی را پرورش میکرد و شیر میداد و به روز خودْ مَنَش زیر پر میداشتم... برگی از رسالهی #عقل_سرخ#شیخ_شهابالدین_سهروردی 🪽💫بزرگداشت #شیخ_اشراق🪽💫╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅شیخِ ما گفت: خلیفهای را دختر عمّی بود که دل او بدو آویخته بود. پس روزی هر دو بر طرف چاهی نشسته بودند، انگشتریِ خلیفه در چاه افتاد آن دختر انگشتری خویش بیرون کرد و به چاه انداخت. خلیفه دختر را پرسید که چرا کردی؟ گفت: فراق آزموده داشتم. چون میان ما وصل و انس بود نخواستم که انگشتریِ تو را وحشتِ جدایی بوَد. انگشتریِ خود را مونسِ وی کردم. ✍محمد بن منوّر/#اسرار_التوحید╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅 امروز چقدر آشکارا مرز میان حق و باطل روشن شده است. امروز هرکه با حسین(ع) نیست، قطعا یزیدی است. هر که وطندوست نیست قطعا وطنفروش است. شمایی که برای کوالاهای آمریکا که در جنگل میسوختند بالبال میزدید، برای ۱۶۸ دانشآموز دبستانی #میناب سکوت کردید و خفهشدید…۱۵۰ شب شد🥹😍🥳🇮🇷✌🏻
❤️🔥✨🕊 ای جان من فدای تو این نیز بگذرد... 📝 #عراقی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅کمترین آموزهی شیطان، حسادت است❗️ کافِران همجنسِ شیطان آمده جانشان شاگردِ شیطانان شده صدهزاران خوی بد آموختهدیدههای عقل و دل بردوختهکمترین خوشان به زشتی آن حسد آن حسد که گردنِ ابلیس زدزآن سگان، آموخته حِقد و حسد که نخواهد خلق را مُلکِ ابد هر که را دید او کمال، از چپّ و راستاز حسد، قولنجش آمد، درد خاستدفتر چهارم(۲۶۷۸-۲۶۷۴)📕#میناگر_عشق #شرح_موضوعی_مثنوی_معنوی 📝#دکتر_کریم_زمانی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
گناهی نکردیم در شأن دوزخ...! 📝📻#حامد_عسکری╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯🔅عشق از دیدگاه شیخ کبیر ابن عربی: #ابن_عربی در جایی اين پرسش را طرح میكند كه: «ما كأس الحُبّ؟»(جامِ عشق چيست؟) مراد وی از «جام عشق» ظرفی است كه محبت در آن حلول میكند و متجلی میشود. پاسخ او اين است كه: «جام عشق، قلب عاشق است نه عقل و حس او». اكنون اگر از او بخواهيم توضيح دهد كه چرا قلب، جايگاه حلول عشق است، خواهد گفت كه: رفتار و كردارِ محبوب متنوع است و «هر لحظه به رنگی بت عيار درآيد»؛ عقل و حس گرفتار قيودند و تختهبندِ محدوديت خويش؛ از اين رو نمیتوانند ظرفی مناسب برای قبول مظروفی پُركرشمه و هزار چهره باشند. علاوه بر آن «عشق، احكامی فراوان، مختلف و متضاد دارد و هيچ قُوهای از قوای انسان، اين احكام را برنمیتابد مگر آن كه توانِ آن را داشته باشد كه همراه با آن احكام متضاد عشق، در انقلاب و تحول باشد و تنها قلب است كه اين توان را دارد»قلب همانندِ ظرفی بلورين و شفاف، همواره در حال پذيرش تنوع الوان مايعاتی است كه درون آن ريخته میشود و آماده است كه به رنگ آنها درآيد چرا كه رنگ عشق، رنگِ معشوق است. بنابراين تقيّد و محدوديت عقل و حس به آنها اجازه نمیدهد كه وارد حوزهی محبت و عشق شوند. عقل، نه قادر به معرفت و ادراك زيبایی است و نه توانِ قبول عشق را دارد. جمال و زيبایی معشوق بر قلب تجلی میكند؛ عشق پيدا میشود؛ آنَك همهی قوا و نيروهای انسان، معشوق و همهی متعلقاتش را زيبا میبيند.در همين وادیِ عشق است كه ابن عربی بر اهميت و شرافت شنيدن و سماع تأكيد میكند و آن را به مراتب برتر از رؤيت و ديدن میداند. ممكن است عشقهای طبيعی و مجازی مولود نظر باشد، اما عشق به خدا، بر اثر خبر و شنيدن كلام الهی حاصل میشود: «حبي لغيرك موقوف علي النظرالا هواك فمبناه علي الخبر»(گرچه غيرِ تو را با ديدن دوست دارم اما دلدادگیام به تو مبتنی بر شنيدن است).نيز میگويد:گوش، عاشق میشود چشم نيز. اما بسيار فرق است ميانِ عشقِ چشم و عشقِ گوش.(گوش، عاشقِ آن چيزی میشود كه وهم {يعنی خيال} من، آن را به تصوير میكشد و چشم، دلدادهی صورتهایی میشود كه محسوس است). ✍#دکتر_نصرالله_حکمت╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅عرفان، نه جبر را انکار میکند و نه اختیار را؛ بلکه هر دو را در حقیقتی برتر به نامِ عشق، به آشتی میرساند.📻 #دکتر_الهی_قمشهای╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
تو کجایی...🕊 💌📻یادی از احمد شاملو و آیدا╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅اهمیت نگهداشتن زبان📻 #دکتر_امیرحسین_ماحوزی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🕊❤️🔥 جهانْ بر آب نهادهست و زندگی بر باد غلامِ همّتِ آنم که دلْ بر او ننْهاد جهان نمانَد و خرّم روانِ آدمییکه باز مانْد از او در جهان به نیکی یاد سرایِ دولتِ باقی نعیمِ آخرت استزمینِ سخت نگهکُن چو مینهی بنیادوجودِ عاریتی خانهایست بر رهِ سیل چراغِ عمر نهادهست بر دریچهٔ بادبسی برآید و بی ما فرو رَوَد خورشیدبهارگاه و خزان باشد و دی و مُردادگرت ز دست برآید چو نخل باش کریمورت ز دست نیاید چو سرو باش آزادهمیننصیحتِمن پیشگیر و نیکیکُنکه دانم از پسِ مرگم کنی به نیکی یادنداشت چشمِ بصیرت که گِرد کرد و نخوردببُرد گویِ سعادت که صرف کرد و بدادــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🕊❤️🔥 📝 #سعدی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
💚🍀✨🕊 روز از پای صنوبرها، تا فراترها میرفت... و چنان روشنْ کوه، که خدا پیدا بود.دستهایت، ساقهی سبز پیامی را میداد به من و سفالینهی اُنس، با نفسهایت آهسته ترک میخورْدو تپشهامان میریخت به سنگ. از شرابی دیرین، شن تابستان در رگها... و لعاب مهتاب، روی رفتارت. تو شگرف، تو رها... فرصت سبز حیات، به هوای خنکِکوهستان میپیوست. و هنوز در سر راه نسیم پونههایی که تکان میخورْدجذْبههایی که به هم میخورد... ✍ #سهراب_سپهری 📻#استاد_کلهر╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
برای بدنهای قطعه قطعه شده#میناب.
❤️🔥🪽✨بر پیشانیام میافتی، چون قطرۀ درشت بارانی در این تابستان تَف! برکت میدهد لبخندت دشتهای سوخته را! با نفسم میآیی و با نفسم برمیگردی! مرا با این عشق به کجا میبری؟ چه چیز را میخواهی فراموش کنم؟ به خود که نزدیک میشوم، تو از من دور میشوی! از خودم که دور میشوم، تو به من نزدیک میشوی!📝 #حسین_پناهی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅بخش پایانی بیانیهی آخر سپاه پاسداران قدرتمند جمهوری اسلامی ایران: اگر تجاوزات ادامه یابد، آمادهی عملیات پشیمانکنندهای میشویم که اعلام عزای عمومی در آمریکا را به دنبال خواهد داشت.#ایران_قوی💪مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل مرگ بر پهلویمرگ بر وطنفروش خائندرود بر ایران و ایرانی اصیل.
🔅 هر که دل ندارد آدمی نیست. "أولئک همُ الغافِلون" پس چون آدمی گردی و بالغ شوی نماز و روزه و حج و زکات فرضِ تو گردد. و پیشتر طلبِ دل فرض است که: "أفَلَم یَسیروا فی الارضِ فتکونَ لهم قُلوبٌ یعقِلون بها" چرا راه نروند تا دلی بیابند تا عاشق گردند؟! "یُحبُّهم و یُحبّونه" ✉️ #نامه_ها #عین_القضات_همدانی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅حقپرستی: قطره را در کارِ دریا کردن است🔅خودشناسی: بحر را در قطره پیدا کردن است📝 #صائب_تبریزی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
❤️🔥✨🕊چشمانتآخرین کشتیهاییکه به سفر میروند آیا جایی برای مسافری هست؟من از پرسه زدن در ایستگاههای جنون خسته شدهامچشمانت آخرین فرصت برای کسی که به فرار میاندیشدو من...در اندیشهی فرارم چشمانت آخرین گنجشکهای جنوبند چشمانت آخرین بازماندهی ستارههای تابستان بازپسین سبزههای دریاییکشتزارهای توتون و تنباکو و اشکهای بابونهاندچشمانتآخرین تظاهرات مردمی... و آخرین جشنوارهی تاریخ! 📝 #نزار_قبانی🔃 #رضا_عامری╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
✍️امام موسی صدر:ما اسرائیل راشَرِّ مطلق می دانیم.در دنیا هیچ چیز بدتر از اسرائیل نیست.اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگندما در کنار شیطان می ایستیم.این است معنای شَرِّ مطلق.من شخصاً در حد مطالعات و باورهایمهیچ نهادی راخطرناک تر از اسرائیلنمی شناسم.گام به گام با امام.جلد ۱۲. ص ۲۶۷✍️امام موسی صدر:ما اسرائیل راشَرِّ مطلق می دانیم.در دنیا هیچ چیز بدتر از اسرائیل نیست.اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگندما در کنار شیطان می ایستیم.این است معنای شَرِّ مطلق.من شخصاً در حد مطالعات و باورهایمهیچ نهادی راخطرناک تر از اسرائیلنمی شناسم.گام به گام با امام.جلد ۱۲. ص ۲۶۷
✨❤️🔥🕊میخواهم دوباره بچینمتای میوهی رسیدهی کاملای اتفاق هر نفس افتادنیای گوشتِ شیرینِ خالصِ تابستانمیخواهم دوباره بخوانمت تا دوباره خواندنت را پرندگان مهاجر ترانهی اشتیاق وطن کنند... 📝 #منوچهر_آتشی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🪽🤍✨🕊#ایران❤️🩹╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
ماجرا کمکن و بازآ... 🕊✨❤️🔥📻 #دکتر_امیرحسین_ماحوزی╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
🔅 از روی معنا همه در نمازند! مراد از نماز، حضور است و حضور از یاد و یاد از محبّت است. و کیست که از محبّت خالىست و از این داغ فارغ است؟ زیرا که بنای پیدایش از محبّت است و هیچ شیئی بیمحبّت نیست.بنگر اکنون محبّتی در تو هست یا نیست...؟! #شرح_رساله_معرفت #شیخ_نجم_الدین_کبری╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯