🔅 ناتانائیل! با تو از انتظار سخن خواهم گفت. من دشت را به هنگام تابستان دیدهام که انتظار میکشید، ا…
انتشار: 2026/06/30 13:55 UTC
🔅 ناتانائیل! با تو از انتظار سخن خواهم گفت. من دشت را به هنگام تابستان دیدهام که انتظار میکشید، انتظار اندکی باران...ناتانائیل، ای کاش هیچ انتظاری در وجودت حتی رنگ هوس هم به خود نگیرد. بلکه تنها آمادگی برای پذیرش باشد. منتظر هر آنچه به سویت میآید باشو جز آنچه به سویت میآید را آرزو مکن. جز آنچه داری آرزو مکن. بدان که در لحظهلحظه میتوانی خدا را بهتمامی در درون خود داشته باشی. کاش آرزویت از سر عشق باشد و تصاحب عاشقانه.زیرا آرزوی ناکارآمد به چه کار میآید؟عجبا! ناتانائیل، تو خدا را در تملک داری و خود از آن بیخبر بودهای! تملّک خدا یعنی دیدن او ، اما کسی به او نمینگرد... ندیدهای، چون او را در پیش خود به گونهای دیگر مجسم میکردی! ناتانائیل، تنها خداست که نمیتوان در انتظارش بود. در انتظار خدا بودن، ناتانائیل، یعنی در نیافتنِ این که او را هم اکنون در وجودِ خود داری.تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو و همه خوشبختی خود را در همین دم قرار ده... در کوتاهترین لحظههای زندگی، توانستهام هر آنچه را دارم در وجود خود حس کنم.من همواره تمام داراییهای زندگیام را در اختیار داشتهام. به شامگاه چنان بنگر که گویی روز بایستی در آن بمیرد. و به بامداد زیبا چنان بنگر که گویی همه چیز از نو زاده میشود.نگرش تو باید در هر لحظه نو شود.✍#آندره_ژید📖مائدههای زمینی🔄 ترجمهی سیروس ذکاء╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
