🔺از سایت مرکزی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی تا موزه ملی؛ روایت یک انتقال امانی 🖋#روزبه_…
انتشار: 2026/08/09 04:25 UTCدریافت: 2026/08/14 01:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 01:00 UTC
🔺از سایت مرکزی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی تا موزه ملی؛ روایت یک انتقال امانی 🖋#روزبه_کردونی *1️⃣آیا گروه هنرهای سنتی در حال تعطیلی یا انتقال است ؟* خیر. نه گروه هنرهای سنتی منحل شده و نه قرار است خود این گروه به سعدآباد یا محل دیگری منتقل…🔺آقای کردونی؛ هیچ امضایی آنقدر مقدس نیست که نتوان دربارهاش تجدیدنظر کرد!‼️چرا هزینه تصمیم مدیران را باید کارکنان و میراث بدهند؟🖋#مریم_اطیابی🔸میراثباشی:آقای روزبه کردونی؛در میان تمام توضیحاتی که درباره «حفاظت»، «استانداردسازی»، «امنیت» و «انتقال امانی» آثار هنرهای سنتی ارائه کردهاید، یک پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: اگر تصمیمی در فرآیند اجرا نیازمند اصلاح یا بازنگری شده، چرا پذیرش این واقعیت تا این اندازه دشوار است؟‼️پذیرفتن اینکه یک تصمیم ممکن است نیازمند بازبینی باشد، ضعف مدیریتی نیست؛ اتفاقاً نشانه مسئولیتپذیری است. آنچه نگرانکننده است، زمانی است که برای حفظ اعتبار یک تصمیم مدیریتی، هزینه آن را کارکنان، پژوهشگران، استادکاران و در نهایت خود میراث فرهنگی بپردازند.🔸اگر انتقال آثار واقعاً ضرورت امنیتی و حفاظتی دارد، گزارش کارشناسی آن را منتشر کنید. اگر سعدآباد در مقطعی مقصد مناسب تشخیص داده شد، مبنای کارشناسی آن را بگویید. و اگر امروز موزه ملی ایران مقصد مناسبتر است، توضیح دهید در فاصله این دو تصمیم چه اتفاقی افتاده و چه چیزی تغییر کرده است؟🔸جامعه میراث فرهنگی و هنرهای ملی با حفاظت از آثار مخالف نیست؛ اتفاقاً مطالبه اصلی همین است. پرسش درباره روش تصمیمگیری، شفافیت، مستندات و مسئولیت تصمیمگیرندگان است.حفاظت از چه چیزی؟ با چه گزارشی؟ در چه مکانی؟ برای چه مدتی؟ با چه سازوکار نظارتی و تحت مسئولیت چه کسی؟🔸در چند روز، روایتهای مختلفی از این پرونده مطرح شده ؛ از انتقال قطعی اموال به سعدآباد تا انتقال امانی بخشی از آثار به موزه ملی ایران. آیا تصمیم اولیه تغییر کرده یا از ابتدا چند سناریو همزمان در دستور کار بوده است؟ علت تفاوت میان سعدآباد و موزه ملی و چارچوب انتقال امانی و برنامه آینده چیست؟🔸اگر تصمیم تغییر کرده، چه اشکالی دارد که وزارتخانه صریحاً اعلام کند: «با بررسیهای جدید، تصمیم اصلاح شد»؟هیچ مدیری از اصلاح تصمیم مصون نیست.✅پرسش مهمتر اما این است: چه کسانی این مسیر را به وزیر پیشنهاد کردند؟ چه کسانی گزارش کارشناسی ارائه کردند؟ چه کسانی مسئول ارزیابی پیامدهای انتقال بودند؟ و اگر امروز بخشی از آن ارزیابیها محل پرسش است، چه کسی مسئولیت آن را میپذیرد؟🛑وزارت میراث فرهنگی امروز با مسائل بزرگتری نیز مواجه است؛ از محدودیتهای ناشی از شرایط کشور گرفته تا ضرورت حفاظت از سرمایه انسانی، مرمت آثار، مستندسازی، تقویت پژوهش و آمادهسازی مجموعههای فرهنگی برای دوران پساجنگ. در چنین شرایطی، ورود به پروندهای که به جای آرامش، نگرانی میان کارکنان و جامعه تخصصی ایجاد کرده، نیازمند توضیحی فراتر از عبارتهای کلی درباره «استاندارد» و «حفاظت» است.مسئله فقط چند شیء نیست.کارگاهها چه میشوند؟ تجهیزات تخصصی چه سرنوشتی پیدا میکنند؟ دسترسی پژوهشگران به آثار چگونه خواهد بود؟ وضعیت کارکنان و استادکاران چه خواهد شد؟ و اساساً آینده مرکز هنرهای سنتی چیست؟گفتن اینکه «گروه هنرهای سنتی منتقل یا تعطیل نمیشود» کافی نیست؛ برنامه حفظ مأموریت و کارکرد آن را منتشر کنید.🔸پژوهشکده هنرهای سنتی مجموعهای از اثر، استادکار، پژوهشگر، کارگاه، ابزار، دانش فنی و حافظه سازمانی است. اگر آثار از این بستر جدا شوند، باید روشن شود چه سازوکاری برای جلوگیری از گسست این زنجیره پیشبینی شده است.❗️آقای کردونی؛شما نوشتهاید: «نه انتقال هنرهای سنتی، بلکه انتقال امانی آثار برای حفاظت از هنرهای سنتی.»پس پرسش ساده است: چه کسی مسئول پیامدهای این تصمیم است؟چه کسی تضمین میکند کارکنان و استادکاران هزینه آن را ندهند؟ چه کسی تضمین میکند دسترسی پژوهشی به آثار مختل نشود؟ و اگر چند ماه یا چند سال بعد مشخص شد این تصمیم نیازمند اصلاح بوده، چه کسی مسئولیت آن را خواهد پذیرفت؟✅در مدیریت میراث فرهنگی و هنرهای ملی، اختیار باید همیشه همراه با مسئولیت باشد. نمیشود تصمیم را مدیر بگیرد، توجیهش را روابط عمومی انجام دهد، هزینهاش را کارکنان بپردازند و ریسک آن را آثار تاریخی و هنری تحمل کنند.‼️یک مدیر میتواند تصمیم بگیرد، اشتباه کند، آن را اصلاح کند و مسئولیتش را بپذیرد. اما یک اثر تاریخی و هنری چنین فرصتی ندارد. سند مفقودشده لزوماً بازنمیگردد، اثر آسیبدیده همیشه قابل جبران نیست و دانش یک استادکار را نمیتوان با یک ابلاغ اداری دوباره تولید کرد.📣📣📣هیچ امضایی آنقدر مقدس نیست که نتوان دربارهاش تجدیدنظر کرد.شجاعت مدیریتی این نیست که تا آخر از یک تصمیم دفاع کنیم؛ شجاعت این است که پیش از آنکه خسارت جبرانناپذیر شود، بگوییم: ایست؛ باید دوباره بررسی کنیم.این عقبنشینی نیست؛این یعنی مسئولیتپذیری.instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi

