🔺مخالفت جامعۀ باستانشناسی ایران با انتقال اموال فرهنگی و جابهجایی مرکز هنرهای سنتی🔸در خبرها آمده…
انتشار: 2026/08/15 12:20 UTCدریافت: 2026/08/16 05:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 05:13 UTC
🔺مخالفت جامعۀ باستانشناسی ایران با انتقال اموال فرهنگی و جابهجایی مرکز هنرهای سنتی🔸در خبرها آمده است که وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در همفکری با شماری از مدیران این وزارتخانه، تصمیمهایی در خصوص انتقال اموال فرهنگی به بیرون از ساختمان ارگ آزادی و جابهجایی مرکز هنرهای سنتی اتخاذ کرده است؛ تصمیمهایی که با توجه به جایگاه و اهمیت این مرکز ، نگرانیهای جدی در میان کارشناسان و متخصصان حوزۀ میراث فرهنگی ایجاد کرده است.🔸مرکز هنرهای سنتی، وابسته به پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، یکی از مهمترین نهادهای کشور در زمینه تولید، آموزش، پژوهش و انتقال دانش هنرهای سنتی است. انتقال اموال و جابهجایی این مرکز با استناد به ضرورت حفاظت بهتر و ارتقاء شرایط نگهداری و مستندنگاری مطرح شده است. مدارک و گزارش های منتشرشده در خبرگزاریهای داخلی نشان میدهد که متأسفانه قائممقام وزیر و معاونت میراثفرهنگی، مدیرکل حوزۀ وزارتی و مدیرکل موزهها در روند این تصمیم زیانبار و پرمخاطره نقش مستقیم داشتهاند.❗️وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در حال حاضر با مجموعهای از مسائل و چالشهای اساسی مواجه است: 🔸انتصاب مدیران فاقد تخصص مرتبط در برخی حوزهها، کمبود منابع مالی، تخریب بناها و بافتهای تاریخی، تعرض و غارت محوطههای باستانی، مرمتهای غیراصولی و زیانبار، شرایط نامناسب برخی موزهها و پایگاههای ملی و جهانی، ورشکستگی و تعطیلی شماری از مراکز گردشگری، رهاشدگی و عدم حمایت از هنرهای سنتی و صنایعدستی، قطع روابط و همکاریهای پژوهشی بینالمللی و دهها چالش دیگر. انتظار میرود ظرفیت مدیریتی وزارتخانه بیش از هر چیز بر حل این مسائل بنیادی و انجام ماموریتهای اصلی و قانونی آن متمرکز شود و از اقداماتی که ممکن است خود به ایجاد مشکلات تازه منجر شوند، پرهیز شود. 🔸تصمیم به انتقال اموال فرهنگی و جابهجایی پژوهشکدۀ هنرهای سنتی در دولت چهاردهم، ناگزیر تجربه انتقال بخشهایی از این وزارتخانه به شیراز و اصفهان در دولت دهم را به یاد میآورد؛ تجربهای که پیامدهای آن برای بخشهایی از میراثفرهنگی و صنایعدستی کشور همچنان محل بحث و نقد کارشناسی است . 🔸تصمیم کنونی نیز با مخالفت و اعتراض شماری از کارشناسان و تشکلهای تخصصی مواجه شده است. متأسفانه، بیتوجهی به خواست کارشناسان ، رویهای است که در دو سال گذشته در این وزارتخانه تشدید شده است. 🔸ضرورت اصلاح ساختارها و بهبود شرایط موجود بر ما پوشیده نیست و جامعه باستان شناسی ایران نیز بر آن تأکید دارد؛ با این حال، شرط نخست هرگونه اصلاح، بهرهگیری از مدیران و کارشناسان متخصص، برخورداری از برنامه روشن، شناخت دقیق چالشها و ارائۀ راهحلهای کارشناسی و قابل ارزیابی است. بدون طی چنین فرایندی، تصمیمهایی از این دست ممکن است نه تنها به حل مسائل موجود منجر نشوند، بلکه مشکلات جدیدی نیز پدید آورند. 🔸مجموعۀ سعدآباد و شرایط حفاظتی مخازن و فضاهای آن برای متخصصان و کارشناسان این حوزه، امری ناشناخته نیست که بتوان در پوشش ارتقاء و بهبود شرایط حفاظتی اموال فرهنگی، چنین طرحی را توجیه کرد. از سوی دیگر، کمبود فضا در مخازن و گنجینههای موزۀ ملّی ایران نیز مسئلهای شناخته شده است که سالها مورد توجه کارشناسان و مدیران موزه بوده است. 🔸در چنین شرایطی، انتقال اموال از یک فضای دارای مشکل به فضایی که خود با محدودیتهای جدی روبهروست، بیش از آنکه راه حلی پایدار باشد، میتوان به مشکلات عدیده بیشتری منجر شود. از این روی، استناد به ارتقای شرایط حفاظتی، نیازمند ارائه مستندات فنی، ارزیابیهای کارشناسی و توضیح شفاف دربارۀ مزایایی محل جدید است. 🔸همچنین نباید تجربه انتقال پژوهشگاه میراث فرهنگی، مرکز اسناد و کتابخانه به شیراز و معاونت صنایعدستی به اصفهان در دولت دهم را از یاد برد؛ اقدامی که در آن زمان با استناد به سیاست تمرکززدایی از تهران و کاهش مخاطرات طبیعی صورت گرفت، اما پیامدهای اجرایی و نهادی آن همچنان در حافظۀ جامعۀ تخصصی کشور باقیمانده است. تکرار چنین تصمیمهایی، بدون ارزیابی دقیق تجربههای گذشته و انتشار مطالعات کارشناسی، میتواند هزینههای جبران ناپذیری برای ساختارهای علمی و تخصصی میراث فرهنگی کشور در پی داشته باشد. 🔸جامعۀ باستانشناسی ایران، با تأکید بر ضرورت اصلاح وزارتخانه و تغییر رویۀ آن در راستای انجام تکالیف و مأموریتهای قانونی، مخالفت خود را با اقدامات نسنجیده و پرمخاطرهای چون انتقال اموال فرهنگی و جابهجایی مرکز هنرهای سنتی اعلام میدارد و خواهان توجه ویژۀ دولت و رسیدگی نهادهای نظارتی به روند تصمیمگیری و مدیریت در این وزارتخانه است.

