#سلام بر عقل و عقلانیتجلوه های عقل جلوه هفتم :عقل در اجتهاد احکام فقهی و نقش مقتضیات زمان در تغییر…
انتشار: 2026/07/11 09:21 UTC
#سلام بر عقل و عقلانیتجلوه های عقل جلوه هفتم :عقل در اجتهاد احکام فقهی و نقش مقتضیات زمان در تغییر احکام (بخش اول)نقش عقل در اجتهاد، بهویژه در مواجهه با مقتضیات زمان، کلیدیترین ابزاری است که فقه را از رکود نجات داده و آن را به یک دانش پویا تبدیل میکند. عقل در این فرآیند صرفاً یک ابزار جانبی نیست، بلکه به عنوان یکی از منابع چهارگانه استنباط (کتاب، سنت، عقل، اجماع) نقشی ساختاری دارد.🌿در ادامه، نقش عقل در سه ساحتِ اصلی «فهم»، «تطبیق» و «تغییر» بررسی میشود:۱. عقل به عنوان ابزار کشف ملاک (فهم)🔸عقل به مجتهد کمک میکند تا «علت» و «فلسفه» احکام را درک کند. اگر عقل دریابد که حکمی به خاطر یک مصلحت خاص در زمانی خاص وضع شده است، میفهمد که با از بین رفتن آن مصلحت یا تغییر آن شرایط، حکم نیز باید تغییر کند. به این فرآیند در فقه، «تنقیح مناط» یا استخراج ملاک گفته میشود. عقل در اینجا رابط میان متن (دین) و واقعیت (زمان) است.۲. تشخیص تغییر موضوع (تطبیق با زمان)🔹بسیاری از احکام شرعی روی «موضوعات» خاصی سوار شدهاند. عقل وظیفه دارد تشخیص دهد که آیا موضوعِ یک حکم در زمان فعلی، همان موضوعِ زمان صدور حکم است یا ماهیتش عوض شده؟بعنوان مثال ابزارهای جنگی در گذشته (اسب و شمشیر) موضوعِ وجوب آمادگی نظامی بودند. عقل در زمانه فعلی درک میکند که «موضوع» از اسب به تجهیزات پیشرفته تغییر یافته است. اینجا عقل با درک مقتضیات زمان، حکم را به موضوع جدید منتقل میکند.۳. حاکمیت عقل در بنبستها و تزاحمها🔸گاه در دنیای امروز، دو ضرورت با هم برخورد میکنند (تزاحم). برای مثال، حفظ حریم خصوصی (یک حکم) با حفظ امنیت عمومی در برابر حملات سایبری (حکمی دیگر) در تعارض قرار میگیرد. در اینجا عقلِ مجتهد است که با سنجش «اهم و مهم»، مقتضیات زمان را در نظر گرفته و حکمی را که مصلحت بیشتری برای جامعه دارد، مقدم میشمارد.۴. عقل و احکام امضایی🔹بسیاری از احکام فقهی (بهویژه در باب معاملات)، احکام «امضایی» هستند؛ یعنی دین شیوههای عقلاییِ مردم را تأیید کرده است. عقل با شناخت نیازهای جدید اقتصادی و اجتماعی (مثل قراردادهای جدید بیمه یا بانکداری)، این مقتضیات را بررسی کرده و اگر با کلیات دین در تضاد نباشد، آنها را ذیل قواعد فقهی میآورد.۵. قاعدهی ملازمه🔸یکی از عالیترین جلوههای نقش عقل در تغییر احکام، قاعدهی معروف «کلُّ ما حَکمَ بهِ العقل، حَکمَ بهِ الشّرع» است. این قاعده به مجتهد اجازه میدهد که اگر عقلِ جمعی و قطعیِ بشری در زمانی خاص به زشتی یا زیبایی (حُسن و قُبح) چیزی پی برد، آن را به عنوان یک حکم شرعی تبیین کند، حتی اگر متن صریحی در گذشته درباره آن وجود نداشته باشد.💠نتیجهگیری:عقل در اجتهاد ، نقش «تطبیقدهنده» و «بنبستشکن» را دارد. بدون دخالت عقل، فقه در پوستهی ظاهری متونِ قرنها پیش باقی میماند، اما با حضور عقل، فقه میتواند «روحِ شریعت» (عدالت و مصلحت) را در «کالبدِ زمانه» (شرایط جدید) جاری کند. در واقع، عقل اجازه نمیدهد که "زمانمند بودنِ برخی احکام" باعث "ناکارآمدیِ کلِ دین" شود.ادامه مطلب👇




