شهید آیةالله سید محمد حسینی بهشتی / ۳نظارت بر امور مدرسهی حقانی و طرح پژوهشی مبانی نظری حکومت اسلا…
انتشار: 2026/06/27 17:54 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
شهید آیةالله سید محمد حسینی بهشتی / ۳نظارت بر امور مدرسهی حقانی و طرح پژوهشی مبانی نظری حکومت اسلامی، نیز در تهران ادامه یافت. همان سال با برخی گروههای مسلمان مبارز، رابطه برقرار نمود. ارتباطش با «جمعیت هیئتهای مؤتلفه»، شکلی شبهسازمانی یافت و بنابر تدبیر امام خمینی، همراه آیةالله مطهری، به عضویت شورای چهار نفرهی فقهی سیاسی آن در آمد.اوایل سال ١٣٤٤ش و در پی ترور نخستوزیر حسنعلی منصور توسط شاخهی نظامی مؤتلفه، با تدبیر آیات عظام سیدهادی میلانی و سید احمد خوانساری، به آلمان اعزام شد تا مسئولیت مرکز اسلامی هامبورگ را بر عهده گیرد. طی پنج سال اقامت در آلمان، مرکز اسلامی هامبورگ و وضع تبلیغ دینی را در آن کشور ساماندهی نمود. کشورهای اتریش و سوییس نیز زیر پوشش فعالیتهایش قرار گرفت. تلاشهای پرثمری را طی این سالها به انجام رساند تا چهرهی عاقل، انساندوست، کارآمد و سازگار با زمان اسلام، به مردم اروپا معرفی شود. با برخی بزرگان مسیحیت، از جمله کاردینال اتریش، در همین راستا به گفتگو نشست. از دیگر مسائل مهم مورد اهتمامش طی این مقطع، دوستی شیعه و سنّی و «تقریب مذاهب اسلامی» بود. کــار فرهنگی جذب و ساختن جوانان را در این مقطع نیز با شکلی متفاوت ادامه داد. از جملــه «دانشجویان مسلمان ایرانی» را در قالب «اتحادیهی انجمنهای اسلامی دانشجویان - گروه فارسی زبان» سازماندهی و متشکل نمود. سخنرانیها و روشنگریهایش موجب گردید تـا دانشجویان مزبور، با مفاهیم اسلام انقلابی آشنا و در برابر خطر انحراف توسط گروههای فعال چپگرا، به شکل علمی واکسینه شوند.سال ١٣٤٩ش به ایران بازگشت و توسط ساواک ممنوعالخروج شد. در تهران سکونت گزید و کار فرهنگی جذب، تعلیم، تربیت جوانان و کادرسازی برای نهضت اسلامی را در ابعادی گستردهتر پی گرفت. رسماً به عنوان کارشناس ارشد، وارد «سازمان تدوین کتابهای درسی» شد و همراه همکاران سابقش، به نگارش کتب دینی پرداخت. از سال ۱۳۵۰ش، جلسات تفسیر قرآنی را تحت عنوان «مکتب قرآن» دایر کرد که صدها تن از جوانان پسر و دختر در آن مشارکت جستند. همراه محمدعلی رجایی و حججالاسلاموالمسلمین دکتـر بـاهنر و اكبـر هاشمی رفسنجانی، در راهاندازی و هدایت برخی مدارس اسلامی تهران، چون مدرسهی دخترانهی «رفاه»، نقش کلیدی ایفا کرد. ریاست عالیهی مدرسهی حقانی از دیگر دلمشغولیهایش بود. برخی مواد درسی را خود در آن مدرسه تدریس میکرد. بعضی جلسات منظم هفتگی نیز در منزل خویش برای فضلا و دانشجویان برپا نمود و طی آنها، به طرح مسائل علمی، فرهنگی و پاسخگویی به شبهات فکری پرداخت.
