*آیةالله آقا محمدتقی (آقا) نجفی*فرزند (آیةالله العظمی شیخ محمدباقر نجفی و بانو) سیده زمزم بیگم موسو…
انتشار: 2026/07/04 14:55 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
*آیةالله آقا محمدتقی (آقا) نجفی*فرزند (آیةالله العظمی شیخ محمدباقر نجفی و بانو) سیده زمزم بیگم موسوی عاملی فرزند آیةالله العظمی سید صدرالدین موسوی عاملی بود. عالمی سیاستمدار و رهبر دینی مردم اصفهان در نیمهی اول قرن چهاردهم هجری قمری بود. سال ۱۲۲۵ش، مقارن ۱۲۶۲ق، در اصفهان به دنیا آمد.دروس اجتهادی خود را از حدود سال ۱۲۸۱ق به بعد، در عراق نزد آیات عظام میرزا حسن شیرازی، شیخ مهدی کاشفالغطاء و شیخ راضی نجفی گذراند. همزمان نزد آياتالله سید علی شوشتری و میرزا على خلیلی تهرانی، عرفان و اخلاق و ریاضتهای شرعیه آموخت. از پدرش و آیةالله شوشتری، اجازهی نقل حدیث داشت. بسیار باهوش بود و خوشحافظه بود. گویا قبل از سال ۱۲۹۰ق به اصفهان بازگشت. بعد از درگذشت پدرش در سال ۱۳۰۱ق، زعامت دینی مردم اصفهان را متصدی شد. اشتغال عمدهاش، تدریس و اقامهی جماعت و رسیدگی به وضع اجتماعی و سیاسی جامعه. محل اقامهی جماعتش ابتدا مدرسهی ملا عبدالله بازار بود و سپس مسجد شاه. جلسات تدریسش نیز همانجا منعقد میشد. بیشتر فقه میگفت، مقداری هم تفسیر و کلام. شاگردان زیادی تربیت کرد. آیاتالله سید جمالدین گلپایگانی، حاج آقا حسین بروجردی، سید حسن روضاتی، ملا محمد جوادی صافی گلپایگانی و سید حسن نجفی قوچانی، از مشاهیر شاگردانش بودند. فتوایش همواره موافق رأى مشهور فقهاء بود. عاشق اهل بیت (ع) و از مهمترین مروجين مراسم عزدارای و روضهخوانی بود. شخصیت اجتماعی و سیاسیاش، تدریجاً بر جایگاه علمیاش غلبه یافت. هم علیه استبداد ایستاد هم عليه استعمار، هم عليه انحرافات دینی. از همان ابتدا با مظالم ظلالسلطان در حکومت اصفهان درگیر و غالباً پیروز میدان بود. بر اجرای حدود و «امر به معروف و نهی از منکر» مراقبت فراوان داشت. در جریان جنبش تنباکو به سال ۱۳۰۹ق، اولین عالم کشور بود که به مقابله با شاه و دولت برخاست. میرزای شیرازی نیز ظاهراً به توصیهی او بود که فتوای تحریم استعمال تنباکو را صادر کرد. سال ۱۳۱۶ق، از تأسیس شرکت اسلامیه حمایت همهجانبه کرد تا وابستگی شهروند ایرانی به محصولات خارجی به حداقل برسد. در برابر فعالیت فرقههای انحرافی بابیه و بهاییه هوشیار بود و دو بار طی سالهای ۱۳۰۸ و ۱۳۲۱ق، تحرکات آنها را با قاطعیت سرکوب کرد.هر دو بار توسط شاه به تهران احضار شد و هر دو بار با عزت و اقتدار بیشتر به اصفهان بازگشت. جایی که ضرورت میدانست، از تکفیر و تفسیق افراد ابا نداشت. در جریان جنبش مشروطیت به سال ١٣٢٤ق، اگرچه باطناً با آزادیخواهان همراه نبود، اما عملاً موضع بیطرفی اتخاذ کرد و مواضع مشروطهخواهیاش در حداقل ضرورت بود. در عقل و کفایت و تدبیر، ضربالمثل مردم روزگارش بود. خوشنفس بود و مهربان و متواضع و مردمدار، خود را در غم و شادی مردم سهیم میدانست. نسبت به مسلمان و غیرمسلمان، جزبابیها و بهائیها، دوست و حتی دشمن، احساس مسئولیت داشت. متمول بود و در همان حال بسیار سخاوتمند. در رفع نیاز گرفتاران کوشا بود. در برابر شدائد روزگار، بسیار صبور و مقاوم بود. در برابر مخالفینش بردبار بود و اهل گذشت. مردم او را پناهگاه خود میدانستند. در حد پرستش، محبوب دل طبقات مختلف اجتماع بود. تألیفات متعددی از خود به یادگار گذاشت که «دلائل الأحكام»، «تعليقات على فرائد الأصول»، «مفتاح السعادة» و «اشارات ایمانية» نمونههایی از آن است. طبع شعر داشت و اشعاری در زبان فارسی از وی باقی مانده است. ۶۸ ساله بود که در اصفهان درگذشت و در مقبرهای به نام خودش، کنار امامزاده «احمد» به خاک سپرده شد. روز رحلتش، ۱۳ تیر ۱۲۹۳ش، مقارن ۱۱ شعبان ۱۳۳۲ق بود.

