✒️[مراتب عداوت در منطق قرآن و مکتب اهلبیت علیهمالسلام]پاسخی کوتاه به مطلبی بدین مضمون که هیچ فرقی بین قتله ی سیدالشهداء و ترامپ و ربینو که دشمن امام زمان هستند نیست! بسم الله الرحمن الرحیمیکی از آسیبهایی که گاهی در تحلیل مسائل اعتقادی و تاریخی رخ میدهد، آن است که بهجای دقت در مراتب و موضوعات، صرف اشتراک در یک عنوان، منشأ یکسانسازی قرار گیرد. در منطق قرآن و معارف اهلبیت علیهمالسلام، حق و باطل دارای درجات و مراتباند و نمیتوان با تکیه بر یک شباهت ظاهری، همه افراد و جریانها را در یک رتبه قرار داد.از همین منظر، مقایسه میان قاتلان سیدالشهداء و دشمنان معاصر جبهه حق، نیازمند دقت علمی است؛ زیرا هرچند ممکن است هر دو در عنوان کلی دشمنی با حق مشترک باشند، اما این اشتراک، بهمعنای تساوی در حقیقت جرم، جایگاه تاریخی و آثار معنوی نیست.قاتلان کربلا تنها دشمنان سیاسی یک جریان نبودند؛ آنان پس از اتمام حجت، در برابر امام معصومِ مفترضالطاعه ایستادند، حجت خدا را به شهادت رساندند، حریم خاندان پیامبر را هتک کردند و برای خاموش ساختن چراغ امامت قیام نمودند. ازاینرو، جنایت عاشورا جایگاهی بیمانند در تاریخ بشر دارد.اما درباره شخصیتها و سیاستمداران معاصر، هرچند ممکن است در دشمنی با اسلام، تشیع یا جبهه حق نقش داشته باشند، نمیتوان بدون دلیل شرعی و علمی، آنان را در همان عنوان و مرتبه قاتلان کربلا قرار داد؛ چراکه موضوع، شرایط و حقیقت هر واقعه، معیار داوری است، نه صرف شباهت در یک جهت.از نگاه اصول فقه نیز، سرایت دادن حکم یک موضوع به موضوع دیگر بر اساس یک وجه مشترک، بدون احراز تمام ملاکها، نوعی قیاس نارواست؛ در حالی که مکتب اهلبیت علیهمالسلام بر شناخت دقیق موضوعات و پیروی از معیارهای الهی تأکید دارد.قرآن کریم نیز میان انواع دشمنان حق تفاوت نهاده و برای کافر، منافق، محارب و طاغی، مراتب و احکام متفاوتی بیان کرده است. همانگونه که همه اولیای الهی در یک رتبه نیستند، همه دشمنان خدا نیز در یک درجه قرار ندارند.بنابراین، اگر چنین تعابیری صرفاً برای بیان شدت نفرت از دشمنان جبهه حق بهکار رود، در حوزه احساس و ادبیات مبارزه قابل فهم است؛ اما اگر مقصود، اثبات همرتبگی تاریخی، کلامی و فقهی میان قاتلان سیدالشهداء و شخصیتهای معاصر باشد، چنین ادعایی با مبانی قرآن، حدیث و کلام امامیه سازگار نیست.حجه السلام سواد کوهی
:🔻در مملکتی که پدرِ سه کودک خردسال، بهخاطر سرقت سه بسته کوچک بادام به ۱۰ ماه حبس و ۴۰ ضربه شلاق محکوم میشود، اما غارتگران بیتالمال با عنوان «تراستی» ۱۱۰ میلیارد دلار را بالا میکشند و راستراست میگردند و به ریش ملت میخندند، سخن گفتن از عدالت، چیزی جز توهین به شعور مردم نیست
هیسسسس ⚠️ذکر و یاد موعود ممنوع ⛔️اگر روایات را مطالعه کنید از قدیم الایام و حتی از زمان انبیاء پیشین توجه دادن دلها به سمت #موعود توسط پادشاهان ستمگر ممنوع اعلام شدهتا جایی که مومنین و منتظرین مجبور بودند برای صحبت از موعود به بیابان و صحرا بروند (کمال الدین جلد ۱ باب ۶ في غیبة موسی)وَ نَهَاهُمْ عَنِ الْإِخْبَارِ بِهِ وَ السُّؤَالِ عَنْهُپس تعجب نکنید اگر برخی شما را از دعای فرج منع می کنندیا اگر زیاد از #منجی و موعود حرف می زنید به شما برچسب می زنند...اللهم عجل لولیک الفرج
یومالبیعة؛ قرینهای روشن بر زمان هجوم به خانه وحیدر مسئله زمان هجوم به خانه حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها، گاه گفته میشود که این حادثه را نمیتوان به روزهای نخست پس از شهادت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نسبت داد. اما این ادعا با مجموعه قرائن تاریخی سازگار نیست.نخست، زمان بیعت است. ابنکثیر، پس از نقل روایت ابوسعید خدری، سند آن را صحیح محفوظ دانسته و تصریح میکند: مبايعة علي بن أبي طالب إما في أول يوم أو في اليوم الثاني من الوفاة؛ یعنی بیعت امیرالمؤمنین علیهالسلام در روز نخست یا روز دوم پس از شهادت پیامبر واقع شده است. البدایة والنهایة، ج۵، ص۲۷۰.ابن حجر نیز در فتح الباری از تصحیح ابن حبان و دیگران درباره بیعت علی علیهالسلام فی أول الأمر یاد میکند.اکنون این قرینه را کنار گزارش شهرستانی از ابراهیم نظام قرار دهید: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت الجنين من بطنها...؛ یعنی حادثه ضرب حضرت زهرا سلاماللهعلیها و سقط جنین، صریحاً به روز بیعت نسبت داده شده است. الملل والنحل، ج۱، ص۵۹.حاصل جمع این دو گزارش روشن است: اگر بیعت در روز اول یا دوم پس از شهادت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بوده و حادثه نیز یومالبیعة خوانده شده است، اصلِ پیوند زمانی هجوم با روزهای نخست، یک قرینه تاریخی جدی دارد.افزون بر این، گزارشهای تاریخیِ مربوط به تهدید خانه حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیز این حادثه را در متن وقایع پس از سقیفه و مطالبه بیعت از امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار میدهند. بنابراین، برای جدا کردن هجوم از این مقطع و انتقال آن به چندین روز یا هفته بعد، دلیل مستقل تاریخی لازم است؛ نه صرف احتمال.البته ممکن است کسی احتمال تعدد مراجعات یا هجومها را مطرح کند؛ این احتمال به خودی خود محال نیست، اما احتمال تعدد حوادث، دلیل تأخیر حادثه نخست نیست. همچنین اختلاف درباره بیعت دوم پس از شش ماه را نباید با بیعت نخست در آغاز امر خلط کرد؛ وجود بیعت دوم، زمان بیعت نخست را از میان نمیبرد.از سوی دیگر، اختلاف روایات درباره مدت حیات حضرت زهرا سلاماللهعلیها ــ مانند هفتاد و پنج یا نود و پنج روز ــ مربوط به تاریخ شهادت حضرت است و نباید با زمان آغاز هجوم خلط شود.قاعده روشن تحقیق تاریخی این است: نبودن تاریخ تقویمیِ دقیق، مساوی با نبودن چارچوب زمانی نیست؛ و ضعف یا اختلاف یک نقل نیز دلیل اثبات نقیض آن نیست.پس سخن علمی و منصفانه این است:مجموع قرائن، هجوم را در بستر نخستین بحران پس از شهادت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و در پیوند با مسئله بیعت قرار میدهد؛ و آنکس که میخواهد هجوم را به روزها یا هفتههای بعد منتقل کند، باید برای این فاصله، دلیل تاریخی مشخص ارائه کند.محسنیه، از این منظر، صرفاً یک عنوان تقویمی نیست؛ یادآور مظلومیت خانه وحی در همان بحرانی است که پس از شهادت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و در کشاکش مسئله بیعت پدید آمد.اگر بیعت در آغازین روزهای پس از شهادت پیامبر بوده و حادثه در نقل تاریخیِ صریح یومالبیعة نامیده شده است، برای تأخیر هجوم باید دلیل آورد؛ نه برای نسبت آن به همان بستر تاریخی.این، ادعای صرفِ عاطفه نیست؛ استدلالی استوار بر قرائن تاریخی است. افزون بر آن، مرجعیت شیعه، عزاداری و سوگواری بر حضرت محسن علیهالسلام در روزهای نخست ربیعالاول را از «أفضل القُرُبات» دانسته است؛ و این خود قرینهای درخور تأمل بر قدمت و ریشهداری این سنت سوگواری در میان عالمان شیعه است. فَتَأمَّل.✍🏻 امیری سوادکوهی #نجوای_قلم💎 @Najvaye_Qalam