صلح در قرآننقدی علمی و صریح بر بیانات آیت الله خاتمیآنچه در فضای مجازی به آیت الله سید احمد خاتمی،…
انتشار: 2026/08/14 12:41 UTCدریافت: 2026/08/16 20:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:41 UTC
صلح در قرآننقدی علمی و صریح بر بیانات آیت الله خاتمیآنچه در فضای مجازی به آیت الله سید احمد خاتمی، نسبت داده شده، این است که صلح در قرآن را ناظر به اختلافات خانوادگی دانسته و آن را بیارتباط با جنگ و مناسبات میان طرفهای متخاصم تلقی کردهاند. اگر این نقل، بیان شخص ایشان باشد، باید با صراحت علمی گفت: این برداشت با نصوص روشن قرآن، کاربردهای قرآنی مفهوم صلح و شواهد مسلم تاریخ صدر اسلام سازگار نیست. مسئله صرفاً اختلاف در ذوق یا سلیقه تفسیری نیست؛ سخن بر سر آن است که نباید یک مفهوم عام قرآنی را با استناد به یک مصداق، از معنای گسترده و واقعی آن تهی کرد.در قرآن، صلح و اصلاح به خانواده اختصاص ندارد. آری، سوره نساء از اصلاح میان زن و شوهر سخن میگوید؛ اما قرآن در سوره انفال صریحتر از آن میفرماید: وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛ اگر طرف مقابل به صلح گرایش یافت، تو نیز به آن گرایش کن. سیاق آیه درباره مواجهه با دشمن و طرف متخاصم است. اینجا دیگر جایی برای حمل مفهوم صلح به اختلافات خانوادگی باقی نمیماند. در سوره حجرات نیز درباره نزاع دو گروه اجتماعی فرمان میدهد: فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا و پس از دفع تجاوز، دوباره به اصلاح عادلانه فرمان میدهد. بنابراین، تقلیل صلح قرآنی به خانواده، با ساختار و صریح آیات قرآن قابل دفاع نیست.اما حدیبیه حجت تاریخی و قرآنی قاطعتری است. پیمانی میان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و مشرکان مکه، در متن یک منازعه نظامی، منعقد شد و به توقف جنگ انجامید؛ و قرآن درباره همین حادثه فرمود: إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا. آیا میتوان صلح را از جنگ بیگانه دانست، در حالی که یکی از مهمترین پیمانهای صلح در تاریخ نبوی، در بطن یک خصومت نظامی رخ داده و خداوند نتیجه آن را فتح مبین نامیده است؟حدیبیه به روشنی نشان داد که هر آتشبسی شکست نیست و هر جنگی پیروزی نیست. آنچه در نگاه برخی در آن روز عقبنشینی مینمود، در افق قرآنی فتح بود و در تاریخ، زمینهساز گسترش دعوت و فتح مکه شد. صلح حکیمانه، اگر بر مدار عزت، عقل و مصلحت باشد، نه نفی مقاومت است و نه تسلیم؛ بلکه میتواند خود بخشی از تدبیر پیروزی باشد.از این مهمتر، قرآن را نباید تابع اقتضائات جریانهای سیاسی کرد. نباید ابتدا موضع سیاسی را تعیین کرد و سپس برای آن از آیات قرآن شاهد تراشید. این تفسیر قرآن نیست؛ تحمیل رأی بر قرآن است. قرآن باید معیار سنجش و اصلاح سیاست باشد، نه ابزار توجیه سیاست.اگر روزی صلح مطلوب شد، آیات جهاد را نمیتوان حذف کرد؛ و اگر روزی جنگ مطلوب شد، آیات صلح را نمیتوان به حاشیه راند. شأن عالم دینی آن است که رأی خود را با قرآن بسنجد، نه قرآن را با رأی خود.ازاینرو، اگر مراد این باشد که صلح در قرآن صرفاً به اختلافات خانوادگی مربوط است و با جنگ و مناسبات میان طرفهای متخاصم ارتباطی ندارد، این سخن از نظر قرآنی قابل دفاع نیست. یک آیه برای رد آن کافی است: وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا؛ و یک واقعه تاریخی برای پایان دادن به این ادعا بسنده است: صلح حدیبیه که قرآن آن را فتح مبین نامید.فتأمّل؛ قرآن را باید آنگونه که هست فهمید، نه آنگونه که سیاست روز اقتضا میکند. قرآن میزان سیاست است، نه سیاست میزان قرآن؛ و هرگاه رأی سیاسی بر نص قرآنی مقدم شود، دیگر از تفسیر وحی سخن نمیگوییم، بلکه از توجیه رأی خویش با زبان وحی سخن گفتهایم.✍🏻 امیری سوادکوهی #نجوای_قلم💎 @Najvaye_Qalam


