✍🏻 ویترینیسم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ⚜️ اگر بهجز چشم…
انتشار: 2026/07/31 11:03 UTCدریافت: 2026/08/03 05:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 05:22 UTC
✍🏻 ویترینیسم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ⚜️ اگر بهجز چشم بینا و گوش شنوا، از تفکر سنجشگرانه هم بهرهمند باشیم، خیلی زود به یکجور «عدمِتوازنِ واقعاً رایج و ظاهراً مقبول» پی میبریم. برای پیشفهم این عدمِتوازن، چرخی در اینستاگرام، نظری بر تیترهای مطبوعات، گذری بر شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای، و احتمالاً مداقهای در گفتوشنفت بسیاری از تیناِیجرها کافی است.⚜️ اندکی مصداقیتر میگویم: لایو فلان بازیگرْ صدرنشین جستوجوگر اینستاگرام میشود، بَهمان مجری در تلویزیونْ با بیپروایی تمام دربارۀ موسیقی نظرهای صفروصدی میدهد، صاحب فلان شرکتْ خودپسندانه در ماهواره به دستآوردِ شرکتش مینازد، و سرعت بَهمان خلبان یا خودروران نُقل نَقل تیناِیجرها میگردد. اینجاست که شاعر میگوید: «به هرجا بنگرم روی تو بینم!»⚜️ مردمِ جهان را میتوانیم به دو دستۀ کلی تقسیم کنیم: دستۀ کمشمارِ اول، آنان که جلوی دوربیناند و در ویترین قرار دارند، و دستۀ پرشمارِ دوم، آنان که پشت دوربیناند و در پستو خاک میخورند. من دستۀ اول را «ویتریننشین» نام میدهم و دستۀ دوم را «پستونشین» نام مینهم.⚜️ همچنانکه دریافتید، آن بازیگر و مجری و شرکتدار و خلبان و خودروران، مصداقهای مفهوم ویتریننشیناند. اما پستونشینان کداماند؟ آنان کسانیاند که چهبسا از ویتریننشینان بیشتر میکوشند؛ ولی چون از دوربین محروماند، مردم آنان را نمیشناسند و تلاش آنان را ارج نمیگزارند، حتی بعضاً از وجودشان ناآگاهاند.⚜️ تدوینگر و فیلمبردار و فیلمنامهنویس ساعتها میکوشند تا بازیگر جلوه کند. برنامهساز و صدابردار و نورپرداز روزها میکوشند تا مجری بدرخشد. صنعتگر و حسابدار و برنامهنویس ماهها میکوشند تا شرکتدار ببالد. پژوهشگر و انباردار و مهندس سالها میکوشند تا خلبان و خودروران هنر بنماید.⚜️ اِشکال ماجرا «لزوماً» در ویتریننشینیِ بازیگر و مجری و شرکتدار و خلبان و خودروران نیست، بلکه اِشکال ماجرا در ویتریننشینیِ «دائمی و انحصاری» آنهاست.⚜️ فرضاً اگر مهندس خود را در دخمهای محبوس نمیکرد تا طرحی بدیع و حسابشده بریزد، آن خودروران میتوانست با آن اطمینان پایش را روی گاز بگذارد و با اِن کیلومتر بر ساعت ناگهان بپیچد و قهقهۀ مستانه سر دهد؟! ⚜️ اما شاید با خودتان بگویید «خُب این عدمِتوازن کجای قضیه است؟» واقعیت این است که همه چیز دارد به این عدمِتوازن در دیدهشدن دامن میزند. ما داریم ویتریننشینان را بیرحمانه توی چشمِ همدیگر فرومیکنیم. رسانهها نیز با وجود همۀ کیاست و قدرتشان، خود را از سر استیصال به ویترین آنان تبدیل کردهاند. ⚜️ تاکنون هیچ از خود پرسیدهاید و به این وضع اعتراض کردهاید که چرا باید اغلبِ میهمانان برنامههای تلویزیون از بازیگران باشند؟ چرا مثلاً پزشکان و پاکبانان و مددجویان و حسابداران میهمان تلویزیون نمیشوند؟ چرا نقاشان و نوازندگان و خوشنویسان و پیکرتراشان میهمان آنبهآنِ تلویزیون نیستند؟⚜️ این عدمِتوازن روزی تمدن را به نابودی خواهد کشاند! وقتی کُشتیگیر و رزمیکار به شورای شهر میرود، وقتی فروش ترجمۀ مجری و بازیگر چند برابر بیشتر از مترجمان کارکشته میشود، وقتی بازیکن و مربی فوتبال تیترهای مطبوعات را از آن خود میکند، ابتذال استیلا مییابد.⚜️ آنها نه اندیشۀ بکر و آفریننده دارند، نه دانش لازم و بسنده، نه نگاه سامانمند و سنجیده، نه طرحی برای آینده؛ زیرا اساساً برای رهبَریِ فکریِ جامعه بار نیامدهاند. کار و بار آنها چیزِ دیگری است؛ اما با یدککشیدن عنوانهای پرطمطراقی مانند هنرمند و قهرمان و نابغه، توجه تودهها را انگیختهاند و راه دیگران را در کورهراهِ شهرت بستهاند.⚜️ این نیز خود گونهای استثمار است؛ استثماری برای کسب شهرتِ حداکثری که البته میتواند به کسب ثروت و قدرتِ حداکثری هم بینجامد!⚜️ ما با توجهِ بیشازحد به ویتریننشینان، خواهناخواه ریخت و رختشان را جلا میدهیم، شهرتشان را فربهتر میسازیم، برج عاجشان را رفعت میبخشیم، و در همهپرسیِ هرروزۀ رهبَریِ اندیشهها، به این ویترینیسمِ فرهنگسوز و تمدنبرانداز رأیِ آری میدهیم، غافل از اینکه بنیاد تمدن را پستونشینان گذاشتهاند، نه ویتریننشینان! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🔰 معین پایدار🆔 @moeennaamak
