حکیمی درجمع مریدانش نشسته بود ....یکی از شاگردان از وی پرسید: استاد علم بهتراست یا ثروت؟حکیم بیدرن…
انتشار: 2026/08/16 11:57 UTCدریافت: 2026/08/17 10:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 10:04 UTC
حکیمی درجمع مریدانش نشسته بود ....یکی از شاگردان از وی پرسید: استاد علم بهتراست یا ثروت؟حکیم بیدرنگ شمشیری بیرون آورد و مانند جومونگ شاگرد بخت برگشته رابه سه قسمت نامساوی تقسیم نمود و گفت:سالهاست که دیگر هیچ احمقی بین دوراهی علم و ثروت گیر نمیکند!!!مریدان دیگر درحالیکه انگشت حیرت به دندان گرفته و لرزش تمام وجودشان را فرا گرفته بود گفتند:ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم!!!حکیم گفت: در جوانی مرا دوستی بود که باهم به مکتب میرفتیم،دوستم ترک تحصیل کرد و من معلم مکتب شدم!حالا او پورشه دارد، من پوشه......!او اوراق مشارکت دارد و من اوراق امتحانی.....!!او عینک آفتابی، من عینک ته استکانی.....!!!او بیمهی زندگانی، من بیمه ی خدمات درمانی.....!!!!او سکه و ارز، من سکته و قرض......!!!!!سخنان حکیم چون بدین جا رسید مریدان نعرهای جانسوز زدندو راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتند........!!!!!باشد که شما را پندی آموخته و به درد حکیم گرفتار نیایید.....!!😂@mohammad_nari
