
🔹دانش آموخته حوزه علمیه قم🔹دکتری اندیشه سیاسی 🔹عضو هیات علمی انستیتو الهیات صلح آلمان🔸 ارتباط : @Dr_Taghavi_Official_Channel🔻 اینستاگرام :www.instagram.com/smn.taghavi/
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 3 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/15 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
سکوت پر سخن (۳ و پایانی)بنابراین در نظر گرفتن شرایط محیطی و زمینهای و نسبت آن با موضوع مورد ابتلاء بسیار مهم است و موضوعات همگانی و مهم، هنگامی که از جانب راویان که مسئولیت انتقال پیام و گزارش شرایط حساس محیطی را دارند، وقتی به سکوت گذرانده میشود، به تعبیر برخی علمای اصول، این سکوت راوی یا راویان، خود یک گواهیِ منفی مبنی بر عدم وجود آن موضوع در زمان شکلگیری آن مسئله است (اعتبرنا سكوت الراوي عن نقل القرينة، شهادة سلبية منه على عدم وجودها) [ سید محمد باقر الصدر (تقریرات: سید محمود هاشمی شاهرودی)، بحوث في علم الأصول، مركزالغدير للدراسات الإسلامية، ط ٢، قم ١٤١٧ ق.،ج ٧،ص ٣١]طبیعتاً در تحلیل قضایای مهم سیاسی اجتماعی تاریخی، موانع بیرونی و مانعیتی که در یک عصر برای سرپوش گذاشتن در ظهور مسائل مهم اجتماعی باشد، میبایست مورد لحاظ قرار گیرد به اصطلاح باید داعی بر کتمان و مانعیتی برای ظهور و گزارش تاریخی وجود نداشته باشد. نمونه روشن تاریخی این مسئله، انگیزههای بسیار قوی قدرت خواهی و قدرت طلبی برای کتمان امامت امام علی پس از وفات پیامبر اکرم میباشد. چنانکه شیخ طوسی به این موضوع پرداخته است (ن.ک. محمد بن حسن، الطوسی، تلخیص الشافی، نشر محبین،قم ۱۳۸۲ ش.، ج۲، ص ۸۱ تا ۹۴)۳- شیاع و فراگیری:نکته دیگر قابل ذکر پیرامون قاعده لو کان لبان، بحث "شیاع" است که به عنوان یک پدیده معرفت شناختی می باشد. شیاع، به معنی فراگیری و شیوع مطلبی در عصر و زمانی مشخص. پیشتر گفتیم که در قاعده لو کان لبان، اگر حکم یا واقعهای واقعاً وجود میداشت و عام البلوا بود، انتظار عقلایی این است که شایع، مشهور و فراگیر گردد. بنابراین عدم اشتهار و عدم شیاع می تواند قرینهای قطعی بر عدم ثبوت آن باشد. بنابراین شیاع، جنبه مثبتِ قاعده لو کان لبان است. شیاع درجات مختلفی داشته و ارزش اصولی- فقهی آن یکسان نیست. در فقه امامیه، شیاع گاهی طریق تحصیل علم است، نه آنکه همواره به عنوان یک دلیل مستقل در عرض کتاب و سنت قرار گیرد! بنابراین هر شیاعی علمآور نیست؛ بلکه شیاعِ مفیدِ علم، کارآمد و حجّت است. پس میتوان گفت که شیاع و قاعده لو کان لبان از لحاظ محتوایی دو روی یک سکه اند. همانطور که برای قاعده لوکان لبان، موانع بیرونی و انگیزه های کتمان باید لحاظ شود؛ در شیاع نیز، انگیزه های بیرونی و محیط مصنوعی برای شیوع تصنّعی قضایا در برهه های تاریخی باید مورد مداقّه و توجه قرار گیرد. مثلا همانطور که در ابتدای حکومت امویان، حدیث سوزی ها برای کتمان حقایقی چون فضایل حضرت امیر یا ویژگیهای راستین حکومت دینی در مشارکت حقیقی مردم پوشانده و کتمان می شد؛ با حدیث سازی و تبلیغات وسیع حکومتی برای شیوع و اشاعه اموری که با تأثیر بر افکار عمومی، دنبال فرهنگ سازی جدیدی برای امیال حاکمان بنی امیه بودند، صورت گرفت. آسیب شناسی و بررسی و تحلیل این شیاع و شهرت تصنّعی نیز برای دستیابی به حقایقِ وقایع، بسیار ضروری است؛ و در پاره ای از موارد چنانکه گفته اند: "رُبّ شهرةِِ لا أصل لها" و يا در تحليل أحاديث مي گویند: "کم من مشهورِِ لا أصل له!"۴- برهان سکوت:نکته آخر آنکه قاعده لو کان لبان از آنجا که یک قاعده ای عقلائیست، بنابراین طبیعی است که در این خصوص دیگر اندیشمندان و خردورزان متوجه و متمرکز بر این قاعده شده باشند. در روش شناسی تاریخی اندیشمندان غربی، این قاعده را مشابه با برهان سکوت (Argument from silence ) میتوان شناخت که در نظر کسانی چون یوزف شاخت (Joseph Schacht) جان وانزبرو ( John Wansbrough) و جوینبول (G. Juynboll) در روششناسیها و تحلیلهای تاریخی خود بدان پرداختهاند. اگرچه هر کدام از آنان با اهداف و زمینههای متفاوت و خاص خود این مسئله را پیگیری و بدین موضوع نزدیک شده اند، اما محتوای آنچه که به عنوان برهان سکوت از آن یاد میشود، همانند قاعده لو کان لبان است که در این روش، بررسی تاریخی به ویژه از سکوت متون تاریخی و فقهی در مقاطعی، برای اثبات جعل حدیث و جعل وقایع استفاده میگردد.■#گزیده_درسگفتارها #فقه_سیاسی #شیاع #برهان_سکوت🆔 @Mohammad_Nasser_Taghavi
سکوت پرسخن (۲)... پس هرگز چنین تشکیلات پلیسی و چنین اجباری برای حجاب وجود نداشته است.به همین شیوه و بر اساس همین قاعده میتوان این موضوعات را به عنوان نمونه در امر حکومت و سیاست مورد توجه قرار داد. مسائلی چون: - عدم حکومت خواهی ائمه: بدین معنا که هیچ تلاشی از جانب امامان شیعه برای رسیدن به حکومت وجود نداشته است و قرار گرفتن بر مسند قدرت و حکمرانی هدف ذاتی امامان نبوده است. - نبود سانسور حکومتی: بدین معنا که سانسور سیستماتیک و نهادی در عصر نبوی و علوی گزارش نشده است. - فقدان نهادینه بودن مجازات سنگسار: به عنوان یک سیستم کیفری و قضایی و مواردی از این دست ...چند نکته تکمیلی:۱- از "عدمِ نقل" تا "نقلِ عدم": لازم به تاکید است که قاعده "لو کانَ لبان" نمیگوید هرجا چیزی نقل نشد، پس نبوده است! بلکه میگوید با این شروط خاص: یعنی در امور بسیار مهم، عمومی، پرتکرار، اجتماعی و دارای انگیزه ی نقل (داعی برای نقل) و در نتیجه با این شروط، عدم نقل گسترده، قرینه عقلایی بر عدم وقوع است. یعنی در چنین مواردی "عدمِ نقل" به تدریج، به سطحی از کشف میرسد که شبیه "نقلِ عدم" میشود. در همین نمونه پیشگفته "اجبار به حجاب در اجتماع" مثال "عدمِ نقل" این میشود که ما سند مشهوری درباره تشکیلات پلیسی حکومتی برای اجبار کردن به حجاب در اجتماع در عصر پیامبر یا عصر حکومت علوی نداریم. اما "نقلِ عدم" در همین نمونه این میشود که اگر مورخی در تاریخ تصریح کند و بگوید: "لم یکن في المدينة من يفتّش النساء في الطرقات" یا مثلاً "در زمان حکومت پیامبر هیچکس نبود که در شهر حجاب زنان را کنترل و بازرسی کند و زنان بیحجاب را مجازات و جریمه نماید" و امثال این گزاره ها که میشود نقلِ عدم! یا برای مثال دیگر در اين موضوع مى توانيم به نماز تراویح (نماز مستحبی که اهل سنت به جماعت در ماه مبارک رمضان میخوانند) اشاره كنيم.در زمان پیامبر اکرم(ص) بنا به قاعده لو کان لبان و عدم النقل، نماز تراویح از سنت پیامبر نبوده و وجود نداشته است. پس از ۲۵ سال و به هنگام به حکومت رسیدن امام علی (ع)، در بدو امر که امام وارد کوفه میشود، امام حسن(ع) را مامور میکند که بین مردم برود و اعلام کند که این نماز تراویح در سنت پیامبر نیست. پس از آنکه این پیام به مردم میرسد، با واکنش مردم و عدم پذیرش این سخن روبرو میشوند و جملگی فریاد "وا عمراه" سر میدهند.(لما قدم أمير المؤمنين عليهالسلام الكوفة، أمر الحسن بن علي ع أن ينادي في الناس لاصلاة في شهر رمضان في المساجد جماعة ، فنادى في الناس الحسن بن علي ع بما أمره به أمير المؤمنين ع ، فلما سمع الناس مقالة الحسن بن علي صاحوا : واعمراه! واعمراه! ، فلما رجع الحسن الى أمير المؤمنين، قال له : ما هذا الصوت؟ فقال : يا أمير المؤمنين الناس يصيحون : واعمراه واعمراه ، فقال أمير المؤمنين ع : قل لهم صلوا...!) [ شیخ طوسی، تهذيب الاحكام، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران ۱۳۶۵ ش. ،ج۳،ص ۷۰، باب فضل شهر رمضان و نوافله، ش.۳۰] یعنی وقتی اطلاع رسانی کافی از این بدعت در سنت پیامبر صورت میپذیرد و مردم نمیپذیرند، امام به فرزندش میگوید رهایشان کن و بگو بخوانند! حال همین ثبت بدعت در سنت پیامبر و اینکه در زمان حضرت امیر تصریح به این شد که نماز تراویح از سنت پیامبر نیست میشود: "نقلِ عدم"۲- انگیزه های فراوان برای گزارش: نکته دیگر عقلی و ایضا اصولی این است که در عبارتی مشهور گفتهاند "عدم الوجدان لایدلّ علی عدم الوجود" یعنی صرف نیافتن، دلیل بر نبودن نیست! اما چنان که گفتیم، قاعده "لوکان لبان" در موارد عمومیت، عام البلوا و شدت ابتلاء، این سکوت، پُر سخن و دارای دلالت میشود و دیگر نیافتن و نبودن، دلیل بر فقدان نیست! چرا که شدت ابتلای آن موضوع باعث آن میشود که انگیزههای فراوانی برای گزارش و نقل آن وجود داشته باشد. به اصطلاح اصولیون در استفاده از این قاعده "فراوانیِ انگیزهها" یا " تَوفُّر دواعي" قاعده ی لو کان لبان را فعال و کاربردی مینماید.(ر.ک. محمد حسین نائینی، فوائد الاصول، چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم ۱۳۷۶ ش.، ج ۱، ص ۶۲ و ج۳، ص ۶۷ و ص ۲۸۳)بنابراین همانطور که سکوت، گاه کاشف از رضایت در مطلبی است، در قضایای مهم تاریخی، اجتماعی و سیاسی، سکوت در مسائل مبتلابه و عامّ البلوا، دلیل بر فقدان آن امر میباشد و چنانکه گفتهاند چه بسا سکوت گویاتر از هر گفتار باشد: "انّ السّکوت قد یکون أبلغ من الکلام في التعبیر عن المرام!" ادامه👇#گزیده_درسگفتارها #فقه_سیاسی #فتوحات#حجاب_اجباری #نماز_تراویح🆔 @Mohammad_Nasser_Taghavi
سکوت پر سخن (۱)(سخنی پیرامون نتایج و آثار اجتماعی- تاریخی قاعده: لو کان لبان)●سید محمد ناصر تقوی🔸قاعدهای عقلایی است به نام "لو کانَ لَبان" یعنی: اگر بود، آشکار میشد؛ که در بررسی های تاریخی و در حوزه فقه الروایة و حديث شناسى بسيار پر تکرار است. بدین توضیح که اگر امری مهم، مبتلابه عمومی و پرتکرار که واجد آثارگسترده در اجتماع است، در یک مقطع زمانی واقع شده بود، میبایست در نقلها،گزارشات، روایتهای تاریخی و در سیره یا حافظه جمعی مسلمانان آشکار، مشهود و مشهور میشد و رد پایی روشن از آن در تاریخ میماند. بنابراین عدم ظهور، عدم اشتهار و فقدان گزارش از آن امر، قرینهای بر عدم وقوع آن قضیه یا دست کم عدم رواج آن مسئله میباشد.به بیان سادهتر با نبود نصّ یا روایتهای تاریخی، در وقایع مهمی که مورد ابتلاء و اهتمام جامعه بوده است (موضوعات عامُّ البَلوی) میتوان گفت که فقدان آن موضوع دلالت بر عدم وجود آن میکند. به عنوان مثال اگر دولت یا حکومتی مدعی شود که از قدیم قانونی بوده که مردم میبایست نصف درآمد خود را به عنوان مالیات بدهند، این موضوع و شبیه این موضوع از موضوعات به اصطلاح عامّ البلوا هستند که عامه مردم در پرداخت مالیات بدان مبتلا بوده و در این موضوع و مسئله اگر چنین مطلبی بود، قطعاً مشهور میشد و لذا سکوت تاریخ در این مسئله نشانه عدم مشروعیت آن و یا جعلی بودن گزارشهای موردی و اندک از آن است. قاعده "لو کان لبان" یعنی اگر چنین تکلیف و قانونی وجود میداشت، به دلیل اصطکاک مستمر با زندگی مردم، حتماً اعتراضات، پرسشها، مقاومتها و گزارشات متعددی درباره آن شکل میگرفت و مشهور میشد. سکوت تاریخ، متون و اسناد در این باره، خود حاکی از این است که چنین چیزی وجود نداشته است. این قاعده در فقه سیاسی، ابزاری قدرتمند برای تحلیل ادعاها، قوانین نانوشته و مشروعیت سازیها و جعلهای تاریخی میتواند قرار گیرد.در استفاده عینی از این قاعده میتوانیم مثال دیگری بزنیم. به عنوان نمونه حضور حسنین(ع)در فتح ایران: با توجه به شخصیت معتبر و شناخته شده امام حسن و امام حسین که حتی از دوران کودکی و زمان پیامبر آنها را جزو اصحاب میشمردند، بسیار مهم است که اگر در این واقعه مهم تاریخی یعنی فتح ایران حضور میداشتند، با توجه به زمان فتح و گستره جغرافیایی ایران، نشانههای بسیار و حکایتها و روایتهای بی شمار و گزارشات متعدد از حضور در مکانها و منازل توقف و وقایعی که در این ماجراها رخ می داد، میبایست وجود میداشت و معروف و مشهور میشد و حضور آنها نه فقط در سیره های بعدی می آمد که در نقلهای فراوان تاریخی، غیبت طولانی حسنین(ع)از مدینه آنقدر چشمگیر می بود که در ابواب مختلف روایات ظهور پیدا می کرد، چه رسد به آنکه هیچ نشانی از آن در سیره های بعدی دو سه قرن بعدی نیست مگر دو سه مورد با یک اشاره کوچک که کاملا جعلی بودن آن روشن است! بنابراین فقدان این گزارشات به طوری که به مرحله "بانَ" و آشکارسازی در تاریخ برسد و این سکوت عظیم در این فتح معروف تاریخی نسبت به این مسئله، نشانه عدم حضور آنهاست. چرا که: "لو کانَ لبان!" و اگر احیاناً نمونههای محدودی از این حضور را بعدها مدعی شده باشند، قطعاً نشانه جعل و مشروعیت سازی پسینی است چرا که رخداد مهم حضور حسنین در یکی از بزرگترین وقایع تاریخ اسلام میبایست در ادبیات فتوحات به تکرار گفته و نوشته و مشهور میگردید.از جمله دیگر مثالهای کاربردی در عرصه سیاسی اجتماعی مسئله "حجاب اجباری" است که بر پایه قاعده مذکور در این مسئله بسیار راهگشا خواهد بود. در این موضوع شروط اصلی استخدام قاعده مذکور به روشنی وجود دارد:عمومیت مسئله: پوشش زنان مسئلهای است که هر روز و هر لحظه در کوی و برزن و کوچه و بازار تمام مردم با آن مواجه بودهاند و برای همه این قضیه عمومیت داشته (تعُمُّ بها البلوی)، والبته قابل اعتنا و مهم است.فقدان گزارش برخورد: اگر در زمان پیامبر اکرم(ص) یا حکومت امام علی(ع) گروهی، نهادی یا تشکیلاتی (مثل گشت ارشاد) برای کنترل سیستماتیک حجاب در جامعه وجود میداشت، یا مثلاً زنانی به جهت عدم رعایت حجاب، جریمه، شلاق یا دستگیر و بازداشت و زندانی میشدند؛ به دلیل اصطکاک این مسئله با توده مردم، بی شک میبایست دهها گزارش و روایت تاریخی نقل میشد. نتیجه آنکه وقتی هیچ گزارشی از اجبار حکومتی یا دستورالعمل قاهرانه و آمرانه ی سیستماتیک نسبت به کنترل حجاب در اجتماع (نه اصل حکم شرعی حجاب) در حکومت نبوی و علوی در دسترس نیست، بلکه گزارشهای خلاف این امر که حضور آزادانه زنان با حجاب اختیاری و غیر ملتزم در جامعه در نزد حاکم و در محیط اجتماعی بدون هیچ برخورد و شرط و شروطی وجود دارد؛ قاعده لو کان لبان می گوید اگر چنین سیره و روش حکومتی وجود میداشت قطعاً آشکار میشد و به ما میرسید.ادامه👇#گزیده_درسگفتارها #فقه_سیاسی🆔 @Mohammad_Nasser_Taghavi