مطلب روز | ۲۳ تیر ۱۳۳۰دسیسهای چندجانبه برای شکست مذاکرات نفت و تضعیف دولت ملی دکتر مصدقدر تیرماه ۱…
انتشار: 2026/07/15 05:10 UTC
مطلب روز | ۲۳ تیر ۱۳۳۰دسیسهای چندجانبه برای شکست مذاکرات نفت و تضعیف دولت ملی دکتر مصدقدر تیرماه ۱۳۳۰، تنها چند هفته از آغاز نخستوزیری دکتر محمد مصدق میگذشت. همزمان با اوجگیری بحران نفت، دولت ایالات متحده برای جلوگیری از تشدید اختلاف میان ایران و انگلستان، «اورل هریمن» را به عنوان فرستاده ویژه رئیسجمهور هری ترومن راهی تهران کرد. دکتر مصدق نیز با میانجیگری آمریکا موافقت کرده بود، به این امید که شاید راهی برای حل مسالمتآمیز اختلافات پیدا شود. هریمن در ۲۳ تیر ۱۳۳۰ وارد تهران شد.اما همزمان با ورود او، فضای پایتخت به سوی بحرانی از پیش طراحیشده سوق داده شد. چند روز پیش از آن، «جمعیت ملی مبارزه با استعمار» وابسته به حزب توده اعلام کرده بود که به مناسبت سالگرد کشتهشدگان اعتصاب کارگران نفت آبادان در ۲۳ تیر ۱۳۲۵، تظاهراتی برگزار خواهد کرد.در همان روز، مجموعهای از عوامل مختلف به شکلی همزمان وارد صحنه شدند. گروههای وابسته به مظفر بقایی با شعار مقابله با حزب توده در خیابانها حضور یافتند و نیروهای شهربانی نیز به سوی جمعیت آتش گشودند. پیش از وقوع این حوادث نیز رادیو لندن اعلام کرده بود که «امروز بعدازظهر در تهران حوادث خونینی روی خواهد داد»؛ خبری که بعدها پرسشهای فراوانی درباره اطلاع قبلی محافل خارجی از وقایع آن روز برانگیخت.نتیجه این درگیریها کشته و زخمی شدن شماری از مردم بود؛ رخدادی که دو هدف را دنبال میکرد: نخست، خدشهدار کردن اعتبار دولت ملی دکتر مصدق در نخستین ماههای زمامداری و دوم، القای این تصور به افکار عمومی غرب که ایران در آستانه سقوط به دام کمونیسم قرار گرفته است.دو روز بعد، بیبیسی نیز همین روایت را تقویت کرد و مدعی شد که حوادث ۲۳ تیر نشان داده است دکتر مصدق کنترل کشور را در اختیار ندارد و اگر انگلستان ایران را ترک کند، کمونیستها قدرت را به دست خواهند گرفت. این همان استدلالی بود که دولت بریتانیا برای حفظ نفوذ خود در ایران و جلوگیری از موفقیت نهضت ملی نفت به آن نیاز داشت.پس از این واقعه، برخی سیاستمداران نزدیک به انگلستان، از جمله سید ضیاءالدین طباطبایی و جمال امامی، تلاش کردند مسئولیت خونریزی را متوجه دولت مصدق کنند و موقعیت سیاسی او را تضعیف سازند. با این حال، مصدق به جای سکوت، رئیس شهربانی، سرلشکر حسن بقایی، را از سمت خود برکنار و بازداشت کرد و دستور رسیدگی قضایی به پرونده را صادر نمود.در آن زمان، شهربانی زیر نظر وزارت کشور اداره میشد و وزیر کشور کسی نبود جز سرلشکر فضلالله زاهدی. مصدق او را نیز به دلیل مسئولیت مستقیم در اداره نیروهای انتظامی برکنار کرد. با این حال، دادگاه نظامی اندکی بعد سرلشکر حسن بقایی را تبرئه کرد و محمدرضا شاه نیز تنها یک هفته پس از برکناری زاهدی، او را به عضویت مجلس سنا منصوب کرد؛ اقدامی که از حمایت دربار از وی حکایت داشت.این رخداد را باید یکی از نخستین تلاشهای سازمانیافته برای بیاعتبار کردن دولت ملی دانست؛ تلاشی که در آن منافع دولت بریتانیا، بخشی از دربار، برخی سیاستمداران مخالف و نیروهای داخلی مخالف نهضت ملی، هر یک به شکلی در یک مسیر قرار گرفتند. فضای «خطر کمونیسم» نیز به ابزاری برای اعمال فشار بر دولت مصدق و جلب حمایت بیشتر آمریکا و متحدان غربی از سیاستهای بریتانیا تبدیل شد.در کنار این حوادث، روابط شاه و مصدق نیز بهتدریج رو به تیرگی میرفت. محمدرضا شاه از یک سو زیر فشار محافل داخلی و خارجی برای ایستادگی در برابر نخستوزیر قرار داشت و از سوی دیگر، محبوبیت روزافزون مصدق و اقتدار سیاسی او را با نگرانی دنبال میکرد. این شکاف در سالهای بعد عمیقتر شد و سرانجام در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نقطه اوج خود رسید.منابع:حسین آبادیان، زندگینامه سیاسی دکتر مظفر بقایی، صص. ۲۰۱–۲۰۲.مصطفی اسلامیه، فولاد قلب، ص. ۲۲۹.همایون کاتوزیان، مصدق و نبرد قدرت، ص. ۲۱۹.@mohammadmosaddegh





