#مطلب_روز | ۲۵ تیر ۱۳۳۱کنارهگیری ناگهانی دکتر محمد مصدق؛ نخستوزیری که حاضر نشد مسئولیت بدون اختیا…
انتشار: 2026/07/16 08:42 UTC
#مطلب_روز | ۲۵ تیر ۱۳۳۱کنارهگیری ناگهانی دکتر محمد مصدق؛ نخستوزیری که حاضر نشد مسئولیت بدون اختیار را بپذیردشامگاه ۲۵ تیر ۱۳۳۱، دکتر محمد مصدق بیآنکه حتی نزدیکترین همکاران، وزیران کابینه یا یاران سیاسی خود را در جریان بگذارد، استعفای خود را برای محمدرضا شاه پهلوی فرستاد. این تصمیم ناگهانی، یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران شد؛ زیرا تنها پنج روز بعد، با قیام ۳۰ تیر، مصدق بار دیگر با خواست مردم به قدرت بازگشت و جایگاه نخستوزیری در نظام مشروطه دستخوش تغییری اساسی شد.متن استعفای او کوتاه اما گویا بود:«چون در نتیجه تجربیاتی که در دولت سابق به دست آمده، پیشرفت کار در این موقع حساس ایجاب میکند که پست وزارت جنگ را فدوی شخصاً عهدهدار شود و این کار مورد تصویب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است که دولت آینده را کسی تشکیل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منویات شاهانه را اجرا کند. با وضع فعلی ممکن نیست مبارزهای را که ملت ایران شروع کرده است پیروزمندانه خاتمه دهد.»این چند سطر، در واقع چکیده اختلافی بود که از آغاز سلطنت محمدرضا شاه میان دربار و دولتهای منتخب وجود داشت؛ اختلاف بر سر این پرسش بنیادین که فرماندهی واقعی ارتش باید در اختیار چه نهادی باشد: شاه یا دولت مسئول در برابر مجلس؟پس از ملی شدن صنعت نفت، دولت مصدق وارد دشوارترین مرحله رویارویی با بریتانیا شد. شکایت دولت انگلیس در دیوان بینالمللی دادگستری لاهه، تحریم نفتی، فشارهای اقتصادی و تلاش برای بیثبات کردن دولت، همگی شرایطی ایجاد کرده بود که مصدق معتقد بود بدون کنترل وزارت جنگ و ستاد ارتش، دولت عملاً مسئول است اما اختیار اجرای تصمیمات خود را ندارد.مصدق در خاطرات خود تصریح میکند که درخواست وزارت جنگ نه برای افزایش قدرت شخصی و نه برای دریافت حقوق وزارت بود، بلکه تنها برای اجرای اصل مسئولیت دولت در نظام مشروطه مطرح شد:«داوطلبی من برای این پست نه برای کار بود و نه استفاده از حقوق؛ فقط از این نظر بود که تصمیمات دولت در آن وزارت اجرا شود… دولت که مسئول بود، کاری نمیتوانست بکند.»او همچنین روایت میکند که هنگام ملاقات با شاه، پس از مخالفت با این درخواست، شاه گفت:«پس بگویید من چمدان خود را ببندم و از این مملکت بروم.»به نوشته مصدق، او برای جلوگیری از بحرانی شدن اوضاع فوراً استعفا کرد، اما شاه از او خواست تا ساعت هشت شب دست نگه دارد و اگر پاسخی نرسید، استعفا را به صورت کتبی ارسال کند. همان شب استعفا ارسال شد.نکته قابل توجه آن است که حتی اعضای کابینه نیز از این تصمیم اطلاع نداشتند. حسین مکی، دکتر غلامحسین صدیقی، شمسالدین امیرعلایی، مهندس رضوی و دیگر نزدیکان مصدق بعدها نوشتند که از طریق رادیو یا روزنامهها از استعفای نخستوزیر باخبر شدند. این موضوع نشان میدهد که مصدق تصمیم خود را شخصاً و بدون مشورت قبلی اتخاذ کرده بود.شاه بلافاصله احمد قوام (قوامالسلطنه) را مأمور تشکیل دولت کرد. قوام در ۲۷ تیر با انتشار اعلامیه مشهور خود که با جمله «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» آغاز میشد، مخالفان را به شدت تهدید کرد و از برخورد قاطع سخن گفت. این اعلامیه نه تنها موجب آرامش نشد، بلکه اعتراضهای گستردهای را در سراسر کشور برانگیخت و زمینه قیام تاریخی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ را فراهم کرد.با این حال، خود مصدق سالها بعد در خاطراتش با صراحتی کمنظیر نوشت:«اکنون اعتراف میکنم که راجع به استعفا خطای بزرگی مرتکب شدم.»او توضیح میدهد که اگر قوام با مخالفت شدید مردم روبهرو نمیشد و پیش از صدور رأی دیوان لاهه موفق به تشکیل دولت میشد، احتمال داشت ایران و انگلستان با توافق سیاسی، پرونده را از دیوان خارج کنند و نتیجه تلاشهای حقوقی هیئت ایرانی از میان برود.از این رو، استعفای ۲۵ تیر را باید از دو منظر نگریست: از یک سو، تلاشی برای دفاع از اصل مسئولیت دولت و اجرای واقعی قانون اساسی مشروطه؛ و از سوی دیگر، تصمیمی که خود مصدق بعدها آن را اشتباهی سیاسی دانست؛ اشتباهی که تنها به دلیل مقاومت گسترده مردم در ۳۰ تیر، به شکست نهضت ملی نفت منجر نشد.منابع و اسناد:روزنامه اطلاعات، ۲۶ تیر ۱۳۳۱.دکتر محمد مصدق، خاطرات و تألمات، به کوشش ایرج افشار، انتشارات علمی، صص. ۲۵۸–۲۵۹.دکتر محمد مصدق، خاطرات و تألمات، بخش مربوط به وقایع تیر ۱۳۳۱.غلامحسین صدیقی، خاطرات و نوشتهها، بخش وقایع ۳۰ تیر.حسین مکی، تاریخ بیستساله ایران، جلد هفتم، فصل وقایع تیر ۱۳۳۱.فخرالدین عظیمی، بحران دموکراسی در ایران، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی.یرواند آبراهامیان، کودتا؛ ۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشههای روابط ایران و آمریکا، ترجمه محمدابراهیم فتاحی.اسناد وزارت امور خارجه ایالات متحده (FRUS 1952–1954, Iran).@mohammadmosaddegh