آیا مصدق غرب ستیز و طرفدار اقتصاد دولتی و لجوج بود ؟؟در نگاهی به مهمترین نقدهای طرح شده درباره مصد…
انتشار: 2026/08/19 20:36 UTCدریافت: 2026/08/20 05:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 05:05 UTC
آیا مصدق غرب ستیز و طرفدار اقتصاد دولتی و لجوج بود ؟؟در نگاهی به مهمترین نقدهای طرح شده درباره مصدق در سالهای اخیر میتوان به سه ادعا بیشتر توجه کرد، مصدق غربستیز بود، مصدق نفت را ملی نکرد بلکه دولتی کرد، مصدق ایده و راهکاری برای حل بحران ناشی از ملی شدن نفت نداشت و صرفا با غرب لجاجت میکرد .ادعای نخست: مصدق منادی ناسیونالیسم غرب ستیز بوداین ادعا آشکارا باطل است مصدق همواره از فرهنگ و مدنیت غرب ستایش کرده و نگاهی مثبت به امریکا و حتی بریتانیا داشت. در همان نطق تاریخی خود در مجلس چهاردهم که امروز تقطیع شده و با تحریف منتشر میکنند در ستایش از دموکراسی غربی و به طور خاص امریکا و بریتانیا میگوید:اگر موجب ارتقاء ملل حکومت استبدادیست دولت انگلیس و آمریکا روی چه اصلی حائز این مقام شدهاند و اگر رژیم دیکتاتوری سبب ترقی ملل بود چرا دول محور از بین میروند! هیچ ملتی در سایه استبداد بجائی نرسید.در جایی دیگر در سخنرانی در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی (۴ خرداد ۱۳۲۹) بریتانیا را الگویی برای ایران دانسته و اظهار میدارد«کشورهای مشروطه باید از کشور اصلی مشروطه که انگلستان است تقلید کنند… ملت انگلیس از هر ملت دیگری ازخودگذشتهتر و فهمیدهتر است و دلیلش این است که قرنها پیش از دیگران آزادی داشته و در سایه آزادی توانسته خود را به این صورت درآورد.»درباره امریکا لحن مصدق ستایش انگیزتر است و تلاش می کند تا مبارزه ایرانیان برای ملی شدن نفت را نیز با استقلال امریکا از بریتانیا شبیه سازی نماید چنانچه در Independence Hall فیلادلفیا در اکتبر ۱۹۵۱گفت :ایران مانند آمریکا در سال ۱۷۷۶ در پی آزادی از سلطه بریتانیاست و آزادی ایران هنوز به دست نیامده است.مصدق ، آمریکا را دوست و حامی آزادی و حاکمیت ملتها میدانست، چنانچه در نامهای به رئیس جمهور ترومن در (ژوئن ۱۹۵۱) نوشت«مردم و دولت ایران همیشه ایالات متحده آمریکا را دوست صمیمی و خیرخواه خود دانستهاند و بر این دوستی تکیه دارند… جهان ، ملت بزرگ و محترم آمریکا را حامی قوی آزادی و حاکمیت ملتها میداند.»ادعای دوم : مصدق نفت را دولتی کرد ؟مصدق صرفا در پی ملی کردن نفت و نه دولتی کردن آن بود و اقدام بزرگ وی در ملی کردن تبدیل به یکی از هنچارهای مهم حقوق بین الملل در نیمه دوم قرن بیستم گردید و یکی از محورهای مهم مکتب جهان سومی حقوق بینالملل شد، چنانچه در سالهای بعد مجمع عمومی ملل متحد با تصویب قطعنامه های متعدد بر حق ملی شدن تاکید کرد برای اهمیت موضوع کافی است نگاهی به قطعنامه های ذیل بیاندازیم:1. قطعنامه ۵۲۳ (VI) – ۱۲ ژانویه ۱۹۵۲ این قطعنامه به توسعه اقتصادی یکپارچه و توافقهای تجاری اشاره دارد و زمینهساز بحثهای بعدی درباره منابع طبیعی شد.2. قطعنامه ۶۲۶ (VII) – ۲۱ دسامبر ۱۹۵۲ عنوان: «حق بهرهبرداری آزاد از ثروت و منابع طبیعی» این قطعنامه اعلام میکند که حق مردم برای استفاده و بهرهبرداری آزاد از ثروت و منابع طبیعی خود، جزء ذاتی حاکمیت آنهاست. کشورها حق دارند منابع خود را مطابق قوانین ملی و برای توسعه اقتصادی و رفاه مردم خود به کار گیرند. این اولین قطعنامه مهم مجمع عمومی در این زمینه است که مستقیماً حق ملیسازی را تقویت کرد.3. قطعنامه ۱۸۰۳ (XVII) – ۱۴ دسامبر ۱۹۶۲ عنوان: «حاکمیت دائمی بر منابع طبیعی» این قطعنامه مهمترین و بنیادیترین سند در این موضوع است. نکات اصلی آن حق مردم و ملتها بر حاکمیت دائمی بر ثروت و منابع طبیعیشان باید در جهت توسعه ملی و رفاه مردم اعمال شود. • اکتشاف، توسعه و تصرف این منابع باید مطابق قوانین و شرایطی باشد که مردم آزادانه تعیین میکنند. • این قطعنامه به صراحت قطعنامههای قبلی از جمله ۵۲۳ (VI) و ۶۲۶ (VII) را یادآوری میکند. قطعنامههای بعدی (مانند ۳۰۱۶ (XXVII) در ۱۹۷۲، ۳۱۷۱ (XXVIII) در ۱۹۷۳ و دیگران) این اصل را تقویت و گسترش دادند و بر حق دولتها برای تعیین میزان غرامت و حل اختلافات بر اساس قوانین ملی تأکید کردند.@bahmanighajar
