روزشمار کودتای 28 مرداد، بیست و نهم مرداد@mohammadmosaddegh
انتشار: 2026/08/20 09:47 UTCدریافت: 2026/08/20 20:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 20:15 UTC
روزشمار کودتای 28 مرداد، بیست و نهم مرداد@mohammadmosaddegh
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 33 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — مصدق به روايت تاريخ و اسناد
دیدن جوانانی که این روزها در شبکههای اجتماعی با هیجان به مصدق توهین میکنند و کودتای ۲۸ مرداد را میستایند، به شدت عجیب و حتی ناامیدکننده است. جنبش ضدروشنفکری و ضدکتابخوانی راست افراطی ایرانی به نقطهای رسیده است که مانند هر جریان ارتجاعی دیگری، به مانعی بزرگ در مسیر پایان دادن به استبداد تبدیل شده. این وضعیت که در سالهای اخیر شکل گرفته، نتایج دههها تلاش نخبگان ایرانی برای ساختن جامعهای آزاد و دموکراتیک را به خطر انداخته و اگر جدی گرفته نشود، آسانتر به اهداف ویرانگر خود دست خواهد یافت.من ۱۳ سال پیش، به مناسبت شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، دو فصل برنامه رادیویی ساختم. آن زمان مجادله بر سر ۲۸ مرداد برای نسلهای قدیمیتر همچنان بحثی داغ بود، اما در میان همنسلان من و جوانترها مناقشه چندانی بر سر آن وجود نداشت. اصولا در میان هم سن و سالهای من، کمتر اثری از تعصب افراطی یا اصرار بر نادیده گرفتن مستندات تاریخی دیده میشد. و تنها حزباللهیها بودند که از هر سن و سالی همچنان متعصب و تکبعدی باقی مانده بودند.زمانهای بود که جنبش دانشجویی با افتخار تصویر مصدق را، به عنوان نماد سیاستمداری آزادیخواه، مستقل و مردمی، در تجمعات بالا میبرد و دانشجویان به خاطرش از حزباللهیها کتک میخوردند. دکتر مصدق نیز به درستی قهرمان گفتمانی بود که آزادیهای اساسی، دموکراسی، حاکمیت قانون و گذار از جمهوری «اسلامی» به نظامی عرفی و سکولار را طلب میکرد.ضمن اینکه مشخصا در ۳۰ سال اخیر، بیاغراق دهها سند، کتاب و مقاله ارزشمند و باکیفیت درباره کودتا منتشر شده؛ آثاری درباره میزان نقش آمریکا و بریتانیا و پیامدهای کوتاهمدت و درازمدت کودتا برای جنبش آزادیخواهی ایرانیان و دموکراسیخواهی در سراسر خاورمیانه.با وجود همه اینها، برخی این روزها بخشی از همان تبلیغات سیاسی دروغینی را تکرار میکنند که از سال ۳۲ تا انقلاب ۵۷ از تمام رسانههای کشور پخش میشد و البته بخشهایی از آن تا امروز نیز از سوی اسلامگرایان حاکم تکرار میشود. استقبال نسل جوان از این روایتهای عمدتا خیالی که در ضدیت با تلاشهای ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی و آزادی ساخته شدند، قطعا تحولی کماهمیت نیست.x.com/i/status/2090101756369789235
روزشمار ۲۹ مرداد ۱۳۳۲📍 ۱ روز پس از کودتافردای کودتا؛ آغاز تثبیت قدرت و جنگ روایتها۲۹ مرداد ۱۳۳۲، نخستین روز پس از سقوط دولت دکتر محمد مصدق بود؛ اما کودتا با تصرف مراکز قدرت در تهران پایان نیافته بود. از همان ساعات نخست، مرحله دیگری آغاز شد: تثبیت دولت فضلالله زاهدی، بازداشت و تعقیب نیروهای دولت ملی، پاکسازی سیاسی و اداری و، همزمان، ساختن روایتی تازه از آنچه در ۲۸ مرداد رخ داده بود.در خیابانهای تهران هنوز آثار درگیریهای روز گذشته دیده میشد، اما در مطبوعات، روایت دیگری در حال شکلگیری بود؛ روایتی که قرار بود سرنگونی دولت مصدق را نه «کودتا»، بلکه «قیام ملی» معرفی کند.🔻 زاهدی در ساختمان نخستوزیری؛ دولت جدید مستقر میشودفضلالله زاهدی که تا روز قبل در مخفیگاه به سر میبرد، پس از پیروزی عملیات به نخستوزیری رسید و دولت جدید بهتدریج کنترل دستگاههای حکومتی را در دست گرفت.ستاد ارتش، شهربانی، رادیو و دیگر مراکز مهم دولتی تحت کنترل نیروهای طرفدار زاهدی قرار گرفتند. از نخستین اقدامات حکومت جدید، تثبیت فرماندهان نظامی و اداری و شناسایی و بازداشت افراد نزدیک به دولت مصدق بود.فرمان نخستوزیری زاهدی که به امضای محمدرضاشاه رسیده بود، اکنون مبنای حقوقی حکومت تازه قرار داده میشد؛ همان فرمانی که دو شب پیش، اجرای آن با مقاومت دولت مصدق روبهرو شده بود.🔻 مصدق دیگر نخستوزیر نیست؛ اما هنوز دستگیر نشده استدکتر محمد مصدق پس از سقوط دولت، از محل اقامت خود خارج شد و به خانه یکی از نزدیکانش پناه برد. دولت جدید برای یافتن او به جستوجو پرداخت و موضوع بازداشت نخستوزیر سابق به یکی از مهمترین مسائل امنیتی حکومت تازه تبدیل شد.🔻 حسین فاطمی؛ یکی از مهمترین اهداف تعقیبدکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه و یکی از صریحترین مخالفان سلطنت، نیز پس از سقوط دولت تحت تعقیب قرار گرفت.فاطمی در روزهای ۲۵ و ۲۶ مرداد با شدیدترین حملات علیه شاه و دربار سخن گفته بود و اکنون به یکی از مهمترین اهداف نیروهای کودتا تبدیل شده بود.🔻 روزنامهها؛ نخستین روایت رسمی از کودتااگر خیابانهای تهران میدان نبرد روز ۲۸ مرداد بود، مطبوعات در ۲۹ مرداد به میدان جنگ روایتها تبدیل شدند.روزنامه شاهد، متعلق به مظفر بقایی، کودتا را «قیام ملی» نامید و خواستار مصادره اموال دکتر مصدق شد.روزنامه داد به مدیریت عمیدی نوری نیز همین تعبیر را به کار برد و حتی از جلوگیری از فرار مصدق سخن گفت.روزنامه آتش، به مدیریت سیدمهدی میراشرافی، با انتشار فهرستی از چهرههای نهضت ملی، خواستار محاکمه و مجازات دکتر مصدق، دکتر شایگان، دکتر سنجابی، دکتر معظمی و دیگر نزدیکان او شد.اما شاید خشنترین ادبیات را روزنامه نبرد ملت، ارگان فدائیان اسلام، به کار برد. این روزنامه در فردای کودتا با ادبیاتی خونخواهانه علیه مصدق و فاطمی نوشت و خواستار برخورد شدید با آنان شد.🔻 آغاز بازداشتها و تصفیه سیاسیدر فردای کودتا، بازداشت مخالفان و عوامل دولت پیشین گسترش یافت. گروهی از نظامیان و سیاستمداران نزدیک به مصدق دستگیر شدند و دستگاه امنیتی و نظامی حکومت تازه در پی شناسایی دیگر چهرههای نهضت ملی برآمد.در سوی دیگر، نیروهای دخیل در کودتا در حال تثبیت موقعیت خود بودند و برخی فرماندهان نظامی که در عملیات نقش داشتند، به پستهای مهم منصوب شدند.🔻 فردای کودتا و سرنوشت ارتشارتش که در روز ۲۸ مرداد نقش تعیینکنندهای در تصرف مراکز حساس تهران داشت، اکنون به ستون اصلی حکومت جدید تبدیل شده بود.فرماندهانی که در شکست دولت مصدق نقش داشتند، جایگاههای مهمتری پیدا کردند و ساختار قدرت نظامی جدید به سرعت تثبیت شد.🔻 شاه هنوز در رم؛ بازگشت او در انتظار تثبیت قدرتمحمدرضاشاه در این روز همچنان خارج از ایران بود.پس از شکست عملیات نخست در ۲۵ مرداد، ابتدا به بغداد و سپس به رم رفته بود.اما اکنون با سقوط دولت مصدق و استقرار زاهدی، زمینه برای بازگشت شاه فراهم شده بود.🔻 آغاز پایان نهضت ملی۲۹ مرداد را نمیتوان صرفاً یک روز پس از کودتا دانست.این روز، آغاز دورهای تازه بود؛ دورهای که در آن دولت ملی سرنگون شده، مجلس هفدهم در عمل از میان رفته، نخستوزیر و وزیرانش تحت تعقیب قرار گرفتهاند و نیروهای نظامی و سیاسی پیروز در حال تثبیت قدرت هستند.در همین روز، روزنامههای همسو با کودتا تلاش کردند معنای واقعه را نیز تثبیت کنند:کودتا به «قیام ملی» تبدیل شد، مخالفان به «خائن» و «جاسوس» و «جنایتکار» تبدیل شدند و مطالبه محاکمه و مجازات آنان از همان فردای واقعه آغاز شد.اما تاریخ، فقط آنچه را فاتحان در روزنامههای خود نوشتند ثبت نکرد.۲۹ مرداد آغاز دورهای بود که در آن باید میان آنچه در خیابان اتفاق افتاد، آنچه طراحان کودتا میخواستند، و آنچه مطبوعات وابسته میخواستند مردم باور کنند تفاوت گذاشت.@mohammadmosaddegh
🖊 ده درس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲✍️ علی ملکپور@sokhanranihaaاستبداد در ایران یکی از دیرپاترین پدیدههاست. تاریخ ما تاریخ تداوم و تکامل استبداد است، چندان که طی ۱۵۰ سال اخیر هر جنبش و انقلابی که برای مهار این دیو سرکش رقم خورد، آن پیروزی دولت مستعجل بود و به زودی به اختناقی جدید منتهی شد و سیاست و حکمرانی به اصل ِ خود باز گشت و این چرخه معیوب تا امروز ادامه داشته است. یکی از این تجربههای تلخ مکرر شکست خوشنامترین دولت ایرانی به رهبری پیشوای فقید "دکتر محمد مصدق" ( ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ خورشیدی) بود که در چنین روزی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت ملی وی با کودتای درباری- امریکایی- انگلیسی سرنگون شد. از آموزگار روزگار و مشخصا از آن واقعه چه درسهایی میتوان آموخت؟1️⃣ اولین درس آگاهی به این حقیقت بزرگ است که جمیع بدبختیها و تلخکامیهای ایرانیان در دو آفت: ۱-استبداد تاریخی و ۲- خرافات دینی قابل جمعبندی است.2️⃣ استبداد به هر قیمتی خود را بازسازی و تداوم میبخشد؛ به قیمت خون و خیانت و خدعه و هر ترکیب کارساز دیگر3️⃣ استبداد تاریخی ایران فرصتطلب و مکار است. روزی ملیتخواهی و خون و نژاد آریایی را عَلم میکند و روزگاری دیگر دینپیشه میشود، رنگ عوض میکند اما فرهنگ و نیرنگ همان است که بود. 4️⃣ مردم ایران اما، به مخاطرات این آفت واقف اند و در هر جنبشی مستقیما به سراغ آن میروند. گویی مردم نیز استبداد شناسانی بزرگ شدهاند و آن را در هر لباسی شناسایی کرده و در مبارزه با آن نیز حرفهای! شدهاند. 5️⃣ استبداد خودشیفته است و به کمتر از نوع " مطلقه" آن رضایت نمیدهد ولذا رسمی یا غیررسمی این صفت را در شناسنامه خود قید میکند. اما ایرانی جماعت نیز در دو قرن اخیر آموخت که شاه و ولی و قیم و سرور نمیخواهد و هیچ کس چون خود مردم دلسوز مُلک و میهن نیست. حکومت فردی - سلطنتی یا دینی - در ایران نه مقدور است و نه مطلوب.6️⃣ مبارزه اصولی با این آفت، به اقتضای طبیعت جامعه گام به گام است؛ سه گام عمده در این پروسه یکی جنبش مشروطیت، دو دیگر نهضت ملی دکتر مصدق و سهدیگر نیز انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بود. در پی همه این وقایع متاسفانه استبداد خود را به سرعت بازسازی و نوسازی کرده است.7️⃣ دربار پهلوی نتوانست به روشی عقلانی با نهضت ملی ایران و رهبری آن کنار بیاید ، لذا با حمایت امریکا و انگلبس و تندروهای داخلی آن زمان، دولت ملی مصدق را با خشونت و کودتا برکنار کرد و بدین طریق بذر انقلابی را در زمین سیاست ایران کاشت که در بهمن ۱۳۵۷ به تغییر نظام سیاسی انجامید.8️⃣ تجربه کودتای ۲۸ مرداد ثابت کرد که هیچ حکومت و دولتی نمیتواند با روش تمرکزقدرت غیردموکراتیک بر مردم ایران حکمرانی کند.در قرن بیستم در طول کمتر از یکصد سال تا کنون سه حکومت - قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی- بر سرکار آمدند که هیچ کدام از آنها از ثبات دراز مدت برخوردار نبودند، زیرا نتوانستند از قالب استبداد بدر آیند و مردم ایران نیز به روش حکمرانی فردی سخت حساسیت و ناشکیبایی دارند. 9️⃣ مخالفت دو نظام پهلوی و جمهوری اسلامی ، با نام و مرام مصدق کبیر، مخالفت با یک شخص یا رییس یک دولت در گذشته نیست؛ مخالفت آنها ضدیت با مشی و منش دموکراتیک و قانونگرای مصدق است که به نماد پایدار ملی و مدنی تبدیل شده است. از این رو هر دولتی که در گذشته، حال و آینده ایران بر سر کار آید، نخست باید نسبت خود را با "محمد مصدق" روشن کند تا چشمانداز بقا و ثبات آن قابل ارزیابی باشد.🔟 یکی از بزرگتربن موانع استبدادزدایی در ایران، کاستیهای درونی و اخلاقی عنصر ایرانی است. "استبداد بیرونی" سیاسی و مشهود است و میتوان با مبارزه پیگیر آن را به چالش کشید. اما "استبداد درونی" در افکار و نفوس ما ایرانیان خانه دارد و ما خود حاملان جمعی این آفت جانکاه هستیم، لذا این بیماری مزمن مبارزهای اصولی و چندجانبه میطلبد، مبارزهای مدنی و البته خشونت پرهیز؛ همزمان در جامعه و هم در جامه خویش.۲۸ مرداد ۱۴۰۵ .🆔 @sokhanranihaa🆔 @alimalekpour1🆑 #کانالسخنرانیها🌹
♦️از موسای فرعونشکن تا موسای بتشکن🔸یکی از پرماجراترین انبیای الهی، که ذکر احوالات و شرح زندگانی او بهطور مفصل در کتب آسمانی ادیان یاد شده، موسی کلیمالله است. زندگیاش از بدو تولد تا رهاشدن در رود نیل، با نام فرعون مصر گره خوردهاست. بعدها بزرگترین مأموریت او پس از دیدن «بوتۀ سوزان» و برگزیدهشدن به رسالت، نجات قوم بنیاسرائیل از سلطۀ فراعنه بود. موسی در دیدار با فرعون تلاش کرد تا اجازۀ خروج بنیاسرائیل از مصر یا بهتعبیر دیگری از قرآن دعوت فرعون به یکتاپرستی را بهصورت مسالمتآمیز انجام دهد. با رد پیشنهاد موسی ازسوی فرعون، ده بلای مختلف بر سر مصریان فرود آمد و درنهایت فرعون با اکراه اجازۀ خروج بنیاسرائیل را از مصر صادر کرد. کمی بعد، او از این فرمان پشیمان شد و با سپاهیان خود بهتعقیب آنان پرداخت. بنیاسرائیل که در راه خود با دریای بزرگی روبهرو شده بودند و خبر تعقیب فرعون و سپاهش آنان را سخت به وحشت انداخته بود، ناگهان با معجزۀ موسی و شکافتن دریا از میان آن عبور کردند و عاقبت فرعون و سپاهش در آن دریا غرق شدند. بدینترتیب، حکمران مقتدری، که روزگاری دعوی خدایی میکرد، استخوانهایش در میان امواج سهمگین و غوطهور خرد و داستانش عبرت آیندگان شد.🔸اکنون، سدههای زیادی با عصر انبیا و مردمان بتپرست آن دوران فاصله داریم، اما امروزه بتهای سنگی جای خود را به انسانهایی سپرده است که کیش شخصیت آنان تبدیل به بتهای دوران حاضر شده است و هرکدام خادمان و پرستندگان زیادی دارند که در تبلیغ کیش شخصیتهای موردعلاقۀ خود به جد و جهد میکوشند. یکی از کسانی که بهواسطۀ نحوۀ کنار رفتنش از قدرت، از دیدگاه هواداران خود تبدیل به یک بت بزرگ و خدشهناپذیر در تاریخ معاصر ایران شد کسی نبود جز محمد مصدق.🔸هواداران مصدق او را «پیشوای بزرگ ملت ایران» خواندند. نقشآفرینی آمریکا و بریتانیا را «توطئۀ خارجی» و سقوط مصدق را «کودتا» نامیدند. همچنین، با نوشتن کتاب، جزوه، مقاله، مصاحبه و... تمامی ۲۵ سال آینده را با همۀ پیشرفتها و موفقیتهایی که برای ایران به دست آمد تحتعنوان «۲۵ سال دیکتاتوری» زیر سؤال و انکار بردند. پس از پیروزی انقلاب بهمنماه، در سالگرد درگذشت او، (۱۴ اسفند)، برایش مراسم یادبود بزرگی در قلعۀ احمدآباد برپا کردند. داریوش فروهر و حزبش نیز به گورستان ابنبابویه در شهرری رفته و قطعۀ کوچک «شهدای قیام ۳۰ تیر» را بازسازی کرده و مهیای عمل به وصیت مصدق مبنیبر دفن در کنار مزار آنان شدند. گذر روزگار اما تقدیر دیگری را رقم زد.🔸بیش از هفت دهه، حامیان و هواداران مصدق او را بهعنوان «قهرمان مبارزه با استعمار» تقدیس کردند تا اینکه اندکاندک با فروکش کردن تعصبها و کنار رفتن پردهها و نیز انتشار اسناد مختلف، حجابهای تقدسگرایی پیرامون شخصیت مصدق فروافتاد و اهل علم توانستند با فراغ بال بیشتری وقایع آن دوران را بررسی کنند و در رشد و آگاهی مردم بکوشند. یکی از این افراد، موسی غنینژاد، بود که سخنانش پیرامون وقایع ۲۸ مرداد سیل انتقادات را ازسوی طرفداران مصدق بهسوی او روانه کرد. نقطۀ اوج این تقابل فکری مناظرهای بود که در مردادماه ۱۴۰۲ با حضور او، داریوش رحمانیان و محمود کاشانی بهمیزبانی مؤسسۀ اکوایران برگزار شد. غنینژاد در سخنانش به نقش مخرب مصدق در روند تاریخی ایران اشاره کرد و بههیچوجه معتقد نبود که ۲۸ مرداد کودتا بوده است. طی بیش از دو ساعت مناظره، به مباحث مختلفی ازجمله انحلال مجلس هفدهم، برگزاری رفراندوم، سابقۀ تاریخی عزل نخستوزیر توسط پادشاه مشروطه در غیاب مجلس و ... پرداخته شد.🔸آنچه پس از این مناظره مشخص شد، ترکخوردن این بت هفتادساله بود. پروپاگاندای طولانیمدت هواداران مصدق با اشکالات و انتقادات زیادی روبهرو شد و آنان از پاسخ به این سؤال ساده عاجز ماندند: کودتا یعنی تصاحب ناگهانی قدرت بهوسیلۀ نیروی نظامی که توسط یک مقام پایین علیه مقام بالاتر از خود صورت بگیرد. در کجای دنیا برکناری نخستوزیر یک کشور توسط پادشاه همان کشور کودتا نامیده میشود؟🔸اکنون که بیش از ۷۳ سال از وقایع ۲۸ مرداد میگذرد، میراث مصدق بیشاز همیشه برای مردم ایران ملموس است. تحریم، تورم سنگین، چاپ پول بدون پشتوانه و از همه مهمتر غربستیزی و دشمنی با غرب بزرگترین میراثی است که مصدق و رهروان فکری او برای ملت ایران به ارمغان آوردند. برای شخص مصدق بیشاز آنکه منافع ایران اهمیت داشته باشد، «حفظ چهرۀ سازشناپذیر و ضداستعماریاش علیه غرب» اهمیت بیشتری داشت. ازاینروست که برای نسل جدید ایران افرادی نظیر محمدعلی فروغی، احمد قوام، علی رزمآرا و فضلالله زاهدی، که در راه حفظ منافع ملی ایران از نام و آبروی خود مایه گذاشتند، اهمیت بیشتری دارند تا امثال مصدقها.✍امیرحسین حاجیعلی، دانشآموختۀ کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵.t.me/mardomnameh
تصویر دکتر مصدق در قله دماوندمرداد ١۴٠۵@mohammadmosaddegh
چند نکته دربارهی جنبش ملی و مصدق آماج و آرمان جنبش ملی را نمیتوان و نباید تنها در ملیکردن صنعت نفت خلاصه کرد و به آن فرو کاست. آرمان و آماج آن جنبش ملیکردن دولت بود. این آرمان ریشه در انقلاب مشروطه داشت. انقلاب مشروطه بنا به علل و عوامل و دلایل گوناگون در تحقق این آرمان با موانع درونی و برونی برخورد کرد. مسألهی نفت و پیدایش شرکت نفت انگلیس یکی، و تنها یکی از آن موانع بود. در دههی بیست فرصتی دوباره پیش آمد تا ایرانیان در آن راه گام بردارند. تجربهی نزدیک به پنجاه سال نشان داده بود که ملی-مردمیکردن دولت در ایران تا هنگامی که آن موانع بیرونی در کار و در میان هستند شدنی نیست. شرکت نفت، بدرجات به دولتی درون دولت ایران تبدیل شده و توسعهی سیاسی ایران و تحقق آرمانهای انقلاب مشروطه را خلاف منافع خود میدانست. مصدق با تکیه بر منش و مرام و اندیشه و پیشینهاش به عنوان رهبر حرکت ملی ایرانیان برآمد و مردم او را در چنین جایگاهی پذیرفتند.از همان اوان تاکنون منش و روش و راهی که مصدق آن را نمایندگی میکرد با انتقادها و مخالفتهایی روبرو بود و هست. بودند و هستند کسانی که به دلایل گوناگون در برابر او و نهضت ملی جبهه آراستند و به مخالفت و حتی دشمنی برخاستند. همهی آنان را نمیتوان یککاسه کرد و به یک چوب راند. از همان زمان تاکنون بودند کسانی از منتقدان و مخالفان و حتی دشمنان مصدق که دلسوز مردم و کشور بودند و هستند و سربلندی و بالندگی و شکوفایی ایران را میخواستند و میخواهند. آماج و آرمانشان با مصدق و یاران او یکی بود و هست؛ اما در راه و روش با او تفاوت و مخالفت داشتند و دارند. آنان شرایط و اوضاع ایران و جهان را بگونهای دیگر میدیدند و میبینند و میفهمیدند و میفهمند. بنابراین نمیتوان و نباید هرکس که با مصدق متفاوت میاندیشید و میاندیشد و مخالف و منتقد او بود و هست را به خیانت و نادانی و بیوطنی و چیزهایی از این قبیل متهم کرد. مخالفت و دشمنی با هر چیز و هر کسی درجات و اندازه و کیفیت و انگیزههای گوناگون دارد. اختلاف در آراء و دیدگاهها و روشها نه تنها طبیعی که خوب و مطلوب و سازنده و حرکتآفرین است.اندیشه و فرهنگ سیاسی ما یک مشکل و بیماری مزمن و ریشهدار دارد و آن شخصپرستی است. فهم و روایت ما از تاریخ نیز بدرجات بر اثر این آفت شخصیتزده شده است. این آفت کار ما را سخت به گره انداخته است. ایران تا هنگامی که این آفت را علاج نکند روی توسعهی سیاسی و حکومت و سیاست مردمپایه را نخواهد دید. تا هنگامی که فهم و روایت ما از گذشته در بند شخصیتزدگی و شخصپرستی است سیاست و حکومتمان نیز چنین خواهد بود. تا هنگامی که روایت تاریخ ما مردمی - مردمبنیاد - نشود سیاست و حکومتمان مردمی و مردمبنیاد نخواهد شد.تا هنگامی که تاریخ ما در بند دیو و فرشتهسازی و چاهنشین و ماهنشینکردن است همین آش و همین کاسه خواهد بود و راهی به سوی مردمسالاری و قانونمداری راستین گشوده و پیموده نخواهد شد.مصدق دولتمردی مردمگرا و ایراندوست بود. آرمان او شکوفایی و نیرومندی و بالندگی ایران بود. اما از خطا و کاستی بری نبود. او را دوست میدارم چون دل در گرو مردم و ایران داشت. مصدقدوستی چیزیست و مصدقپرستی چیزی دیگر. از مصدق بت نسازیم. مقدس و غیرقابل نقدش نکنیم. بر دوستداران اوست که او را نقد کنند. پیش و بیش از هر کس دیگر این دوستداران او هستند که وظیفهی نقد او را بر دوش دارند. کسانی که با روش و رویکرد علمی و با انگیزههای ایراندوستانه مصدق را نقد میکنند باید گرامی داشته شوند. دست اینان را باید بوسید. بلا و مصیبت بنیانکنی است شخصیتپرستی.شخصپرستی از بتپرستی بدتر و زیانبارترست. باید کوشید که ایران از این بند بلا رهایی یابد.در خوب و بد و زشت و زیبا و تلخ و شیرین تاریخ و رویدادهای آن مردم شریکاند و نقش اصلی و بنیادی دارند، آنها را تنها به نام شخصیتها ننویسیم. چه مصدق باشد و چه رضاشاه و محمدرضاشاه و چه هر کس دیگر.و...داریوش رحمانیان بیست و هشتم امرداد هزار و چهارصد و پنج t.me/dariush_rahmanian
