#روزنامه_کودتا آتش 29 مرداد 1332آتشِ سید مهدی میراشرافی با تیتر «مصدق-شایگان-سنجابی-معظمی و سایر هم…
انتشار: 2026/08/21 10:48 UTCدریافت: 2026/08/22 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:05 UTC
#روزنامه_کودتا آتش 29 مرداد 1332آتشِ سید مهدی میراشرافی با تیتر «مصدق-شایگان-سنجابی-معظمی و سایر همدستان او باید محاکمه و مجازات شوند» چاپ شد.این شماره برای اولین بار در فضای مجازی منتشر میشود.نسخه کامل و با کیفیت روزنامه@mohammadmosaddegh
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 6 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — مصدق به روايت تاريخ و اسناد
🔻 شاهد؛ روایت متفاوت مظفر بقاییاما روزنامه شاهد، متعلق به مظفر بقایی، موضعی متفاوتتر از برخی روزنامههای طرفدار کودتا داشت.تیتر اصلی آن چنین بود:«۳۰ تیر، ۲۸ مرداد؛ آغاز و انجام یک سقوط»و در مطلبی با عنوان:«تهران خونین؛ قیام ژندهپوشان، پابرهنهها و گرسنگان علیه حکومت قلدر مصدق»روایت خود را از حوادث ارائه کرد.با این حال، در مجموعِ مطالب شاهد، میتوان دید که بقایی تلاش داشت حساب خود را تا اندازهای از برخی کودتاچیان جدا کند و در کنار حمایت از سقوط مصدق، به دولت جدید و زاهدی نیز هشدار و نصیحت بدهد.این تفاوت مهم است؛ زیرا جبهه مخالف مصدق را نمیتوان یک جریان کاملاً یکپارچه دانست. در فردای پیروزی، اختلاف منافع و نگاههای متفاوت میان متحدان دیروز و شرکای کودتا نیز کمکم آشکار میشد.🔻 «قیام ملی» یا کودتا؟ آغاز یک مناقشه تاریخیشاید مهمترین اتفاق ۳۱ مرداد، نه در خیابان و نه در کاخ، بلکه در صفحات روزنامهها رخ داد.مطبوعات طرفدار حکومت جدید تقریباً بلافاصله تلاش کردند واژگان و مفاهیم مورد استفاده برای توصیف ۲۸ مرداد را تغییر دهند:کودتا → قیام ملیسقوط دولت → نجات کشوربازگشت شاه → بازگشت شاه به میان ملتمخالفان → خائن و توطئهگردولت مصدق → حکومت قلدر و ضدسلطنتاین جنگ واژهها تصادفی نبود.هر قدرت سیاسی پس از پیروزی تلاش میکند روایت خود را از واقعه تثبیت کند؛ و حکومت جدید ایران نیز از همان نخستین روزهای پس از کودتا، ساختن همین روایت را آغاز کرد.🔻 پایان یک روزشمار؛ آغاز یک فصل تازهبا بازگشت محمدرضاشاه در ۳۱ مرداد، روزشمار ما به نقطه پایانی خود میرسد.ما از روزهای پرالتهاب پیش از همهپرسی آغاز کردیم؛ از اختلافات سیاسی و مذهبی، صفبندیهای مجلس، فعالیتهای دربار، ورود مأموران آمریکایی، تحرکات نظامی و فرمانهای عزل و نصب گذشتیم؛ شکست کودتای نخست در ۲۵ مرداد را دیدیم؛ فرار شاه، سازماندهی دوباره کودتاگران، جنگ روانی، خیابانهای تهران و سرانجام ۲۸ مرداد را دنبال کردیم.و شاید مهمترین درس این ۲۳ روز همین باشد: تاریخ را فقط از زبان پیروزان نخوانیم.📍 @MohammadMosaddeghپایان روزشمار «روایت ۲۳ روزه تا کودتا»
📅 روزشمار ۳۱ مرداد ۱۳۳۲📍 ۳ روز پس از کودتا📰 بازگشت شاه؛ پایان روزشمار کودتا۳۱ مرداد ۱۳۳۲، روزی که محمدرضاشاه پس از شکست کودتای نخست و فرار از ایران، به کشور بازگشت.با بازگشت شاه، مرحله نخست این پرونده تاریخی به پایان میرسد؛ مرحلهای که از روزهای پرالتهاب مرداد آغاز شد، با فرمانهای عزل و نصب، شکست کودتای اول در ۲۵ مرداد، سازماندهی دوباره عملیات و سرانجام سقوط دولت مصدق در ۲۸ مرداد ادامه یافت و اکنون با بازگشت شاه وارد مرحله تازهای شد.از این روز به بعد، دیگر موضوع فقط «چگونگی وقوع کودتا» نیست؛ بلکه داستان بازداشتها، محاکمهها، سرکوب مخالفان، تثبیت قدرت شاه و پیامدهای سیاسی و اجتماعی ۲۸ مرداد آغاز میشود.🔻 شاه ساعت ۱۱:۱۵ به تهران بازگشتروزنامه کیهان گزارش کرد که هواپیمای شاه ساعت ۱۱:۱۵ در فرودگاه تهران به زمین نشست.نخستوزیر، افسران ارشد ارتش و شماری از نمایندگان مجلس در فرودگاه به استقبال شاه رفتند.روزنامه اطلاعات با تیتر:«شاهنشاه به میان ملت خود بازگشتند»تصویری کاملاً متفاوت از ماجرا ارائه کرد و نوشت هنگامی که هواپیمای مخصوص در فرودگاه توقف کرد، نخستوزیر وارد هواپیما شد و دست شاه را بوسید.شاه که شش روز پیش در پی شکست عملیات نخست از ایران خارج شده بود، اکنون در حالی به کشور بازمیگشت که دولت مصدق سقوط کرده و قدرت سیاسی در اختیار دولت زاهدی قرار گرفته بود.🔻 شاه در رادیو؛ روایت تازه از یک بازگشتقرار بود شاه ساعت ۹ شب از رادیو با مردم سخن بگوید.بازگشت او فرصتی بود تا روایت رسمی حکومت تازه از وقایع چند روز گذشته تثبیت شود؛ روایتی که ۲۸ مرداد را نه کودتا، بلکه «قیام ملی» و بازگشت شاه را نتیجه خواست مردم معرفی میکرد.از همینجا، جنگ روایتها وارد مرحله تازهای شد.🔻 مصدق دستگیر شددر همان روز خبر بازداشت دکتر محمد مصدق و همراهانش در باشگاه افسران در مطبوعات منتشر شد.مردی که تا چند روز پیش نخستوزیر ایران بود و در برابر فرمان عزل مقاومت کرده بود، اکنون در اختیار حکومت جدید قرار گرفته بود.با دستگیری مصدق، یکی از مهمترین اهداف کودتاگران تحقق یافت.🔻 خانه مصدق؛ از مقر نخستوزیری تا محل غارتروزنامهها همچنین از چگونگی اشغال خانه دکتر مصدق و توقیف اموال او گزارش دادند.اما آنچه در برخی گزارشها با عنوان «توقیف اموال» بیان میشد، در واقع با روایتهایی از غارت خانه و از میان رفتن بخشی از اموال همراه بود.🔻 آمار قربانیان کودتاروزنامه اطلاعات درباره تلفات روزهای کودتا آماری منتشر کرد:۴۶ نفر کشته، ۵۸ نفر مجروح و ۴۳۳ نفر زخمی.این اعداد، تصویری از خشونتی را نشان میدهد که در روزهای ۲۸ مرداد و حوادث پیرامون آن تهران را فرا گرفت.🔻 تظاهرات در تهران و شهرستانهاروزنامههای این روز همچنان از تظاهرات و تجمعات در تهران و برخی شهرستانها خبر میدادند.اما فضای کشور دیگر فضای روزهای پیش از کودتا نبود. مراکز نظامی و انتظامی در اختیار حکومت جدید قرار گرفته بودند و امکان فعالیت آزادانه نیروهای مخالف بهشدت محدود شده بود.🔻 روزنامه «بختیار»؛ روایت توطئه جمهوریدر میان مطبوعات طرفدار سلطنت، روزنامه بختیار با تیترهایی تند به استقبال بازگشت شاه رفت.این روزنامه در بخشهای مختلف خود تلاش میکرد این روایت را تثبیت کند که مصدق و نزدیکانش قصد برپایی جمهوری داشتهاند.این ادعا در روزهای پس از کودتا به یکی از محورهای مهم تبلیغات ضد مصدق تبدیل شد: اینکه سقوط دولت نه برای بازگرداندن شاه به قدرت، بلکه برای جلوگیری از تغییر رژیم سلطنتی و تأسیس جمهوری رخ داده است.🔻 روزنامه آتش؛ «تثبیت سلطنت»روزنامه آتش به صاحبامتیازی سیدمهدی میراشرافی نیز بازگشت شاه را نشانه تثبیت سلطنت دانست.آتش با اشاره به خروج شاه از کشور، این واقعه را کمسابقه توصیف کرد و نوشت برای نخستین بار در نیمه دوم قرن بیستم، شاهی از کشوری در خاورمیانه خارج شده و سپس با «قیام مردم» بازگشته است.اما در پشت این عبارت، واقعیتی وجود داشت که باید از آن غافل نشد:آتش در همین روز تا آنجا پیش رفت که روزنامه اطلاعات را به «حشیش و تریاک» تشبیه کرد و خواستار جلوگیری از انتشار آن شد؛ نشانهای روشن از شدت فضای مطبوعاتی و تلاش برای حذف صداهای رقیب.در همان شماره، اسامی اعضای کابینه فضلالله زاهدی نیز منتشر شد.
روزشمار کودتای 28 مرداد، روز سیویکم مرداد@mohammadmosaddegh
قسمت دومتدینی از این گزاره استفاده میکند که شاه مخالف کودتا بود و صرفاً از برکناری قانونی مصدق حمایت میکرد. بسیار خوب؛ این موضوع خودش نیازمند بحث تاریخی دقیق است، نه یک جمله قطعی. رابطه شاه با مصدق، فرمانهای ۲۵ مرداد، فرار شاه، نقش زاهدی، شبکه نظامی و سیاسی کودتا و وقایع ۲۸ مرداد، مجموعهای پیچیدهتر از این است که بتوان با یک جمله «شاه مخالف کودتا بود» پرونده را بست.در روایت تدینی، یک طرف مصدق است و طرف دیگر مخالفان داخلی او؛ خارجیها هم نهایتاً نقش فرعی دارند. بعد چون کاشانی با مصدق مخالف بوده، این مخالفت تبدیل میشود به کلید فهم سقوط دولت ملی.اما اگر اختلافات داخلی بهتنهایی برای سقوط مصدق کافی بود، باید توضیح داد عملیات سازمانیافته خارجی، شبکههای ارتباطی، نقش مأموران آمریکایی و بریتانیایی، پول و سازماندهی نیروهای خیابانی، ارتباط با عناصر نظامی و مجموعه اقداماتی که برای سرنگونی دولت انجام شد، دقیقاً در کجای این داستان قرار میگیرند؟اگر قرار است پهلوی را از تاریخ تبرئه کنیم، دیگر بهتر است این کار را صریح انجام دهیم و پشت «نقد روایت رسمی جمهوری اسلامی» یا محکوم کردن مصدق و جریان ملی پنهان نشویم.چون اتفاقاً پرسش تاریخی بسیار سادهای وجود دارد که هنوز پاسخ روشنی برای آن لازم است:چرا از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، حکومتی که تدینی امروز با این جدیت در برابر روایتهای جمهوری اسلامی از آن دفاع میکند، اجازه نداد مصدق و ۲۸ مرداد تبدیل به موضوع یک بحث آزاد تاریخی در جامعه ایران شوند؟اگر روایت رسمی پهلوی از ۲۸ مرداد آنقدر محکم و قابل دفاع بود، از چه چیزی میترسید؟از یک تاریخنگاری مستقل؟از انتشار خاطرات مصدق؟از بحث درباره کودتا؟یا از اینکه جامعه ایرانی خودش درباره ۲۸ مرداد قضاوت کند؟شاید بد نباشد تدینی به جای اینکه بپرسد «چرا جمهوری اسلامی روایت کاشانی را نادیده گرفته؟»، یک بار هم از خودش بپرسد:چرا حکومتی که خودش آن را میپسندد، بیستوپنج سال اجازه نداد مردم ایران آزادانه درباره مصدق و ۲۸ مرداد حرف بزنند؟@mohammadmosaddegh
تدینی در نوشتهای که از اساس به خاطر گاف تاریخیِ ناشی از نادانیاش، ظاهراً میخواهد یک تناقض را در روایت رسمی جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد نشان بدهد؛ اما برای اثبات این تناقض، خودش مرتکب تناقض بزرگتری میشود: روایت تاریخ را نه بر اساس مجموعه اسناد و واقعیتهای تاریخی، بلکه بر اساس اینکه کدام بخش از تاریخ به کار امروز او میآید، انتخاب میکند.اول یک نکته را روشن کنیم. اینکه آیتالله کاشانی در ماههای پایانی دولت مصدق با او بهشدت اختلاف پیدا کرد، علیه مصدق موضع گرفت، رفراندوم را تحریم کرد و از زاهدی حمایت کرد، موضوعی تاریخی و قابل بررسی است. اینکه کاشانی بعد از ۲۸ مرداد نیز کودتا را آنگونه که امروز بسیاری از پژوهشگران درباره نقش آمریکا و بریتانیا در آن صحبت میکنند، تفسیر نمیکرد، نیز قابل انکار نیست.اما از این واقعیت نمیشود نتیجه گرفت که پس روایت جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد «متناقض و لاینحل» است و چون کاشانی کودتا را به معنای امروزی آن قبول نداشت، بنابراین دخالت خارجی در سرنگونی مصدق هم بیاهمیت یا حاشیهای بوده است.این دقیقاً همان جایی است که تدینی تاریخ را به یک بازی سیاسی تبدیل میکند.برای فهم ۲۸ مرداد باید چند موضوع را همزمان دید: اختلافات عمیق سیاسی داخلی، مخالفان مصدق، نقش دربار، فعالیت شبکههای نظامی و سیاسی، نقش آمریکا و بریتانیا، عملیات سازمانیافته برای سرنگونی دولت، وضعیت ارتش و خیابان.اینکه یکی از این عوامل را حذف کنیم تا عامل دیگری برجستهتر شود، اسمش پژوهش تاریخی نیست؛ اسمش انتخاب تاریخ مطابق نیاز سیاسی امروز است.تدینی میگوید روایت رسمی جمهوری اسلامی فقط کاشانی را قبول دارد و بعد نتیجه میگیرد که چون کاشانی کودتا را قبول نداشته، روایت رسمی باید با خودش در تضاد باشد. اما سؤال سادهای که باید از او پرسید این است: اگر جمهوری اسلامی واقعاً روایت ۲۸ مرداد را از آیتالله کاشانی گرفته، چرا از همان روزهای اول انقلاب تا امروز، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره ۲۸ مرداد بارها بر نقش آمریکا و بریتانیا تأکید کرده است؟و مهمتر از آن، چرا باید برای فهم موضع جمهوری اسلامی در قبال ۲۸ مرداد، از کاشانی شروع کنیم، اما از رفتار حکومت پهلوی با خود مصدق و مسئله ۲۸ مرداد تقریباً عبور کنیم؟اینجاست که بخش جالبتر ماجرا شروع میشود.تدینی از مردم میخواهد به روایت صداوسیما بدبین باشند، اما برای رد روایت صداوسیما، خودش همان روایت را به عنوان یک روایت رسمی و ثابت جمهوری اسلامی بازسازی میکند. چرا؟ چون میداند بخش بزرگی از مخاطبان امروز اساساً اعتماد و علاقهای به صداوسیما ندارند. بنابراین کافی است یک گزاره را با برچسب «روایت صداوسیما» معرفی کنید تا برای بخشی از مخاطب، پیشاپیش مشکوک و بیاعتبار شود.اما اگر قرار است درباره تاریخ حرف بزنیم، بهتر است یک سؤال سادهتر و بنیادیتر بپرسیم:اگر روایت تدینی درست است و مسئله ۲۸ مرداد اساساً یک منازعه داخلی بود و دخالت خارجی در آن نقش تعیینکنندهای نداشت، چرا حکومتی که تدینی از آن با چنین علاقهای یاد میکند، از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حتی اجازه نداد یک روایت مستقل و جدی از مصدق و ۲۸ مرداد در فضای عمومی کشور شکل بگیرد؟چرا نام مصدق عملاً از عرصه رسمی حذف شد؟چرا مطبوعات و رسانههای آن دوره اجازه نداشتند درباره عملکرد دولت مصدق، ملی شدن نفت و نحوه سقوط او آزادانه بحث کنند؟چرا هر سال در سالگرد ۲۸ مرداد، بخش مهمی از فضای مطبوعاتی کشور به تبریک به شاه و دربار و ستایش «قیام ملی» اختصاص پیدا میکرد؛ در حالی که همین روایت، الزاماً بازتابدهنده نگاه و حافظه عمومی جامعه ایران نبود؟اگر ۲۸ مرداد صرفاً یک پیروزی داخلی علیه «دیکتاتوری مصدق» بود، چرا حکومت پهلوی اینقدر از باز شدن دوباره پرونده مصدق میترسید؟چرا اجازه نداد این پرسش در فضای عمومی مطرح شود که اصلاً مصدق چه کرده بود، مخالفانش چه کرده بودند، نقش دربار چه بود و آمریکا و بریتانیا چه نقشی داشتند؟قسمت اول
پلههای تاریخ را هم نمیشناسی، بعد تحلیل تاریخی میکنی؟تدینی در کلیپی که منتشر کرده، با اطمینان مثالزدنی مدعی شده که آیتالله کاشانی و چند شخصیت سیاسی دیگر را در حال بازدید از خانه بهاصطلاح «ویرانشده» دکتر مصدق پس از ۲۸ مرداد میبینیم؛ در حالی که تصویر مربوط به پلههای مجلس شورای ملی است، نه خانه دکتر مصدق!واقعاً آدم نمیداند به این میزان از نادانی و کمسوادی بخندد یا برای سطح تحلیل تاریخیاش تأسف بخورد. شما که اینهمه درباره مصدق و تاریخ معاصر ایران با اطمینان حرف میزنید، حتی فرق پلههای خانه مصدق و پلههای مجلس شورای ملی را هم نمیدانید؟مشکل دقیقاً همینجاست. وقتی کسی با پیشفرض و دشمنی سیاسی سراغ تاریخ میرود، حتی یک تصویر ساده هم قربانی همان غرضورزی میشود. اول نتیجه را انتخاب میکنید، بعد دنبال تصویر و روایت میگردید تا آن را به زور به نتیجه مورد علاقهتان بچسبانید.کاش قبل از اینکه مصدق و تاریخ ایران دستمایه نگاههای سخیف شما به ایران شود، حداقل کمی آرشیو و عکسهای تاریخی را بشناسی. اگر هم قرار است فقط نقش پیادهنظام رسانهای سلطنتطلبان را بازی کنی، شاید بهتر باشد همان وسط گاراژ، روغن گاری ماشین رضا پهلوی را خالی کنی؛ دستکم آنجا دیگر پلههای مجلس را با خانه مصدق اشتباه نمیگیری!تاریخ با دشمنی و علاقه شخصی تغییر نمیکند؛ با سند و دقت باید سراغش رفت.@mohamnadmosaddegh
