وقتب قرص اعصاب نخوردی و میری رو آنتن زنده! رفتارهای عجیب مجری صداوسیما در آنتن زنده؛ از پرت کردن خو…
انتشار: 2026/08/13 19:12 UTCدریافت: 2026/08/13 21:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 21:46 UTC
وقتب قرص اعصاب نخوردی و میری رو آنتن زنده! رفتارهای عجیب مجری صداوسیما در آنتن زنده؛ از پرت کردن خودکار تا عصبانی شدن @petronegaar🔗 @Faghihimostafa1کارخانهی تولید مجری بازیگرِ مطیع و مخلص؛ کودک نماینده فقط شروع کار بود/خواب پریشان جلیلی برای «رییسجمهوری تابع» و نفوذ دائمی حتی پس از رفتن جبلی از ابتدای دورهی جبلی جلیلی، یک استراتژی رسانهای مبتنی بر ۳ اصل به دستور سعید جلیلی اجرا شد:- اعتبارزدایی از سلبریتی-اینفلوئنسر و هر شخصیت محبوب و نیمهمحبوب و اثرگذارِ غیرتابع- تولید انبوهی کارمند سلبریتیهای معتمد و در مُشت - برونسپاری مواضع سیاسی و هجوم رسانهای به کارمند-سلبریتیهایی که در قامت مجری-بازیگر در صداوسیما به افاضه و موعظه و دستورالعمل به مخاطب میپردازد. در این پروژه، مجری صرفاً اجرا کنندهی یک برنامهی تلویزیونی نیست، بلکه به معنای حقیقی کلمه «مجری» است و اجراکننده و مطیعِ محضِ اوامر مدیران بالاسر. در واقع، برای هر برنامه، اتاق فکری از سوی حلقهی اولیه چیده شده که تمام افاضات و سکنات و حتی لحن و زبان بدن و فرم و محتوا و ریزِ سناریو و جنسِ بازیگری مدنظر، مو به مو اجرا میشود. فرد تایید شده توسط «حلقه» که از پیچوخمِ استعلامات نوین و مصاحبههای تفتیشگونه عبور کرده، باید طبق سناریو پیش رود و حق ندارد در آنتن تلویزیون، بیاجازه کلامی از دهانش خارج شده یا «غلطی اضافه» به دَر کند!اولین محصولِ علنیِ سلبریتیسازی از دل جبههی سوپرانقلابی، مجری جویای نامی بود که بعدها مفتخر به عنوان «کودکنماینده» شد؛ اما این به معنای پایان نقش مجری-بازیگری آنها نیست، بلکه در هر شغل و منصب و فعالیت دیگر، همان پروژه را در سطحی متفاوت و با لباسهای دیگر اما تحتالامرِ همان حلقهی اولیه دنبال میکند. این پروژهی حلقهی جبلی-جلیلی همچنان در میان شوق و ذوق و تشویق خودیها ادامه دارد و مابقیِ مجری-بازیگران ضمن آنکه تحت حفاظت چتر حمایتی ویژهی حضرات هستند، آرزو دارند «حلقه» به وعدهاش وفا کند و در مرحلهی بعدی، از مجریان در قالب «کارشناس» و «متخصص» دعوت و برند آنها را در این «موقعیت تازه» تقویت کند و در مرحلهی بعد به سرنوشتی مشابه کودکنماینده دچار شده یا درجاتی از مناصب دولتی را اشغال کنند. با این کادرسازی و جبههسازی، حتی اگر دورهی جبلی تمدید نشود، جریان سیاسی مذکور پس از خروج از سازمان و کسب انتفاع مکفی از بیتالمال، خود را صاحب جبههای پر تعداد از مجری-بازیگران تابع و وابسته میبیند که حتماً در فضاهای دیگر -از پلتفرمها تا یوتیوب- نقش مخرب خود را تحت نظر همان حلقه و در ادامهی همان سیاست متصلبانه و «آزار جمعی مردم» ادامه میدهند. در واقع، خروج از سازمان پایان کار نیست؛ بلکه انتقال نفوذ به فضاهای کمهزینهتر و کمتر قابلکنترل است که حالا به لطف مشروعیتزدایی عمومی همان حلقه از صداوسیما، مقبولیتی قابلتوجه کسب کرده است. خوب که بنگریم دقیقاً همان الگوی دولت سایه را میبینیم که سعید جلیلی سالها دنبال کرده و حالا در قالب «دولت سایهی ۲» ادامه دارد. و مقصود و رویای نهایی آن نیر، معرفی یک رییسجمهور تابع و مطیعِ حلقه خواهد بود؛ خوابی پریشان که از روی دست ترامپ و پروژهی برندسازی شخصیتیاش کپیبرداری ناقصی شده است. نکتهی قابلذکر اما اینجاست که ترامپ یک «بیگانه» بود که با رسانههای جریان اصلی جنگید و از شبکههای اجتماعی برای دور زدن آنها استفاده کرد. اینجا حلقه، داخل سیستم رسمی است و سعی دارد از داخل، رسانهی رسمی را به ابزار شخصی تبدیل کند و بخشی از فضای مجازی را اشغال کند. که نتیجه معمولاً «رسانهی دولتی خالصسازیشده» است، نه یک برند کاریزماتیک مستقل. که شاید با خروج این تیم از صداوسیما، مرحلهی تکمیلی کپیشده از برنامهی برندینگ ترامپ هم اجرا و کامل شود. / مصطفی فقیهی . انتخاب@mohem_mat