تنگه هرمز؛ کارت بازدارندگی یا انتقام؟بسیاری از تحلیلگران مسئله تنگه هرمز را ذیل «بازدارندگی» تحلیل…
انتشار: 2026/07/23 12:31 UTCدریافت: 2026/08/15 01:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:26 UTC
تنگه هرمز؛ کارت بازدارندگی یا انتقام؟بسیاری از تحلیلگران مسئله تنگه هرمز را ذیل «بازدارندگی» تحلیل میکنند و بر همین اساس اصرار دارند که کنترل این تنگه مربوط به شرایط جنگی است و در غیر آن نباید بر بستن آن اصرار کرد. آنها از هزینههای زیاد آن مثل اجماع جهانی یا بیمصرف شدن آن بهمرور زمان و... میگویند. بنابراین تلاشهای زیادی برای اقناع تصمیمگیران اصلی ایران در بحث بازدارندگی صورت میگیرد و طرح و ایدههای مختلفی مطرح میشود.با این حال، بهنظر میرسد گره اصلی این مسئله، فراتر از «بازدارندگی» یعنی «انتقام» است؛ این یک مطالبه جدی در نیروهای موثر داخل کشور است که حتی با قبول اقلیت بودن آنها، فعلا منسجمترین و موثرترین اقلیتاند. خون آیتالله خامنهای و سایر فرماندهان ارشد و جنایاتی نظیر کشتار کودکان مدرسه میناب، اموری نیستند که از نگاه این افراد بتوان آنها را نادیده گرفت و مسئله را به «بازدارندگی» و «محاسبات هزینه و فایده» تقلیل داد.توجه به چهار گزاره در این زمینه بیفایده نیست:۱. اگر ایدهای زمینه مقبولیت برای نیروهای مسلح را نداشته باشد، آن ایده انتزاعی است و عملیاتی نخواهد شد.۲. کنش موثر، طرح ایده و نظری است که با احتمال مقبولیت نزد نیروهای مسلح همراه باشد.۳. ایدهای میتواند زمینه پذیرش داشته باشد که «سیاست انتقام» را محقق کند.۴. بهنظر میرسد «کنترل موثر بر تنگه هرمز حداقل تا انتخابات آمریکا» واقعبینانهترین کنش برای انتقام در نظر گرفته شده است.این مطلب در تحلیلگران نزدیک به حاکمیت ذکر میشود. بهعنوان نمونه مهدی خراتیان میگوید: «اگر ترامپ در انتخابات نوامبر (مجلس سنا و مجلس نمایندگان) پیروز شود، بابای ما را درمیآورد. باید مذاکرات و تنگه هرمز را طوری مدیریت کرد که ترامپ حداقل در انتخابات یکی از دو مجلس شکست بخورد.» تحلیلهای افراد نزدیک به حاکمیت، گاهی بهدلیل غلط بودن و نبود واقعبینی در آنها مورد تمسخر و حذف قرار میگیرند، در حالی که حتی اگر این تحلیلها نادرست یا غیرواقعبینانه باشند، دستکم یک فایده مهم دارند: تصویری از ذهنیت بخشی از تصمیمگیران ایرانی به دست میدهند؛ ذهنیتی که برای تحلیل رفتار آینده آنها، صرفنظر از میزان موفقیتش، اهمیت دارد.گفتنی است که یکی از اهداف جمهوری اسلامی ایران پس از اشغال سفارت آمریکا، کنار رفتن کارتر بود که در این زمینه نیز موفق شد. گروگانگیریهای موثری برای وادار کردن روسای جمهور فرانسه نیز بارها صورت گرفته است و عملا نظام یا محور مقاومت، کشورهای دموکراتیک را اینگونه تحت فشار قرار داده است و در موارد متعددی نیز به موفقیت رسیده است. در حال حاضر آنچه از تعرض به محور مقاومت دیده میشود، امری فراتر از آن رویدادها بوده و شواهدی نیز تایید میکند که آنچه در دستور کار است، «سیاست انتقام» است یا دست کم این سیاست را باید بهعنوان یک سناریوی جدی در نظر گرفت.در چنین وضعیتی که آمریکا بهدنبال تعیین تکلیف ایران است و نتانیاهو که با افول محبوبیت و اتهام عدم دستاورد مواجه شده، بهدنبال بقا در قدرت است، این دو عامل در کنار عامل سوم یعنی «سیاست انتقام»، میتواند «وضعیت جنگی» را تشدید کند.