اگر بخواهیم عشق را به سکانس فیلمی تشبیه کنیم میگوییم عشق میتواند درست مانند سکانسهای پایانی یک ف…
انتشار: 2026/08/20 12:27 UTCدریافت: 2026/08/21 06:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 06:20 UTC
اگر بخواهیم عشق را به سکانس فیلمی تشبیه کنیم میگوییم عشق میتواند درست مانند سکانسهای پایانی یک فیلم جنگی باشد؛ خواه هالیوود آن را ساخته باشد یا بالیوود یا سینمای یک کشوری دیگر مثل ایران. سکانسی که در آن نیروها زخمیاند و مستاصل و افسرده و دیگر امیدی به پیروزی نیست و خشابها خالی مانده، همان نقطه که کشتهها بسیارند و رمقی در دست و پاها نیست برای جنگیدن و تقلای زنده ماندن؛ و سپس لحظهای که نیروهای کمکی از زمین و آسمان نازل میشوند و این باران تیر است که بر سر دشمن می بارد و نیروهای خودی را جانی دوباره میبخشد.این سکانس خود همان عشق است؛ همان عشق اصیل و نجات بخش که با آن ورق برمیگردد و بازی باخته را میبری. چون حالا دیگر تنها نیستی و تنها به جنگی نابرابر ادامه نخواهی داد.عشق اصولا در همین بزنگاههاست که سر و کلهاش پیدا میشود؛ پیدایش میشود و به تو میفهماند که حالا دیگر تنها نیستی و برای جنگیدن هنوز وقت و رمق کافی داری. عشق سر و کلهاش پیدا میشود و طوری زندهات میکند که خیال میکنی پیش از این مردهای بودهای در انتظار قبری خالی که بخوابی درونش. عشق همهاش همین هست؛ چه از آن دور دورها چشمک بزند و دست و دلش بلرزد و نزدیک نیاید، چه تعارف را بگذارد کنار و بیاید و بلندت کند و خاک روی زانوهایت را بتکاند. خاصیت عشق نجات دادن است. امید دادن است. عشق میآید تا اگر که روزی باختی، دست کم هنوز یک نور امیدی برای زنده ماندن و جنگیدن دوباره داشته باشی. عشق میآید تا بدانی که هنوز یک راند دیگر برای مبارزه وقت باقیست.👤#مجتبی_پورفرخ@mojtaba_pourfarrokh