سَمَنبویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانندپریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانندبه فِتراکِ جفا دله…
انتشار: 2026/07/06 15:55 UTC
سَمَنبویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانندپریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانندبه فِتراکِ جفا دلها چو بربندند، بربندندز زلفِ عَنبرین جانها چو بگشایند، بفشانندبه عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزندنهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانندسرشکِ گوشهگیران را چو دریابند، دُر یابندرخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانندز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو میخندند، میبارندز رویم رازِ پنهانی چو میبینند، میخواننددوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پنداردز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانندچو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارندبدین درگاه حافظ را چو میخوانند، میراننددر این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرندکه با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند#حافظ @Molana79




