چهار و پنج اَمُرداددرگذشت رضا شاه و محمد رضا شاهزمان، آرامترین و منصفترین داور تاریخ است. گاهی با…
انتشار: 2026/07/26 05:10 UTCدریافت: 2026/08/15 05:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:01 UTC
چهار و پنج اَمُرداددرگذشت رضا شاه و محمد رضا شاهزمان، آرامترین و منصفترین داور تاریخ است. گاهی باید دههها بگذرد تا غبار هیاهوها، اختلافها و روایتهای سیاسی کنار برود و روشن شود که یک انسان چگونه زیست، چه ساخت و چه میراثی برای سرزمین خود بر جای گذاشت.امروز، پس از گذشت دههها، برای بسیاری از ایرانیان روشنتر شده که رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی چه نقشی در ساختن ایران نوین داشتهاند؛ مردانی که میراثی بزرگ از آبادانی، نوسازی و پیشرفت برای ایران بر جای گذاشتند و نامشان با بخش مهمی از تاریخ این سرزمین گره خورده است.آریامهر، محمدرضاشاه پهلوی حتی در سختترین روزهای زندگیاش، در زمانی که با فروپاشی حکومت، بیوفاییِ بسیاری از نزدیکان، بیمهریِ بیشترِ متحدان و ناسپاسیِ مردمان میهنش روبهرو شد، وقار و منش خود را از دست نداد. تلخی آن روزها را نه با کینه و خشم، که با همان نگاه شاهانهای پذیرفت که در تمام زندگی با آن زیسته بود؛ نگاهی که حتی در شکست نیز نشانی از بزرگی و نجابت داشت. از آن نگاه، دریچهای برای ما به یادگار مانده است؛ دریچهای که هر بار از آن به گذشتهٔ میهنمان مینگریم، گویی آیندهای را میبینیم که هنوز آرزویش را در دل داریم.شاید پیش از هر چیز، باید آنگونه زندگی کنیم که وقتی سالها از رفتنمان گذشت و حافظهٔ تاریخی جامعه خواست از ما یاد کند، آنچه از ما به یاد میآورد، چیزی جز نیکی، بزرگی و اثری ماندگار نباشد.#محمد_مرکبیان @morakabian
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — Morakabian
هزاران نفر را در دو شب در ایران قتلعام کردند. یک کشتار تمامعیار؛ از کودک هفتساله تا زن و مرد هفتادساله. اسمها تمامی ندارند. هزاران نام که اگر بخوانی، تازه روایت چند ساعت اول آن کشتار را شنیدهای.تلخ، اندوهناک، دردناک و غیرقابلباور.هزاران نفر در دو شب قتلعام شدند و جهان چشم بست.جهان چشم بست و حالا بعد از هفت ماه، اعدامهایی را محکوم میکند که چهلوهفت سال است در جمهوری اسلامی ادامه دارد.اما محکوم کردن شما به چه کار میآید؟اگر نفت برایتان ارزانتر باشد، چشم بر همهچیز میبندید. اگر اندکی رشوه و منفعت نصیبتان شود، حتی خودتان هم پا به قتلگاه میگذارید.شما چه کردید؟تا توانستید دور تا دور ایران را گرفتید، دهانتان را در این سرزمین باز کردید و خون ایران را مکیدید.این محکومیتهای لفظی، هیچچیزی را تغییر نمیدهد؛ تا زمانی که کشورهای جهان رفتارشان را با جمهوری اسلامی تغییر ندهند.مردم ایران به بیانیههای شما نیاز ندارند.به تغییر رفتار شما نیاز دارند.وقتی قدرت، منفعت را به حقیقت ترجیح میدهد، «محکومکردن» فقط یک اَدای بیارزش است.#محمد_مرکبیان@morakabian
اگر به خاطر پول، رانت، موقعیت، منفعت شخصی یا حتی از روی باور قلبی، از هر تصمیم حکومت دفاع میکنی، فقط یک لحظه از خودت بپرس:آن پول، آن جایگاه، آن منفعت، واقعاً به اندازه یک دریای کاسپین میارزد؟به اندازه منابعی که باید برای فرزندان این سرزمین باقی بماند؟ به اندازه نفت و گاز، شیلات، کشتیرانی و امنیت نسلهایی که بعد از ما زندگی خواهند کرد؟از خودت بپرس چرا فرو ریختن یک برج مراقبت میتواند غیرتت را به جوش بیاورد، اما از دست رفتن بخشی از منافع ملی وطنت نه؟از خودت بپرس چرا ابراز نظر یک هموطن درباره آینده ایران، فقط به این دلیل که با باور تو یکی نیست، میتواند تو را خشمگین کند؛ اما تصمیمها یا امتیازدهیهایی که میتواند بر آینده کشور اثر بگذارد، نه؟چرا برای اختلافنظر یک ایرانی با تو، اینقدر خشم وجود دارد، اما برای پرسش از عملکرد کسانی که به آنها باور داری، اینهمه سکوت؟حکومتها ماندگار نیستند. ما هم ماندگار نیستیم. اما ایران باید بماند.اگر برای یک دکل، یک ساختمان یا یک شعار اینهمه غیرت خرج میشود، چرا برای سرنوشت منافع ملی، برای آینده فرزندان همین سرزمین، اینهمه سکوت میکنی؟آنچه نگرانیها را بیشتر میکند، فقط خود کنوانسیون ۲۰۱۸ دریای کاسپین نیست؛ بلکه ابهامها و نبود شفافیت درباره آن است. متن کامل این کنوانسیون در منابع رسمی ایران بهطور کامل در دسترس نیست، درحالیکه نسخهای از آن در منابع روسی منتشر شده است. در متن، درباره نحوه تعیین حقوق ایران در برخی مناطق و بهرهبرداری از منابع مشترک، ابهامهایی مطرح شده که این مسائل به مذاکرات بعدی میان کشورهای ساحلی موکول شده است. منابعی که از پول ایران خرج بخشی از بهرهبرداری آنها شده است. منتقدان هشدار میدهند که برخی مفاد میتواند در آینده، هم از نظر ژئوپولیتیکی و هم از نظر دسترسی ایران به منابع انرژی دریای کاسپین، محدودیتها و چالشهای جدی ایجاد کند؛ از جمله اینکه بنا بر تفسیر برخی حقوقدانان، در برخی سناریوها امکان استقرار ناوهای نظامی کشورهای ساحلی تا فاصلهای نزدیک ــ حدود ۴۰ کیلومتری ــ نیز وجود خواهد داشت. اگر این نگرانیها درست باشد، سکوت در برابر آن، خود بخشی از فاجعه است.#محمد_مرکبیان #دریای_کاسپین #دریای_خزر @morakabian
پهلوان مسعود ذاتپروراز تو گفتن، شنیدن، نوشتن و خواندن، هم نزدیک شدن به حقیقت است، هم نزدیک شدن به پیروزی و هم آموختن و آموختن و آموختن.تو نماد آن بخش از جامعهی ایران هستی که در همه حال، همیشه معرفت را کنار همت و تصمیم میگذارد. آن بخش از جامعهی ایران که هر وقت، در هر کجای تاریخ، تاریکی هجوم آورد، به جنگ آن رفتند. تو آن ردِ نوری که بر حافظهی تاریک این برگِ خونینِ تاریخ تا ابد مانده است.جهان برای انسانی چون تو کوچک است پهلوان. آنقدر کوچک که حالا که رفتهای، چیزی جز سیاهیِ معلق نمیبینم.ما، فرزندان ایران، تا ابد از تو خواهیم گفت، خواهیم نوشت و به فرزندانمان راه و رسم پهلوانی را، آنچنان که تو بودی و زیستی، خواهیم آموخت.وعدهی ما، به دیدارت در حافظهی معرفتِ ایرانزمین.زادروزت بر ما و ایران خجسته#محمد_مرکبیان@morakabianپهلوان مسعود ذاتپروراز تو گفتن، شنیدن، نوشتن و خواندن، هم نزدیک شدن به حقیقت است، هم نزدیک شدن به پیروزی و هم آموختن و آموختن و آموختن.تو نماد آن بخش از جامعهی ایران هستی که در همه حال، همیشه معرفت را کنار همت و تصمیم میگذارد. آن بخش از جامعهی ایران که هر وقت، در هر کجای تاریخ، تاریکی هجوم آورد، به جنگ آن رفتند. تو آن ردِ نوری که بر حافظهی تاریک این برگِ خونینِ تاریخ تا ابد مانده است.جهان برای انسانی چون تو کوچک است پهلوان. آنقدر کوچک که حالا که رفتهای، چیزی جز سیاهیِ معلق نمیبینم.ما، فرزندان ایران، تا ابد از تو خواهیم گفت، خواهیم نوشت و به فرزندانمان راه و رسم پهلوانی را، آنچنان که تو بودی و زیستی، خواهیم آموخت.وعدهی ما، به دیدارت در حافظهی معرفتِ ایرانزمین.زادروزت بر ما و ایران خجسته#محمد_مرکبیان@morakabian
« نیابتیهای بیاسلحه »حزبالله، حشد الشعبی، حوثیها، فاطمیون و گروههای مشابه، نیابتیهای جمهوری اسلامیاند؛ کسانی که در ازای آن پول، اسلحه به دست گرفته و به قدرت و خشونت خود افتخار میکنند. در سوی دیگر، نیابتیهایی هستند که در کوچهپسکوچههای ایران و حتی خارج از کشور، با عنوان هنرمند، مجری، تحلیلگر، فعال اجتماعی یا چهره فرهنگی فعالیت میکنند و به جای اسلحه، روایت جمهوری اسلامی را به دوش میکشند.مصاحبه اخیر مجید واشقانی با همسر بیژن مرتضوی، نمونهای از همین روند است. همان مسیری که پیشتر در رفتار برخی چهرههای شناختهشده دیگر دیدهایم؛ کسانی که در بزنگاههای حساس تلاش میکنند اعتراضها را بیاعتبار، کمرنگ یا مهار کنند.در این مصاحبه، نقش مردم در تصمیمگیری آگاهانه در اعتراضهای دیماه نادیده گرفته میشود. همچنین ادعا میشود که ناآرامیها صرفاً واکنشی به افزایش نرخ ارز بوده و بعد هم با تحریک عوامل بیرونی گسترش یافته است.این روایت، شعور مردم ایران را نادیده میگیرد. میلیونها نفر با تجربه زیسته، آگاهی و تشخیص خود به خیابان آمدند. وقتی روایت زندگی جانباختگان را میخوانیم؛ از نوجوان چهاردهساله تا زن و مرد هفتادساله، میبینیم که این انسانهای آگاه، صاحب اندیشه و دارای قدرت تصمیمگیری، میدانستند دقیقاً چه میخواهند.از آشکار شدن این افراد نباید ناراحت شد. برعکس، هرچه نقابها بیشتر کنار میرود، تصویر واقعیتر میشود و تشخیص مسیر درست آسانتر خواهد بود. این بخشی از روند آگاهی و شکلگیری خرد جمعی است.دورانی که میگفتند «مهم نیست چه کسی حرف میزند، مهم این است که چه میگوید» گذشته است. امروز، پیش از هر چیز، مهم است که چه کسی سخن میگوید؛ و مهمتر از آن، اینکه آن سخن را در چه زمان و با چه هدفی بیان میکند.#محمد_مرکبیان@morakabian
«از برچسبِ فاشیسم تا بیداریِ ملی»در چند دههی گذشته، صدای مسلط روشنفکری، «ملیگرایی» و «وطندوستی» را برابر با «فاشیسم» میدانست و در برابرِ نگاهِ ملیگرایانه و وطندوستانه، سطرها و گفتههای فیلسوفان و نویسندگان غالباً چپ را به زبان میآورد؛ گفتههایی که بیشتر در چارچوبهایی چون جهانوطنی، ضدِ امپریالیسم و نفی امر ملی صورتبندی میشدند. گفتمان غالب در آن دوره بهگونهای بود که اگر حرفی متفاوت از حرفهای آن عدهی خاص ــکه دارای رسانه و گروههای مرید و مرادی و رفیقمسلکانه بودندــ میزدی، بهسرعت برچسب «فاشیست» میخوردی و در جمعهای کوچک و بزرگ به سخره گرفته میشدی.حال که پس از گذشتِ یکی دو دهه از آن روزگار و با دسترسی بیشتر مردم به فضای رسانهای و آگاهیبخشی، امکانِ یافتنِ همفکران و رساندن صدا به صدا فراهم شده است، همان مدعیانِ آگاهی و روشنفکری، همچنان به تفکری چنگ زدهاند که سالهاست در غرب و شرق، شکستخورده و رها شده است. آنها هنوز از زبانِ فیلسوفان و ادیبانی سخن میگویند که اکنون در حافظهی تاریخ روشن شده است که نظریههایشان در عمل، به بیراهه رفته و به بنبست رسیده است.در زمانهای که ایران، بار دیگر برخاسته و مردم با خونِ خود، جانِ تازهای به این سرزمین بخشیدهاند، این گروه بیش از هر چیز، در پیِ حفظِ تصویر شکستهی خود است و با فلسفهبافیهای نابهجا و اتخاذِ جایگاهِ دانای کل، میکوشد میان صداهایی که یکدیگر را یافتهاند، تفرقه بیندازد.در واقع، آنچه آنها انجام میدهند، از نظر منطقی، شباهت زیادی دارد به کاری که جمهوریاسلامی با سرکوب در خیابان و با قطع اینترنت، در مواجهه با حقیقت کرده است. هر دو در پی حفظِ آن هویتِ کذاییِ خود هستند، ولو به بهای خفهکردن حقیقت؛ چرا که ناگهان چشم باز کردهاند و دریافتهاند که حالا این خودشاناند که آرامآرام در حال طردشدن و نادیدهگرفتهشدناند.نادیدهگرفتن صدای عمومِ مردم، نسبتدادن توهمِ گولخوردن یا ناآگاهی به آنها و ایستادن در جایگاهِ فهیم و خیرخواهی که قرار است به مردم بیاموزد چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، چیزی جز سرکوبِ روایت نیست؛ تنها با دکوری متفاوت.خودآگاهیِ جمعی مردم ایران در این روزها در یکی از بالاترین سطوح خود قرار دارد. آنها صدای ایران را شنیدهاند و راه آبادانی را یافتهاند. «کلمه» را از سرکوبگران جمهوریاسلامی و روشنفکرانِ قلابی پس گرفتهاند، معنا را دوباره در واژهها دمیدهاند و آن را فریاد میزنند.حقیقت بسیار آشکارتر از آن است که بتوان نادیدهاش گرفت. پهلوانان و راویانِ حقیقتِ ایران برخاستهاند.#محمد_مرکبیان@morakabian
رویترز، شاهزاده رضا پهلوی و اشتباهی که هنوز تمام نشده است گیو سلیمانیرویترز در ۲۷–۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ گزارشی دربارهٔ شاهزاده رضا پهلوی منتشر کرد با عنوانی که از همان ابتدا جهت نگاهش را نشان میدهد: «نگاهی از درون به تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران».گزارش بر اختلافات اپوزیسیون، نارضایتی برخی حامیان مالی، رفتار افراطی تعدادی از هواداران و تردید دربارهٔ توانایی او برای رهبری گذار تمرکز دارد. رویترز پاسخهای او را نیز آورده است. مسئله این نیست که نباید نقد شود؛ هر مدعی نقشی در آیندهٔ ایران باید زیر ذرهبین باشد.مسئله، نوع ذرهبین است.برای فهم آن کافی است ۴۸ سال به عقب برگردیم.در سال ۱۹۷۸، پل تیلور، خبرنگار جوان رویترز، نخستین خبرنگار خارجی بود که پس از ورود خمینی به فرانسه با او مصاحبه کرد. تیلور سالها بعد نوشت که خبرنگاران جوان و عمدتاً چپگرای پیرامون خمینی بیش از حد تحت تأثیر اطرافیان غربآموختهٔ او قرار گرفته بودند؛ کسانی که خمینی را نه رهبر بالقوهٔ یک حکومت دینی تمامیتخواه، بلکه پیرمردی معنوی در رأس جنبشی مترقی معرفی میکردند.مشکل کمبود اطلاعات نبود؛ مشکل لنزی بود که اطلاعات از درون آن دیده میشد. نشانههای اقتدارگرایی دینی وجود داشت، اما سخنان خمینی توسط اطرافیانش تلطیف میشد تا برای ذهن سیاسی غرب قابلقبول باشد. خبرنگارانی که شاه را بهسادگی «دیکتاتور مورد حمایت غرب» میدیدند، برای شناخت خطر اسلام سیاسی همان حساسیت را نداشتند.نتیجه را امروز میشناسیم: نزدیک به نیم قرن سرکوب، اعدام، زندان، تبعیض و کشتار مخالفان. تنها در سرکوب اعتراضات ژانویهٔ ۲۰۲۶، نهادهای معتبر حقوق بشری از کشتهشدن هزاران نفر سخن گفتهاند.حالا همان لنز دوباره در کار است.شاهزاده رضا پهلوی میگوید خواهان حکومت شخصی نیست؛ از سکولاریسم، انتخابات آزاد و حق مردم برای تعیین شکل حکومت دفاع میکند و نقش خود را پلی برای گذار میداند.اما در روایت رویترز، تقریباً هر خطای اطرافیان، رفتار ناشایست یک هوادار، اختلاف شخصی یا حامی ناراضی، به بخشی از پروندهای دربارهٔ صلاحیت خود او تبدیل میشود. حتی پروندهٔ قتلی که رویترز میگوید هیچ مدرکی از نقش او در آن وجود ندارد، جای برجستهای در روایت پیدا میکند.من نمیگویم رویترز همیشه مغرض است. ادعای جدیتر این است: همان سوگیری فکری که بخشی از روشنفکری و روزنامهنگاری غرب را در ۱۹۷۸ در برابر ماهیت خمینی نابینا کرد، امروز نیز در نوع نگاه به مخالفان جمهوری اسلامی دیده میشود.آن زمان، روحانیای که آشکارا وعدهٔ «جمهوری اسلامی» میداد، از حسنظن فراوان برخوردار شد. امروز، برجستهترین مخالف همان نظام — که از دموکراسی سکولار و انتخاب آزاد مردم دفاع میکند — با بدگمانیای بسیار شدیدتر روبهروست.برای بخشی از ذهن سیاسی غرب، شناختن «شاه»، «سلطنت» و «ملیگرایی» آسان است؛ اما اسلامگرایی تمامیتخواه، بهویژه وقتی با زبان «ضدامپریالیسم» سخن میگوید، همچنان میتواند از منطقهٔ کور همان جهانبینی عبور کند.در سال ۱۹۷۸ این کوری به یکی از مخربترین اشتباهات سیاسی تاریخ معاصر ایران کمک کرد. امروز خطر این است که همان دستگاه فکری، این بار در تخریب اعتبار مؤثرترین نیروی سیاسی برای برچیدن جمهوری اسلامی نقش ایفا کند.این به آن معنا نیست که شاهزاده رضا پهلوی بیخطاست یا نباید نقد شود. برعکس، کسی که امروز تنها گزینهٔ واقعاً قابلاتکا برای رهبری گذار است، باید بیش از دیگران پاسخگو باشد.اما نقد یک چیز است و معیار نامتوازن چیز دیگر.چرا وقتی خمینی میخواست این نظام را بسازد این همه حسنظن وجود داشت، اما امروز که شاهزاده رضا پهلوی برای برچیدن آن تلاش میکند، تقریباً هر نشانهای شایستهٔ بدترین تفسیر میشود؟قطبنمای ایدئولوژیکی که در سال ۱۹۷۸ جهت را اشتباه نشان داد، هنوز تعمیر نشده است.قطبنمای سیاسی رویترز هنوز خراب است.@givselection@morakabian

