میآید از محلّه صدای اذان هنوزنفرینِ سنگآبکُنِ مادران هنوزامسال، شاهتوت نمیچینم از درختدر کوچه…
انتشار: 2026/07/08 12:03 UTCدریافت: 2026/08/15 02:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:30 UTC
میآید از محلّه صدای اذان هنوزنفرینِ سنگآبکُنِ مادران هنوزامسال، شاهتوت نمیچینم از درختدر کوچههاست خونِ هزاران جوان هنوزیک دم نداده خشمِ خدا هم امان به ماخلقی صداش میکند ای مهربان! هنوزپرواز دادهاند دعا از قنوتِ خودخالیست بعدِ اینهمه سال آشیان هنوزده قرن از حکایتِ عطار رفته استماندهست اسمِ اعظمِ الله، نان هنوزما را کِشاندهاند به خشکی، غرض چه بود؟قلّابِ پرسش است درونِ دهان هنوزهرکس بگوید آنورِ دیوار، هیچ نیستاز زیرِ او کشیده شود نردبان هنوزشاید مسیرِ عمر از آخر به اول استمن که ندیدهام ز جوانی نشان هنوزپهن است سفرهای و همای سعادتِ__خلقی، نشسته منتظرِ استخوان هنوزخوابیده است جنگ، نخوابیده است سنگتا بشکند در آینهها قهرمان هنوزخوابیده است جنگ، ولی برنگشته استگنجشکِ لانهکردهی در پادگان هنوزخاکستری نشسته به روی تمامِ شهربا شعلههای خشم و امیدِ نهانهنوزجواد افرا@morirosi
