دیگه مخم نمیکشه، صبور نیستم. نمیسازم.نمیتونم ببخشم؛ قبلا میکردم، چون ترس از دست دادن آدما رو داشتم،…
انتشار: 2026/07/10 19:33 UTC
دیگه مخم نمیکشه، صبور نیستم. نمیسازم.نمیتونم ببخشم؛ قبلا میکردم، چون ترس از دست دادن آدما رو داشتم، اما الان نه؛ منتظرِ یه جرقه ام.خیلی وقتها هم سر این اخلاقم حالم بده.دلم گرفته، احساس تنهایی میکنم، ولی دیگه اصراری واسه نگه داشتن چیزی یا کسی رو ندارم.فقط کافیه حس کنم یک قدم رفتی عقب، من صد قدم میرم عقب تر؛ اون قدری که دیگه نشناسمت.غرور نیستا؛ نمیدونم. اعصابم نمیکشه دیگه.