
سلام، و سلامتی هم همچون بیماری مسری است!من دکتری انسانشناسی دارم اینجا تحلیل های فرهنگی و اجتماعیمرا با شما به اشتراک می گذارم.Instagram: [email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 2 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/02 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
سوگ ایران، تجزیه بدن جمعی✍ مرتضی کریمی، دکترای انسانشناسیدوست افغانستانیای داشتم که دانشجوی دانشگاه تهران بود. بعد از مدتی با هم صمیمی شدیم.یک بار که به محل کارم آمده بود، گرماگرم صحبت گفتم: «اسد، به نظرم باید برگردی افغانستان. افغانستان حالا به تو، به افراد تحصیلکرده نیاز دارد.» نگاه سرد و بیرمقی به من انداخت.نگاهی که حالا خیلی خوب میفهممش.نگاهی پر از درد و صد هزار افسوس.و یکی از دردها، لابد دردِ فهمیدهنشدن بود؛ دردی غیرقابل توضیح با کلمات.دردی که فقط باید تجربهاش کنی تا بفهمی.دردی بدتر از بیوطنی.حالا معنای آن شدت از درد را تا حدی میفهمم.من آن روز پر از هیجان و احساس یکپارچگی بدنی بودم. ایران را داشتم.بدن ما فقط یک بدن فردی نیست. انعکاس هویتهای بزرگتر ماست.خانواده، محله، شهر، قومیت، ملیت...یکپارچگی بدن ما، به تمامیتِ آن چیزهای بزرگتری وابسته است که خود را بخشی از آن میدانیم.آن نگاه سرد و در هم شکسته، از نگاه امروز من ــ که قطعاً هنوز هم نسبت به تجربه اسد خام و دور از واقعیت است ــ انعکاس آن شکافها بود. آن حس چندپارگی هویتی، فراتر از جغرافیا. آن ناتوانی در احساس تعلق و یکی دانستن «من» با «ما».حتماً نباید خاکمان جدا شود که این احساس را تجربه کنیم. اگرچه خاک هم بینهایت مهم است.کشور هنوز سر جایش است،اما یکییکی آدمهایش را، شخصیتهای ملی و حتی تاریخیاش را...«جان»ش را، از ما میگیرند. هر روز و هر لحظه در حال انیرانیکردن دوستان ایرانی خود هستیم. هر روز دستهی جدیدی را بیرون میگذاریم.و هر روز بدن خود را تکهتکه میکنیم:یکی را به خاطر عقیدهاش، یکی را به خاطر سبک زندگیاش، یکی را به خاطر زبانش، یکی را به خاطر جنسیتش، یکی را به خاطر طبقهاش،و دیگری را به خاطر اینکه در لحظهای حساس، «مثل ما» فکر نکرده است.امروز، مثل اسد، احساس میکنم بدنم مجمعالجزایریست که جزایرش هر روز از هم بیشتر فاصله میگیرند. ابوموسی، تنب بزرگ، لاوان، تنب گوچکش...سوگِ «ایران»، برای من، سوگِ از دست رفتنِ یک «ما»ست. سوگِ جهانی که در آن میتوانستم آدمهای متفاوتی را ببینم و همچنان آنها را بخشی از خودم بدانم.و شاید به همین دلیل است که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به گفتوگو نیاز داریم. به شنیدن همدیگر، به همدلی، به مکثکردن پیش از قضاوت، به در آغوش گرفتن هم. چون «خاک»، با همه نیرو و قدرت شگفتانگیزش، بهتنهایی قادر به حفظ تمامیت ما نیست.وطن، فقط خاک و مرز نیست. وطن، آن بندهای نامرئیِ بسته به دلهایمان است.و با از دست دادن هر بند، با بیرون راندن هر انسان، با بیشرف و بیوطن خواندن هر شخص،«ایران» ــ این بدن بزرگ ــ در حال فروپاشی است.اگر این روزها گلویمان فشرده است، اگر قلبمان سنگین است،شاید به این خاطر است که در حال از دست دادن ایران، بدن جمعی خودمان، هستیم...و هر روز، با شدت و بیش از پیش، شاخهای را که روی آن نشستهایم میبریم....#سوگ_جمعی #سوگ
گاهی سوگ، چیزی بیشتر از غم از دست دادن است. باید در سکوت سوگواری کنی.در ادبیات سوگ، به این تجربه «سوگ غیرقابل ابراز» (Disenfranchised Grief) گفته میشود. جامعه این سوگ را به رسمیت نمیشناسد یا امکان ابراز آزادانهاش را از فرد میگیرد.بازماندگان، با چنین سوگی زندگی میکنند.نمیتوانند بهراحتی درباره علت مرگ عزیزشان حرف بزنند. در بعضی خانوادهها، برگزاری آیینهای معمول سوگواری نیز با محدودیت همراه میشود و روندهای قانونی، گاهی فرصت تماس و وداع مؤثر با عزیز را محدود میکند.بازماندگان ضمن تجربه اندوه به طور همزمان احساس عذاب وجدان و خشم نسبت به عزیزشان را حس میکنند و سؤالهای بیپاسخ و بیپایانی در ذهنشان شکل میگیرد. این کارگاه طراحی شده است تا فضایی فراهم شود که بازماندگان، در کنار کسانی که تجربه و دردی مشترک دارند، بدون ترس از قضاوت،شدن، داستانشان را بگویند. برای اطلاعات بیشتر و حضور در کنار ما لطفانام و نام خانوادگیسنمحل زندگیتلفن تماسو علت حضور و مدت زمان سپری شده بعد از سوگ را دایرکت یا به شماره ۰۹۰۳۷۷۱۷۱۰۳ پیامک کنید. ...#سوگ_خودکشی #سوگ #درمان_سوگ