نمی خواستم دیگر مُفَصل بنویسمولی عجالتا هر چه درون میریزم از یک جایی بیرون می زندگاهی از چشمانم گاه…
انتشار: 2026/07/15 12:42 UTC
نمی خواستم دیگر مُفَصل بنویسمولی عجالتا هر چه درون میریزم از یک جایی بیرون می زندگاهی از چشمانم گاهی از بغض هایمگاهی از صدایمگاهی هم که جایی برای خروجش پیدا نمیکند روی قلبم فشار می آورد. دست میگذارد روی آئورت و آنقدر می فشارد که دردش به دستم می زند و من هم از لج آن قلم را می فشارم.کاری اش نمی شود کرد آمدم یک سوال کنم و بروم به ادامه راه پر درد خویش.فقط یک سوال از جناب تاریخ دارم:استاد ؛ صبر یک ملت تا کجا باید ادامه یابد تا تو از خر خویش پیاده گردی و اجازه دهید مرکب ما هم در مرتع سبز دنیا کمی چراندن کند و کمی از علوفه های دنیوی فیض برد؟استاد؛ آیا شما از ما آریایی ها کینه ای به دل دارید،آیا ما از زمان جناب آدم و بانو حوا تا دوران معاصر و حاضر، بدی به شما کردیم؟اگر کردیم بگویید, شاید آن افتادن سیب و هوس آدم تقصیر و گردن ماست که خود بی خبریم؟یا قتل و برادر کشی حضرت هابیل به دست قابیل از قصور ماست؟آیا انقراض دایناسورها، جنگ های آدمیزاد ها با یکدیگر ، نابودی تمدن های بزرگ مصر و روم و یونان و ایران از سمت ما بوده است؟جناب مستطاب، آقای تاریخما که به خاطر گناه ناکرده پنجاه سال است در تبعیدیم و حتی نمی دانیم این سرنوشت نانوشته شوم را برای چه داریم تحمل میکنیم!ولی اگر مستحق لطف و مرحمت و بخشش شما نیستیم ، آیا یک زندانی میانسال که پنجاه سال از عمر خود را در شکنجه گاه اینان سپری کرده است لایق تخفیف نیست؟آیا باید بزرگانمان و ریش سفیدان مان حافظ و فردوسی و سعدی را واسطه کنیم؟آیا باید پدرمان کوروش بزرگ را با آن جلال و شکوهش به محضرتان احضار کنیم ؟آیا اگر نیاز به سند جهت آزادی داریم، میتوانیم سند تخت جمشید و بیستون و پاسارگاد را وثیقه گذاریم؟اگر نیاز است بگویید، خجالت نکشید، چون ما در آخر آخرین خط از زندگی هستیم.چیزی برای به دست آوردن که هیچ، حتی برای از دست دادن هم نداریم.اگر نیاز به قربانی دارید، الان در قسمت تَف دیده و سوخته سرزمینم جنوب، عده ای جاشو و ناخدا و غواص و مردمی محروم هستند که از بد روزگار مرزنشین این خطه خاکی هستند و دود آتش جنگ در چشمان زیبای آن ها می رود و خواسته یا نا خواسته در حال، شده اند سپر بلای کسانی که این بلاها را سال ها به ما تحمیل کردند.خلاصه زیاد مزاحم شما بزرگوار نمی شوم،غرض دانستن جرم خویش بود!!و اینکه در محضر دادگاه از خود دفاع کرده باشم. امیدوارم دل جنابتان به حال و روز این مردم زجر کشیده و رنجدیده و حتی جوان داده در راه شما با سیل اشک های پدران و مادران برای فرزندان و غم کودکانش در از دست دادن پدران و مادران به رحم آید وگوشه چشمی از سر لطف بر ما عنایت فرموده و در آخر ...یا ما را خلاص کنیدیا ما را خلاص کنیدخلاص اولی از این دنیاخلاص دومی از مسببان این دنیا.با تشکر و احترام ، بنده سراپا تقصیر درگاه تان ارثیه بابا🌹🙏#ارثیه_بابا @mossbatplus