تأملی در لقلقهی تحقیرآمیزِ «پنجاهوهفتیها»مصطفی فقیهی چند سال قبل، یک تلویزیون اپوزیسیون با تلاش…
انتشار: 2026/07/14 20:00 UTCدریافت: 2026/08/17 17:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 17:59 UTC
تأملی در لقلقهی تحقیرآمیزِ «پنجاهوهفتیها»مصطفی فقیهی چند سال قبل، یک تلویزیون اپوزیسیون با تلاش بر تعمیق شکاف نسلها و استفاده از فجایع درون کشور مانند ردِ گسست نسلی توسط قدرت سیاسی، با انگیزهی تحریک نسل جوان، دست به اقدامی زد که برچسب ۵۷ی، نماد شکاف و انتقامجویب نسلی شد؛ آنها «جامعهی سالخوردهی ایرانی» (ولو پر خطل مانند هر نسل دیگر) را «پنجاهوهفتی» خواندند. و چون انباشت خشم در جامعه لبریز بود، این نسبت به طعنی لعنآمیز در بیانِ طوطیوار بخشی از نسل جوان و بالاخص دیاسپورای «خودخاصپندار» ایرانی بدل شد؛ که گویی خود گوهر دورانند و علامههای دهر!اما آیا نسل ۵۷، بیهوش بود؟ پسا ۵۷ چه؟ اگر ما در دههی ۳۰ و ۴۰ به دنیا میآمدیم و در آن محیط زندگی میکردیم، قرار بود چه اعجاز کنیم؟ آیا این رفتار بخاطر خطاهای آن نسل است و مستحق انتقامند؟نسل ۵۷ در محیطی با اطلاعات بسیار محدود زندگی میکرد: کتاب، مجله محدود، رادیو، استدلال و تفکر، کاست شریعتی، سخنرانیهای مخفی. اما همین محدودیت، اجبار به «عمق» ایجاد میکرد. آرمانگرایی نسل مذکور (چه غلط و چه درست) عمیق بود، «انعطافپذیری شناختی» در برخی از آنها (مانند روشنفکران چپ اولیه) بالاتر بود چون مجبور بودند با ایدههای پیچیده (مارکسیسم، اسلام سیاسی، لیبرالیسم) دستوپنجه نرم کنند.اما نسلهای پس از ۵۷ (بهویژه نسل Z) با تکنولوژی متولد شدند و از همین روی، با نگاهی عاقلاندر سفیه به نسلهای گذشته، مدعی «آگاهی» هستند. درست است؛ حجم اطلاعاتشان هزار برابر بیشتر است، اما با عمق بسیار کمتر؛ به سان دریایی با عمق نیممیلیمتر. که با مصرف مداوم محتوای کوتاه (۱۵–۳۰ ثانیهای) باعث کاهش توجه پایدار و ضعیف شدن حافظه کاری شدهاند. این الگوریتمها، «انعطافپذیری شناختی» را کاهش میدهند و اثبات شده این افراد، در آزمونهای «تغییر دیدگاه» و تشخیص پیچیدگی ضعیفتر عمل میکنند.در واقع، نسل پسا ۵۷ و بالاخص نسلهای جدید، اطلاعات سطحی زیادی دارد، اما توانایی ترکیب، نقد و پذیرش ابهام را کمتر دارد، به همین دلیل، به راحتی به ایدئولوژیهای ساده، صفر و صدی و افراطی (اسلامستیزی مطلق، پهلویگرایی مطلق، منجیانگاری سیاسی) پناه میبرد.در مقابل اما، نسل ۵۷ در محیط کماطلاعات اما پرعمق زندگی میکرد؛ نسل جدید در محیط پراطلاعات اما کمعمق. هوش خام (IQ) شاید مشابه یا کمی بالاتر باشد، اما «هوش سیال» و «انعطافپذیری شناختی» در نسل جدید به دلیل شبکههای اجتماعی به شکل قابل توجهی آسیب دیده است.اما چرا این «آگاهی کانالیزهشده» باعث «فقر عقلی و فرهنگی» بیشتر شده؟دلیل اصلی «اقتصاد توجه» است که توسط شرکتهای بزرگ طراحی شده که بر «تأیید تعصبِ» مخاطب دامن میزنند؛ الگوریتمها محتوایی را اولویت میدهند که کاربر را عصبانی، هیجانی یا تأییدشده نگه دارد. این باعث تقویت «سوگیریهای تأییدی» میشود و مغز را از مواجهه با دیدگاه مخالف دور میکند.و در ادامه این اذهان محصور را به «کاهش تحمل ابهام» میرسانند؛ یعنی با مصرف بالای محتوای کوتاه، مغز را به سمت «سادهسازی جهان» سوق میدهد. چندانکه پیداست، نسل جوان امروز، جهان را سیاهوسفید میبیند، چون مغز برای پردازش پیچیدگی آموزش ندیده است.چنین پدیدهای، به جای افزایش غنای فرهنگی به «فقر فرهنگی» منجر میشوند و مثلاً به جای خواندن کتاب، بحث عمیق و تجربه واقعی، بیشتر ریلز و میم مصرف میکنند؛ این باعث میشود دانش به دستآمده، گذرا باشد و سطحی و احساسی. چندانکه قطعاً جوانان ایرانی اطلاعات سیاسی زیادی دارند، اما توانایی تحلیل ساختاری ضعیفتر از نسل ۵۷ است.نسل جدید به درستی خواستار تصحیح اشتباهات آنها و دوری از افکار بسته است اما با وجود تصور جمعی مبنی بر عبور خود از هرگونه ایدئولوژی، مغزهای ایدئولوژیکزده باز هم به «تکرار چرخهی ایدئولوژیک» میانجامند. درست است که بسیاری از نسل ۵۷ با اطلاعات محدود به ایدئولوژیهای ترند آن روزگار چسبید، اما نسل جدید نیز همان راه را رفت؛ با این تفاوت که با اطلاعات زیاد و با ایدههای سفید و سیاه و انتقامگون به ایدئولوژی مقابل یا متفاوت از نسل پدران خود چسبید. پس هر دو، مغز ایدئولوژیک دارند؛ فقط محتواست که عوض شده. در واقع، اگر فردا یکی مثل هیچکس و علی کریمی حامی حکومت شوند، حتماً در شمار طرفداران افراطیونی چون جلیلی خواهند بود و تندروهای داخلی نیز اگر روزی بچرخند، چونان مثال بسیاری، به تندترین بخش اپوزیسیون میپیوندند؛ چون ساختار ذهنی همان است که بود، تنها اتفاقی که افتاده محتواییست که - به هر دلیلی - تغییر کرده.«آگاهیِ کانالیزهشده» نه تنها «فقر عقلی» بلکه «فقر فرهنگی» عمیقتری هم به بار آورده:کاهش همدلی با نسل قبل، افزایش خودبزرگبینی و تبدیل خشم مشروع به نفرت کور!


