🌌داستان کوتاه شب پاکت نامهآقاي اسميت بهتازگي مديرعامل يک شرکت بزرگشده بود.مديرعامل قبلي يک جلسه خ…
انتشار: 2026/08/19 20:11 UTCدریافت: 2026/08/21 07:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 07:25 UTC
🌌داستان کوتاه شب پاکت نامهآقاي اسميت بهتازگي مديرعامل يک شرکت بزرگشده بود.مديرعامل قبلي يک جلسه خصوصي با او ترتيب داد و در آن جلسه سه پاکت نامه دربسته که شمارههاي 1 و 2 و 3 روي آنها نوشتهشده بود به او داد و گفت: هر وقت با مشکلي مواجه شدي که نميتوانستي آن را حل کني، يکي از اين پاکتها را به ترتيب شماره بازکن.چند ماه اول همهچيز خوب پيش ميرفت تا اينکه ميزان فروش شرکت کاهش يافت و آقاي اسميت بدجوري به دردسر افتاد.در نااميدي کامل، آقاي اسميت به ياد پاکت نامهها افتاد.سراغ گاوصندوق رفت و نامه شماره 1 را باز کرد.کاغذي در پاکت بود که درون آن نوشتهشده بود: همهي تقصيرها را به گردن مديرعامل قبلي بي انداز.آقاي اسميت يک نشست خبري با حضور سهامداران برگزار کرد و همه مشکلات فعلي شرکت را ناشي از سوء مديريت مديرعامل قبلي اعلام کرد.اين نشست در رسانهها بازتاب مثبتي داشت و باعث شد که ميزان فروش افزايش يابد و اين مشکل پشت سر گذاشته شد.يک سال بعد، شرکت دوباره با مشکلات توليد توأم با کاهش فروش مواجه شد.آقاي اسميت، باتجربه خوشايندي که از پاکت اول داشت، بيدرنگ سراغ پاکت دوم رفت.پيغام اين بود: تغيير ساختار بده. اسميت بهسرعت طرحي براي تغيير ساختار اجرا کرد و باعث شد که مشکلات فروکش کند.بعد از چند ماه شرکت دوباره با مشکلات روبرو شد.آقاي اسميت به دفتر خود رفت و پاکت سوم را باز کرد.پيغام اين بود: سه پاکت نامه آماده کن.شماره کارت بانک تجارت👇5859 8370 0754 7520🧡انجمن حمایت از بیماران ام اس ساوه🎗 @MS_Saveh 🎗


