● رسوایی سیزدهم از الف.سین.الف؛ حاطباللیلِ سردرگم و آواره در فضای مجازی، پادوی دیروزِ جمهوری اسلام…
انتشار: 2026/07/06 07:00 UTC
● رسوایی سیزدهم از الف.سین.الف؛ حاطباللیلِ سردرگم و آواره در فضای مجازی، پادوی دیروزِ جمهوری اسلامی، مزدبگیر بنیاد شهید، بسیجی سابق و دورهگرد امروزِ رسانهایبوقچی دیروز ارتجاع سیاه و بوقچی فعلی ارتجاع سرخ در پیامی اظهار فضل نمودند و وحشتوار نوشته است که چرا شاهزاده، شاهزاده میگوید و چرا شاهنشاه را شاهنشاه میخوانید و سپس یک سری خزعبلات نوشته که ما عیناً کل متن وی را میآوریم و سپس مورد نقد و بررسی قرار می دهیم:قدیمیترین حیله برای اختفای رذالت واقعی، پوشاندن آن با القاب و عناوین است.وقتی دروغگویان را نبی و امام، غارتگران و جنایتکاران را شاهنشاه، خرافهگویان را آیتالله و بیمایگان را شاهزاده و شاهدخت نامیدید، ذهنیت یک انسان ابتدایی قادر به درک اصل رذالت نیست؛ بلکه محو القاب و عناوین شده و تحمیق میشود.القاب، اگر جای حقیقت را بگیرند، به حجاب واقعیت بدل میشوند. در چنین وضعیتی، مردم بهجای فهم و سنجش اصل داستان، مجذوب نامها و عنوانها شده، و فضیلت و رذیلت را نه بر پایه عقلانیت و اخلاق و عملکرد، بلکه بر اساس دروغها و دوگسماهای القا و تلقینشده درک و قضاوت میکنند.👆🏻👆🏻👆🏻اولاً آنچه حاطب اللیل عنوان میکند، سراسر غیر منطقی و نادرست است؛ در اولین کلمه خود از قدیمی ترین حیله مینویسد که دچار تعمیم افراطی (Overgeneralization) میشود.مشکل بزرگ متن در همین جمله اول هویدا میشود.«قدیمیترین حیله...»حاطباللیل هیچ شاهد تاریخی، فلسفی یا انسانشناختی ارائه نمیکند. این فقط یک ادعای مطلق است. از نظر علمی باید ثابت شود که: قدیمیترین بودههمیشه چنین بودهمهمترین روش بودههیچکدام اثبات نشدهاند.دوماً حاطب اللیل دچار مغالطه تعمیم شتابزده (Hasty Generalization) شده است.حاطب اللیل از چند مثال ادعایی نتیجه میگیرد:«پس القاب همیشه ابزار پنهان کردن رذالت هستند.»در حالی که میلیونها عنوان واقعی وجود دارد. مثلاً: استاد دانشگاه، پزشک، قاضی، مهندس، پرستار و... این عناوین الزاماً ابزار فریب نیستند.سوماً حاطب اللیل از دوگانهسازی کاذب استفاده میکند؛ گویی باید میان «حقیقت» و «عنوان» یکی را انتخاب کرد، حال آنکه در واقعیت ممکن است فردی هم دارای عنوان معتبر باشد و هم عملکرد اخلاقی و علمی قابل دفاع داشته باشد.چهارماً، متن مملو از واژگان ارزشی مانند «دروغگو»، «غارتگر» و «خرافهگو» است، اما برای این نسبتها استدلال مستقل ارائه نمیشود. این شیوه بیشتر یک اقناع عاطفی است تا استدلال منطقی.پنجماً، متن دچار مصادره به مطلوب است؛ زیرا ابتدا اشخاصی را با برچسبهای منفی معرفی میکند و سپس همان برچسبها را مبنای نتیجهگیری قرار میدهد، بدون آنکه مقدمات را اثبات کرده باشد.ششماً آنچه حاطب اللیل ادعا میکند، بیشتر به خودش نزدیک تر است تا به دیگران.اگر کسی معتقد است القاب و عناوین ابزار پنهان کردن حقیقتاند، انتظار میرود خود نیز نسبت به عناوینی که درباره او به کار میرود حساس باشد.بر اساس نقد قسمت قبل t.me/na_ta_ma/11168 اگر فردی فاقد مدرک دکتری باشد اما در یک برنامه عمومی با عنوان «دکتر» معرفی شود و این انتساب را اصلاح نکند، این رفتار دستکم از منظر اخلاق رسانه میتواند موجب برداشت نادرست مخاطب شود. مسئولیت شفافسازی در چنین مواردی بر عهده خود فرد نیز هست.همچنین اگر دو نفر متقابلاً یکدیگر را با عنوان «دکتر» خطاب کنند، در حالی که چنین عنوانی بر پایه مدارک معتبر قابل احراز نباشد، این رفتار میتواند نمونهای از ایجاد اعتبار ظاهری باشد؛ زیرا اعتبار علمی باید از پژوهش، مدرک معتبر و سوابق دانشگاهی ناشی شود، نه از تعارفات رسانهای.شاهزاده بودن از منظر این حاطب اللیل دمدستی رسانهای امری ناپسند و منفی است؛ اما فرزند شهید بودن در جمهوری اسلامی و استفاده از رانت دولتی و سهمیههای نامحدود و دست بردن به خزانه دولت امری پسندیده و باارزش است.@na_ta_ma




