ابن سینا میگوید: «ولا يجوز أن يُترك الناس وآراؤهم في ذلك فيختلفون، ويرى كلّ منهم ما له عدلاً وما ع…
انتشار: 2026/08/21 08:36 UTCدریافت: 2026/08/21 15:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 15:00 UTC
ابن سینا میگوید: «ولا يجوز أن يُترك الناس وآراؤهم في ذلك فيختلفون، ويرى كلّ منهم ما له عدلاً وما عليه ظلماً.» 📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا، کتاب الهیات، جلد ۱۰ صفحه ۴۴۱ترجمه: «و جایز نیست که مردم در این امر، به حال خود و به آرای خود واگذار شوند، به گونهای که با یکدیگر اختلاف کنند و هر یک آنچه را به سود خود است، عدالت و آنچه را به زیان خود است، ظلم بداند.»این دقیقاً نشان میدهد ابنسینا مسئله منافع متعارض انسانها، عدالت، ظلم و تنظیم روابط اجتماعی را مطرح میکند.@na_ta_maابن سینا میگوید: «ولا يجوز أن يُترك الناس وآراؤهم في ذلك فيختلفون، ويرى كلّ منهم ما له عدلاً وما عليه ظلماً.» 📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا، کتاب الهیات، جلد ۱۰ صفحه ۴۴۱ترجمه: «و جایز نیست که مردم در این امر، به حال خود و به آرای خود واگذار شوند، به گونهای که با یکدیگر اختلاف کنند و هر یک آنچه را به سود خود است، عدالت و آنچه را به زیان خود است، ظلم بداند.»این دقیقاً نشان میدهد ابنسینا مسئله منافع متعارض انسانها، عدالت، ظلم و تنظیم روابط اجتماعی را مطرح میکند.@na_ta_ma
پستهای تلگرام — ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
●نیاز مبرم به قانون و قانونگذار در اندیشه شیخ الرئیس ابن سینا «فالحاجة إلى هذا الإنسان في أن يبقى نوع الإنسان ويتحصّل وجوده أشدّ من الحاجة إلى إنبات الشعر على الأشفار وعلى الحاجبين، وتقعير الأخمص من القدمين...» 📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا، کتاب الهیات، جلد ۱۰ صفحه ۴۴۱ترجمه: «پس نیاز به چنین انسانی [یعنی قانونگذار و برقرارکننده عدالت] برای بقای نوع انسان و تحقق وجود آن، از نیاز انسان به روییدن موی مژهها و ابروها و گودی کف پاها و امور دیگری از این قبیل که برای بقا ضرورت ندارند، شدیدتر است.»یعنی ابنسینا میگوید وجود نظم اجتماعی و قانون و عدالت، برای بقای جامعه انسانی، از برخی ویژگیهای طبیعی بدن انسان ضروریتر است. این دیگر صرفاً یک اشاره گذرا به «مردم» نیست.@na_ta_ma●نیاز مبرم به قانون و قانونگذار در اندیشه شیخ الرئیس ابن سینا «فالحاجة إلى هذا الإنسان في أن يبقى نوع الإنسان ويتحصّل وجوده أشدّ من الحاجة إلى إنبات الشعر على الأشفار وعلى الحاجبين، وتقعير الأخمص من القدمين...» 📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا، کتاب الهیات، جلد ۱۰ صفحه ۴۴۱ترجمه: «پس نیاز به چنین انسانی [یعنی قانونگذار و برقرارکننده عدالت] برای بقای نوع انسان و تحقق وجود آن، از نیاز انسان به روییدن موی مژهها و ابروها و گودی کف پاها و امور دیگری از این قبیل که برای بقا ضرورت ندارند، شدیدتر است.»یعنی ابنسینا میگوید وجود نظم اجتماعی و قانون و عدالت، برای بقای جامعه انسانی، از برخی ویژگیهای طبیعی بدن انسان ضروریتر است. این دیگر صرفاً یک اشاره گذرا به «مردم» نیست.@na_ta_ma
●انسان، قانونمداری و عدالت در اندیشه شیخ الرئیس ابن سینا «فإذا كان هذا ظاهراً فلا بدّ في وجود الإنسان وبقائه من مشاركة، ولا تتمّ المشاركة إلا بمعاملة، كما لا بدّ في ذلك من سائر الأسباب التي تكون له، ولا بدّ في المعاملة من سُنّة وعدل، ولا بدّ للسُنّة والعدل من سانٍّ ومعدّل...» 📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا، کتاب الهیات، جلد ۱۰ صفحه ۴۴۱ترجمه: «پس چون این امر آشکار است، برای وجود و بقای انسان ناگزیر مشارکت و همکاری لازم است؛ و این مشارکت جز از طریق معامله و روابط متقابل تحقق نمییابد؛ و در این روابط متقابل نیز ناگزیر باید قانون و عدالت وجود داشته باشد؛ و قانون و عدالت نیز به قانونگذاری و کسی که عدالت را برقرار کند نیازمند است.»@na_ta_ma●انسان، قانونمداری و عدالت در اندیشه شیخ الرئیس ابن سینا «فإذا كان هذا ظاهراً فلا بدّ في وجود الإنسان وبقائه من مشاركة، ولا تتمّ المشاركة إلا بمعاملة، كما لا بدّ في ذلك من سائر الأسباب التي تكون له، ولا بدّ في المعاملة من سُنّة وعدل، ولا بدّ للسُنّة والعدل من سانٍّ ومعدّل...» 📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا، کتاب الهیات، جلد ۱۰ صفحه ۴۴۱ترجمه: «پس چون این امر آشکار است، برای وجود و بقای انسان ناگزیر مشارکت و همکاری لازم است؛ و این مشارکت جز از طریق معامله و روابط متقابل تحقق نمییابد؛ و در این روابط متقابل نیز ناگزیر باید قانون و عدالت وجود داشته باشد؛ و قانون و عدالت نیز به قانونگذاری و کسی که عدالت را برقرار کند نیازمند است.»@na_ta_ma
●در ادامه رسوایی چهلم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷ اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا اندیشمند و دانشمند برجسته ایرانی وی در کتاب شفا بخش الهیات مینویسد: «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات…●اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات...يعاونه على ضرورات حاجاته، وأنّه لا بدّ من أن يكون الإنسان مكفياً بآخر من نوعه ... به وبنظيره، فيكون مثلاً هذا يُبْقِلُ لذلك، وذاك يخبز لهذا، وهذا يخيط لآخر، والآخر يتخذ الإبرة لهذا، حتى إذا اجتمعوا كان أمرهم مكفياً ولهذا ما اضطرّوا إلى عقد المدن والاجتماعات.»📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا جلد ۱۰(الهیات) صفحه ۴۴۱ترجمه: «معلوم است که انسان از سایر حیوانات متمایز است، از این جهت که اگر بهتنهایی و به صورت فردی زندگی کند و کسی جز خودش برای تدبیر امورش نداشته باشد که در نیازهای ضروری او را یاری کند، نمیتواند زندگی خود را سامان دهد. بنابراین ناگزیر باید انسان به دیگری از نوع خودش نیازمند باشد و آن دیگری نیز به او و همانند خود نیازمند باشد؛ مثلاً یکی برای دیگری سبزی فراهم کند، دیگری برای این یکی نان بپزد، این یکی برای دیگری لباس بدوزد و آن دیگری برای این یکی سوزن تهیه کند؛ تا هنگامی که گرد هم آیند، امورشان سامان یابد و به همین سبب ناچار شدند شهرها و اجتماعات را تشکیل دهند.»@na_ta_ma●اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات...يعاونه على ضرورات حاجاته، وأنّه لا بدّ من أن يكون الإنسان مكفياً بآخر من نوعه ... به وبنظيره، فيكون مثلاً هذا يُبْقِلُ لذلك، وذاك يخبز لهذا، وهذا يخيط لآخر، والآخر يتخذ الإبرة لهذا، حتى إذا اجتمعوا كان أمرهم مكفياً ولهذا ما اضطرّوا إلى عقد المدن والاجتماعات.»📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا جلد ۱۰(الهیات) صفحه ۴۴۱ترجمه: «معلوم است که انسان از سایر حیوانات متمایز است، از این جهت که اگر بهتنهایی و به صورت فردی زندگی کند و کسی جز خودش برای تدبیر امورش نداشته باشد که در نیازهای ضروری او را یاری کند، نمیتواند زندگی خود را سامان دهد. بنابراین ناگزیر باید انسان به دیگری از نوع خودش نیازمند باشد و آن دیگری نیز به او و همانند خود نیازمند باشد؛ مثلاً یکی برای دیگری سبزی فراهم کند، دیگری برای این یکی نان بپزد، این یکی برای دیگری لباس بدوزد و آن دیگری برای این یکی سوزن تهیه کند؛ تا هنگامی که گرد هم آیند، امورشان سامان یابد و به همین سبب ناچار شدند شهرها و اجتماعات را تشکیل دهند.»@na_ta_ma
●در ادامه رسوایی چهلم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا اندیشمند و دانشمند برجسته ایرانیوی در کتاب شفا بخش الهیات مینویسد: «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات بأنّه لا يحسن معيشته لو انفرد وحده شخصاً واحداً يتولّى تدبير أمره من غير شريك يعاونه على ضرورات حاجاته، وأنّه لا بدّ من أن يكون الإنسان مكفياً بآخر من نوعه يكون ذلك الآخر أيضاً مكفياً به وبنظيره، فيكون مثلاً هذا يُبْقِلُ لذلك، وذاك يخبز لهذا، وهذا يخيط لآخر، والآخر يتخذ الإبرة لهذا، حتى إذا اجتمعوا كان أمرهم مكفياً.»📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا جلد ۱۰(الهیات) صفحه ۴۴۱ترجمه: «معلوم است که انسان از سایر حیوانات متمایز است، از این جهت که اگر بهتنهایی و به صورت فردی زندگی کند و کسی جز خودش برای تدبیر امورش نداشته باشد که در نیازهای ضروری او را یاری کند، نمیتواند زندگی خود را سامان دهد. بنابراین ناگزیر باید انسان به دیگری از نوع خودش نیازمند باشد و آن دیگری نیز به او و همانند خود نیازمند باشد؛ مثلاً یکی برای دیگری سبزی فراهم کند، دیگری برای این یکی نان بپزد، این یکی برای دیگری لباس بدوزد و آن دیگری برای این یکی سوزن تهیه کند؛ تا هنگامی که گرد هم آیند، امورشان سامان یابد.»و بلافاصله ابن سینا نتیجه اجتماعی این مسئله را بیان میکند:«ولهذا ما اضطرّوا إلى عقد المدن والاجتماعات...»یعنی: «و به همین سبب ناچار شدند شهرها و اجتماعات را تشکیل دهند...»📚کتاب شفا، جلد ۱۰(الهیات)، صفحه ۴۴۱علی شریعتی از روی حسادت، کینه و عقده در مورد دانشمندان بزرگ ایرانی صحبت میکند و بدون مطالعه در باب آثار آنان ادعاهایی را مطرح میکند که لاشه پوران شریعت رضوی در گور به خنده میافتد. @na_ta_ma
●رسوایی چهلم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید:«ابوعلی سینا حساسیت اجتماعی ندارد....وی عالم بزرگ بدون هیچ مسئولیت اجتماعی و اندیشه دربارهی مردم و برنامه زندگی جامعه»📚 علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانیـاسلامی، صفحات ۳۰ و ۳۳این سخن شریعتی کاملاً کذب و دروغ محض است. ابنسینا قطعاً دانشمند بزرگی بوده و همینطور متفکری نبود که محور آثارش منحصراً «مبارزه اجتماعی» یا «توده مردم» باشد.اما اینکه از این موضوع نتیجه بگیریم «حساسیت اجتماعی ندارد»، با آثار خود ابنسینا سازگار نیست.در الهیات شفا، ابنسینا تصریح میکند که انسان برای ادامه زندگی به جامعه و قانون نیازمند است. در پایان شفا، برای قانونگذار و پیامبر نقشی در تنظیم زندگی اجتماعی قائل میشود و سپس از تدبیر منزل، سیاست و اخلاق بحث میکند.ابنسینا درباره ضرورت جامعه؛ قانون؛ عدالت؛ حکومت؛ خانواده؛ اخلاق و نظم اجتماعی؛ بحث فلسفی دارد. پس در خصوص اندیشه ابنسینا نمیتوان گفت وی فاقد اندیشه اجتماعی بوده است و سخن شریعتی نیز ناشی از شیادی و جهل او است.@na_ta_ma●رسوایی چهلم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷علی شریعتی میگوید:«ابوعلی سینا حساسیت اجتماعی ندارد....وی عالم بزرگ بدون هیچ مسئولیت اجتماعی و اندیشه دربارهی مردم و برنامه زندگی جامعه»📚 علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانیـاسلامی، صفحات ۳۰ و ۳۳این سخن شریعتی کاملاً کذب و دروغ محض است. ابنسینا قطعاً دانشمند بزرگی بوده و همینطور متفکری نبود که محور آثارش منحصراً «مبارزه اجتماعی» یا «توده مردم» باشد.اما اینکه از این موضوع نتیجه بگیریم «حساسیت اجتماعی ندارد»، با آثار خود ابنسینا سازگار نیست.در الهیات شفا، ابنسینا تصریح میکند که انسان برای ادامه زندگی به جامعه و قانون نیازمند است. در پایان شفا، برای قانونگذار و پیامبر نقشی در تنظیم زندگی اجتماعی قائل میشود و سپس از تدبیر منزل، سیاست و اخلاق بحث میکند.ابنسینا درباره ضرورت جامعه؛ قانون؛ عدالت؛ حکومت؛ خانواده؛ اخلاق و نظم اجتماعی؛ بحث فلسفی دارد. پس در خصوص اندیشه ابنسینا نمیتوان گفت وی فاقد اندیشه اجتماعی بوده است و سخن شریعتی نیز ناشی از شیادی و جهل او است.@na_ta_ma
●رسوایی سیونهم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷ علی شریعتی میگوید: ۱.کعبالاحبار در زمان پیامبر، ابوبکر و عمر مسلمان نشد، بلکه در دوره عثمان مسلمان شد. ۲.در زمان عثمان بهخاطر «پول» مسلمان شد. ۳.کعب بن الاحبار مشاور عثمان بود. 📚 علی…علی شریعتی میگوید کعب بن الاحبار در زمان عثمان مسلمان شد. 📚 علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی ـ اسلامی، صفحه ۲۸این سخن شریعتی کاملاً نادرست و اشتباه است. صحیح این است که کعب در دوره خلافت عمر بن خطاب مسلمان شد.اما سند اسلام آوردن کعب بن احبار در دوره عمر بن خطاب:3828- كَعْبُ الأَحْبَارِ بْنُ مَاتِعٍ، ...قَالَ الْعَبَّاسُ لِكَعْبٍ: مَا مَنَعَكَ أَنْ تُسْلِمَ عَلَى عَهْدِ رَسُولُ اللَّهِ - وَأَبِي بَكْرٍ حَتَّى أَسْلَمْتَ الآنَ عَلَى عَهْدِ عُمَرَ؟ فَقَالَ كَعْبٌ: إِنَّ أَبِي كَتَبَ لِي كِتَابًا مِنَ التَّوْرَاةِ..... 📚الطبقات الكبرى - ط العلمية، نوشته ابن سعد، جلد ۷ صفحه ۳۱۰ترجمه: عباس (عموی پیامبر) از کعب پرسید: چه چیزی مانع تو شد که در زمان پیامبر و ابوبکر مسلمان شوی تا اینکه الان در زمان عمر مسلمان شدی؟ کعب پاسخ داد: پدرم کتابی از تورات به من داد....پس مسلمان آمدم.@na_ta_maعلی شریعتی میگوید کعب بن الاحبار در زمان عثمان مسلمان شد. 📚 علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی ـ اسلامی، صفحه ۲۸این سخن شریعتی کاملاً نادرست و اشتباه است. صحیح این است که کعب در دوره خلافت عمر بن خطاب مسلمان شد.اما سند اسلام آوردن کعب بن احبار در دوره عمر بن خطاب:3828- كَعْبُ الأَحْبَارِ بْنُ مَاتِعٍ، ...قَالَ الْعَبَّاسُ لِكَعْبٍ: مَا مَنَعَكَ أَنْ تُسْلِمَ عَلَى عَهْدِ رَسُولُ اللَّهِ - وَأَبِي بَكْرٍ حَتَّى أَسْلَمْتَ الآنَ عَلَى عَهْدِ عُمَرَ؟ فَقَالَ كَعْبٌ: إِنَّ أَبِي كَتَبَ لِي كِتَابًا مِنَ التَّوْرَاةِ..... 📚الطبقات الكبرى - ط العلمية، نوشته ابن سعد، جلد ۷ صفحه ۳۱۰ترجمه: عباس (عموی پیامبر) از کعب پرسید: چه چیزی مانع تو شد که در زمان پیامبر و ابوبکر مسلمان شوی تا اینکه الان در زمان عمر مسلمان شدی؟ کعب پاسخ داد: پدرم کتابی از تورات به من داد....پس مسلمان آمدم.@na_ta_ma





