آقای پزشکیان، این دیگر قابل قبول نیست...قبول دارم که به هیچ عنوان نمیتوان انکار کرد دوران ریاستجم…
انتشار: 2026/06/25 14:45 UTCدریافت: 2026/08/08 00:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:13 UTC
آقای پزشکیان، این دیگر قابل قبول نیست...قبول دارم که به هیچ عنوان نمیتوان انکار کرد دوران ریاستجمهوری مسعود پزشکیان، سختترین و پُرحادثهترین دوران ریاستجمهوری پس از انقلاب بوده است. از تحریمهای فلجکننده و بحرانهای اقتصادی گرفته تا ترور، ناامنی و جنگ؛ آنقدر حادثه بر سر این دولت آوار شده که بیراه نیست اگر بگوییم: «خدا برای هیچکس نیاورد.»با این وجود، معتقدم در یک نقطه میتوان شخص مسعود پزشکیان را زیر ذرهبین نقد قرار داد؛ جایی که او نه مجری، بلکه طراح، معمار و صاحب اصلی ایده است؛ برنامهای که این روزها زمزمه اجرای آن دوباره بلند شده و با نام «پزشک خانواده و نظام ارجاع» شناخته میشود.ناچارم برای بیان منظورم به دوازده سال قبل بازگردم. سال ۱۳۹۳، در سالن ابنسینای دانشگاه علوم پزشکی تهران، مراسم بزرگداشت اساتید جامعه پزشکی برگزار میشد. وزیر بهداشت وقت، دکتر قاضیزاده هاشمی، و تعدادی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس نیز حضور داشتند.وقتی مسعود پزشکیان وارد سالن شد، با وجود آنکه در ردیف اول برایش صندلی در نظر گرفته بودند، به سمت ردیفهای انتهایی آمد و اتفاقاً کنار من که به عنوان خبرنگار در مراسم حضور داشتم نشست. در آن زمان، قاضیزاده هاشمی در حال سخنرانی درباره طرح تحول سلامت بود. پزشکیان با دقت سخنان او را گوش میداد، اما آشکارا ناراضی و منتقد بود. از آنجا که از قبل مرا میشناخت، گهگاه سرش را به سمت من برمیگرداند و میگفت: «این طرح در برنامههای بالادستی نیست»، «قانون چیز دیگری میگوید» و انتقاداتی از این دست را مطرح میکرد.اکنون دوازده سال گذشته است. پزشکیان رئیسجمهور شده و در تلاش است رؤیای دیرین خود، یعنی استقرار پزشک خانواده و نظام ارجاع، را محقق کند.از کلیات و جزئیات این برنامه که بگذریم ــ و انصافاً باید گفت که از نظر نظری و کارشناسی، منطق قابل دفاعی پشت آن وجود دارد ــ یک پرسش اساسی باقی میماند:آیا پزشکیانی که از پزشکی، مدیریت بیمارستان، ریاست دانشگاه، وزارت بهداشت، نمایندگی مجلس، کمیسیون بهداشت و اکنون ریاستجمهوری عبور کرده و سرنوشت طرحهایی مانند پزشک خانواده، تحول سلامت و دارویار را دیده است، نمیداند که بسیاری از این برنامهها با وجود نیت خیر، به دلیل ضعف در تأمین منابع مالی یا بیتوجهی به الزامات اجرایی، یا شکست خوردهاند و یا هرگز به آنچه وعده داده شده بود تبدیل نشدهاند؟بنابراین چند پرسش جدی مطرح است:۱_ آیا دولت واقعاً برای اجرای سراسری پزشک خانواده، منابع مالی پایدار و قابل اتکا در اختیار دارد یا قرار است بار دیگر با استقراض، فروش داراییها و ایجاد بدهی برای بیمهها، چند سالی طرح را زنده نگه دارد؟۲_ آیا رئیسجمهور میداند که ستون اصلی موفقیت پزشک خانواده، یکپارچگی منابع مالی و توان واقعی بیمههاست و بدون اصلاح این بخش، طرح دیر یا زود با بحران مواجه خواهد شد؟۳_ آیا مسعود پزشکیان همچنان به نقدهای دیروز خود پایبند است و معتقد است هر طرح ملی باید پیش از اجرا در معرض نقد گسترده کارشناسان، انجمنهای علمی، سازمان نظام پزشکی، بیمهها و مدیران اجرایی قرار گیرد؟۴_ مهمتر از همه، آیا دولت برای اجرای پزشک خانواده به دنبال یک اصلاح واقعی و پایدار است یا صرفاً میخواهد کارنامهای از آغاز یک طرح بزرگ را به نام خود ثبت کند؛ حتی اگر هزینههای آن در سالهای آینده بر دوش نظام سلامت و مردم باقی بماند؟پزشک خانواده یک ضرورت است و دیر یا زود باید در ایران اجرا شود؛ اما تجربه نشان داده است که در نظام سلامت، نیت خیر به تنهایی کافی نیست. آنچه طرحها را به سرانجام میرساند، منابع پایدار، اجماع کارشناسی، واقعبینی و پرهیز از شتابزدگی است.امیدوارم این بار، طفل سرراهماندهای که سالهاست «پزشک خانواده» نام دارد، قربانی همان اشتباهاتی نشود که پیش از این، طرحهای بزرگ دیگری را زمینگیر کرد.مهدی اسفندیار کانال "نه به عوام فریبی" @nabeavamfaribi

