🐞 كفشدوزك✅ خانهفقطخانهپدری!✍ #سحر_صفری در شماره ۲۱۶۵ روزنامه #نقدحال خانه پدري درست همان جايي ا…
انتشار: 2026/07/04 17:48 UTC
🐞 كفشدوزك✅ خانهفقطخانهپدری!✍ #سحر_صفری در شماره ۲۱۶۵ روزنامه #نقدحال خانه پدري درست همان جايي است که با هر ميزان انرژي باتري بروي با شارژ صد درصدي به خانه خودت برميگردي و براي هفتهاي پر انرژي برنامهريزي ميکني. حکايت خانه پدري براي هر فرزندي هميشه شيرين و شنيدني است از صداي سماور روشني که خون ميشود به رگهايمان تا دورهمي و پخت غذا، البته ما در خانه پدري شبيه بيماراني هستيم که زير سرم چايي باشيم و تا شب که نوهها سر رنگ و نوع پتو و بالشت به جان هم ميافتند و بنده بهعنوان خاله کوچکتر هميشهي خدا بيپتو و بالشت ميمانم و اصلا لازم نيست که گوشيهايمان را روي ساعت براي بيدارشدن تنظيم کنيم به محض اينکه صبح ساعت 5 مادر دلبندمان سماور را روشن ميکند ما خواهران و يگانه برادر به سرعت نور بيدار ميشويم و بر مدار خورشيد زندگيمان مينشينيم و تا زمان خوردن صبحانه دو سه تايي چايي فقط براي ريکاوري بدن ميخوريم. از آنجا که بنده تهتغاري خانه هستم حتي با اين سن و سال همه خانواده حواسشان به بنده هست که ببينند دلم چه ميخواهد تا برايم بخرند يا چه غذايي دلم ميخواهد تا برايم بپزند و خلاصه در زمان اقامت در خانه پدري چنان بر تخت شاهانه لم ميزنم که شاهان ايراني اين چنين حالي را تجربه نکردهاند. عموما همه خواهران اگر مدل کيک و شيريني جديدي کشف کرده باشند در خانههاي خودشان درست ميکنند و با تزيين به خانه پدري ميآورند تا عصرها با چايي ميل کنيم. از آنجا که بنده ناز بسيار دارم و حوصله ندارم وقتي به خانه پدرم ميروم کيک و شيريني برايم ميپزند کلي دسته گل به آب ميدهم و بقيه هم جز تحسين کاري از دستشان برنميآيد. حالا کافي است بنده لب وا کنم و بگويم شيريني يا آماده ميخرند يا خواهران مقيم خانه پدري خودشان شيريني ميپزند همين چند روز پيش دلم کوکي خواست و يکي از خواهران که تبحر خاصي هم در کوکي دارد بياراده مشغول به کار شد و بنده دستور دادم که کمي چربي و قندش را کم کنند که اين کار را کردند و در نهايت کوکيها آن چيزي نبود که ميخواستيم چون شبيه چوب خشک شده بود نام چوکي را بر کوکيها گذاشتم و به خانواده گفتم حالا من حرفي زدم، شنونده بايد عاقل باشد و به حرف بنده گوش ندهد.اصلا گويا ما تهتغاريها قدرت هيپنوتيزم بالايي داريم و خودمان خبر نداريم از آن روز قول دادم که از اين خرده فرمايشات نداشته باشم و تا مدتي براي کنترل قند و چربي سراغ پخت شيريني را نگيرم و از اين دسته گلها کمتر به آب بدهم بيخبر از بقيه خواهران وسط هفته ده کيلو آلبالو جهت خشککردن و درستکردن آلبالو خشکه به خانه مادري بردم که ديدم يکي ديگر از خواهران درحال پخت دونات است و از ديدن اين صحنه خنده بود که فقط با بوي دوناتها قاطي شد و چايي ماماندم هم به دادمان رسيد آلبالوها جهت خشک شدن روي سيني رفت و دوناتها داخل روغن. اين است معجزه خانه پدري! حال دلتان شبيه آن روز بنده هميشه خوش باشد.@naghdehall
