✅ دانشگاهیکهسکوتراآموخت✍ یادداشت #جليل_صحرايی در شماره ۲۱۹۰ روزنامه #نقدحال بزرگترين بحران دان…
انتشار: 2026/08/10 06:05 UTCدریافت: 2026/08/10 12:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 12:36 UTC
✅ دانشگاهیکهسکوتراآموخت✍ یادداشت #جليل_صحرايی در شماره ۲۱۹۰ روزنامه #نقدحال بزرگترين بحران دانشگاه امروز کمبود بودجه، کمبود ساختمان، کمبود تجهيزات يا حتي کمبود نيروي انساني نيست، بزرگترين بحران، مرگ تدريجي روح دانشگاه و حاکمشدن سکوتي فراگير بر آن است. در اين دانشگاه ديگر کمتر کسي جرات ميکند نظر خود را بيان کند. از يک پيام تسليت ساده براي همکاري که عزيزي را از دست داده تا نقد يک تصميم مديريتي، همهچيز در سکوتي سنگين فرو رفته است. گويي اظهار نظر کردن به عملي پرهزينه تبديل شده و بسياري آموختهاند که براي حفظ موقعيت، سکوت بهترين گزينه است. در برابر انتقادها سکوت ميکنيم در برابر خطاها سکوت ميکنيم، در برابر بيعدالتيها سکوت ميکنيم و حتي در برابر تحقير شان دانشگاه نيز سکوت ميکنيم. کار به جايي رسيده است که گاه يک »لايک« يا يک اظهار نظر ساده نيز نيازمند محاسبه و مصلحتانديشي است. مگر دانشگاه قرار نبود خانه انديشه و نقد باشد؟ مگر استاد دانشگاه قرار نبود پرسشگر باشد؟ مگر کارمند دانشگاه قرار نبود نسبت به سرنوشت نهادي که در آن کار ميکند احساس مسووليت داشته باشد؟ واقعيت تلخ اين است که بسياري از ما به وضع موجود خو گرفتهايم. آموختهايم که تماشاچي باشيم. آموختهايم تا زماني که منافع شخصيمان آسيب نميبيند، چشم بر هر اتفاقي ببنديم. آموختهايم که سکوت کنيم و عبور کنيم. روزگاري در اين دانشگاه انسانهايي حضور داشتند که براي اعتبار دانشگاه دغدغه داشتند، افرادي که نامشان با مسووليتپذيري، شجاعت و احساس تعلق گره خورده بود. امروز اما گاه چنين بهنظر ميرسد که دانشگاه به محل عبور افرادي تبديل شده است که تنها در انديشه ارتقاي مرتبه، افزايش امتياز، کسب موقعيت و حفظ جايگاه خويشاند. در اين ميان، سهم مديران از اين وضعيت کمتر از ديگران نيست. سالهاست که استقلال دانشگاه تضعيف شده، آزادي آکادميک محدود شده، نقد دلسوزانه جاي خود را به محافظهکاري داده و تصميمهاي مهم گاه بدون مشارکت واقعي بدنه دانشگاه اتخاذ ميشود. نتيجه نيز روشن است: دانشگاهي خاموش، بيتحرک و بياثر. دانشگاهي که استادانش از بيان نظر خود هراس داشته باشند، کارکنانش خود را بياثر بدانند و دانشجويانش انگيزهاي براي رشد علمي و فکري نداشته باشند، چگونه ميتواند براي جامعه راهحل توليد کند؟ چگونه ميتواند مدعي تربيت نسل آينده باشد؟ آناني که استقلال دانشگاه را تضعيف کردند، نقد را برنتافتند، دانشگاه را از هويت علمي خود دور ساختند و فضاي آزاد گفتوگو را محدود کردند، بايد امروز به نتيجه عملکرد خود بنگرند. حاصل اين مسير، دانشگاهي پر از ساختمان و عنوان و مدرک است، اما تهي از پويايي، جسارت و حيات فکري. سکوتي که امروز بر دانشگاه حاکم شده، سکوت رضايت نيست، سکوت ترس، مصلحتانديشي، بيتفاوتي و نااميدي است و هيچ نهادي با اين چهار عنصر به پيشرفت نرسيده است. دانشگاه زماني دانشگاه است که در آن نقد هزينه نداشته باشد، انديشه جرم تلقي نشود و انسانها بتوانند بدون ترس از پيامدهاي اداري و سياسي، آنچه را درست ميدانند بيان کنند. وگرنه بايد پذيرفت که از دانشگاه تنها نامي باقي مانده است.* عضو هيات علمي دانشگاه رازي@naghdehall
