✅ برایشهرونددغدغهمند!✍ سرمقاله #ثريا_صفری در شماره ۲۱۹۱ روزنامه #نقدحال سالها پيش كه وارد حرفه…
انتشار: 2026/08/11 03:58 UTCدریافت: 2026/08/11 07:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 07:10 UTC
✅ برایشهرونددغدغهمند!✍ سرمقاله #ثريا_صفری در شماره ۲۱۹۱ روزنامه #نقدحال سالها پيش كه وارد حرفهي روزنامهنگاري شدم، راههاي ارتباطي بين روزنامه و شهروندان به وسعت امروز نبود. شايد آخرين سالهايي بود كه مردم نامه مينوشتند و خوب يادم هست كه وقتي صبح ميآمدم و نامهاي كه از لاي در به داخل دفتر انداخته بودند را برميداشتم با اشتياق فراوان، باز ميكردم تا ببينم چه نوشتهاند. گاهي هم پيش ميآمد كه برخي از افراد، حضوري به دفتر روزنامه ميآمدند. بعدها سيستم پيامكي روزنامه را فعال و از آنجا پيامهاي مردم را دريافت ميكرديم. بعدترها و تا همين امروز كه فضاي مجازي گوي سبقت را از رسانههاي سنتي گرفته، پيامها را از طريق شمارهاي كه به روبيكا و تلگرام، متصل است دريافت ميكنيم. همه ميدانيم كه دريافت يك پيام از مخاطب يعني صدها نفر كه همان دغدغه را دارند و انتشار آن ميتواند مفيد باشد از آن جهت كه مديران آن را بخوانند و به مشكلات مردم رسيدگي كنند. كافهپپو هم به پيشنهاد مديرمسوول روزنامه استاد نوريعلا، سالهاست كه در صفحهي آخر، كار ميكند كه اي كاش مديران همان ستون را ميخواندند كه نميخوانند. اما چرا اينها را گفتم؛ ديروز يكي از شهروندان نجيب كرمانشاهي كه آشفته و گرفتار مصائبي است كه اين روزها همه آن را تجربه ميكنيم به دفتر روزنامه آمد و گفت بچهام بيمار بوده و او را به بيمارستان دكتر محمدكرمانشاهي بردم اما در اورژانس يك پزشك عمومي او را ويزيت كرد در حالي كه بچهام را به دليل تخصصيبودن بيمارستان به آنجا بردم. اگر قرار بود او را پزشك عمومي ويزيت كند اين همه راه نميآمدم. آنقدر پريشانحال بود كه حتي فرصتي براي گرفتن شماره هم پيدا نكردم تا به او بگويم درد دلاش را با مسوولين دانشگاه علومپزشكي در ميان خواهم گذاشت. وقت رفتن روي پلهها گفت چون شما رسانه هستيد بايد به درد مردم بپردازيد. گفتم غير از اين نيست و او رفت. حتي نميدانم اين يادداشت را ميخواند يا نه! اما صادقانه بگويم چشم اميدي ندارم كه دانشگاه علومپزشكي به پرسش اين شهروند كرمانشاهي، پاسخ بدهد. نهتنها اين ارگان بلكه كمتر كسي در شهر ما پاسخگوست. آمارهاي ملي ميگويند بيكارترين استان كشور، كرمانشاه است. مسوولان ارشد از شكستن شاخ غول بيكاري حرف ميزنند. اما آمارها و البته جواناني كه خيابانها را گز ميكنند و پدرومادرهاي نگرانشان ميدانند، بيكاري بيداد ميكند. حتما بايد فيكنيوزها براي باجگرفتن، مسالهاي را در كانالهاي دويستسيصد نفريشان مطرح كنند تا مسوولان براي حفظ ميزي كه جانشان به آن بسته است، تكاني به خودشان بدهند و پولي كف دست باجگيران بگذارند و مشكل همچنان سر جاياش بماند اما حرف حق و درد مردم را نميبينند.@naghdehall