🔰بعد در آن برنامه ثبتنام کردم. ما پنج نفر بودیم و با هم رفتیم. پابلو در آن جلسه نتوانست ارتباط برق…
انتشار: 2026/07/06 05:58 UTC
🔰بعد در آن برنامه ثبتنام کردم. ما پنج نفر بودیم و با هم رفتیم. پابلو در آن جلسه نتوانست ارتباط برقرار کند. آن یک برنامه عمومی بود و حدود پنجاه نفر شرکت کرده بودند. اما پدربزرگ مرحوم من ارتباط برقرار کرد و همینطور مادرِ درگذشتهٔ دوستم.-«آنها به شکلی ارتباط برقرار کردند که شما کاملاً قانع شدید؟»🔰او پاسخ داد:«دقیقاً. آن شب همه ما خیلی هیجانزده بودیم. اما مادرم خیلی ناامید شد که پابلو نتوانسته بود ارتباط برقرار کند. با این حال، من حضورش را احساس میکردم. میدانستم آنجاست، اما حس میکردم قرار نیست اجازه بدهند از طریق مدیوم ارتباط برقرار کند.»بعد با همان مدیوم برای یک جلسه «خوانش هاله» (Aura Reading) قرار گذاشتم. این جلسه هفت ماه بعد از رفتن پابلو به جهان دیگر برگزار شد.او فقط پنج دقیقه هاله مرا خواند و بعد گفت:🔰«متأسفم، اما دیگر نمیتوانم خوانش هاله را ادامه بدهم. مدام این را دریافت میکنم که هفت ماه پیش اتفاقی در زندگی تو افتاده که تو را، میریام، کاملاً به جهان روحانی متصل کرده است. هرچه تلاش میکنم، چیز دیگری دریافت نمیکنم. ترجیح میدهم این جلسه را به یک ارتباط با جهان پس از مرگ تبدیل کنم.»من گفتم:«باشد.»او بلافاصله گفت:«یک کودک کنار من ایستاده است.»🔰در جریان آن ارتباط مشخص شد که پابلو در همان برنامه زندهای که در هایدلبرگ برگزار شده بود حضور داشته، اما مدیوم اجازه نداده بود او ارتباط برقرار کند، چون او در آن برنامههای عمومی اجازه نمیداد کودکان از طریق او پیام بدهند.🔰پابلو گفت:«مامان، تقصیر او بود. او اجازه نداد من بیایم.»آن اولین ارتباط من با جهان پس از مرگ از طریق یک مدیوم بود.🔰بعد از آن، علاقهام به این موضوع کاملاً برانگیخته شد. با خودم فکر کردم: «اگر او میتواند این کار را انجام دهد، پس این فرایند چگونه کار میکند؟ من هم دوست دارم خودم امتحان کنم و بفهمم این زبانِ ارتباط چگونه است.»بعد در یک کارگاه سهروزه با موضوع «مدیومیّت و حساسیت معنوی» ثبتنام کردم.🔰در آن کارگاه باید روبهروی یک فرد کاملاً غریبه مینشستم و تلاش میکردم احساس کنم کدام فردِ درگذشته در کنار او حضور دارد.وقتی دیدم این کار واقعاً بهخوبی جواب میدهد، انگیزه و اشتیاقم به اوج رسید؛ دیگر نمیتوانست بیشتر از این باشد.🔰-«پس با اینکه تا آن زمان زندگی معنوی یا روحانی خاصی نداشتید، دستکم آنقدر ذهن بازی داشتید که این امکان را بپذیرید. بعد هم برای خودتان ارتباطهای مدیومی به وجود آمد. این تجربه را چگونه احساس کردید؟ از کجا میفهمیدید آنچه دریافت میکنید درست است؟ آیا اطلاعاتی که دریافت میکردید آنقدر خاص و دقیق بودند که امکان نداشت از قبل آنها را بدانید؟