♦️ادامه مطلب خودکشی👆👆🔰چنین موردی را «خودکشیِ مبتنی بر محاسبه و ارزیابی منطقی» (Bilanzsuizid) مینام…
انتشار: 2026/07/15 06:46 UTC
♦️ادامه مطلب خودکشی👆👆🔰چنین موردی را «خودکشیِ مبتنی بر محاسبه و ارزیابی منطقی» (Bilanzsuizid) مینامند؛ یعنی فرد پس از یک جمعبندی کاملاً عقلانی درباره زندگی خود تصمیم به خودکشی میگیرد. اما این نوع خودکشی بسیار، بسیار نادر است.🔰در اغلب موارد، پشت خودکشی نوعی اختلال روانی وجود دارد و این نکتهای است که هنگام بررسی خودکشی همیشه باید به آن توجه کنیم.ما باید میان محرک (Auslöser) و علت (Ursache) تفاوت قائل شویم.🔰محرک میتواند هر چیزی باشد. معمولاً مدت کوتاهی پیش از خودکشی رخ میدهد و حتی میتوان آن را با عامل دیگری جایگزین کرد.برای مثال، در میان قبیله سوروواها، شکستن یک تبر یا فرار کردن یک مرغ نیز ممکن است محرک خودکشی باشد.🔰اما علت، بسیار عمیقتر است و معمولاً مدتها پیش از آن در وجود فرد شکل گرفته است.آنچه ما معمولاً میبینیم همان محرک است و اغلب به اشتباه آن را علت اصلی تصور میکنیم، در حالی که چنین نیست.🔰آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که هیچ ژنی وجود ندارد که انسان را مجبور به خودکشی کند.البته خانوادههایی وجود دارند که در آنها خودکشی بیش از حد معمول دیده میشود.🔰بنابراین، باید خودکشی را پدیدهای بدانیم که همیشه حاصل تأثیر همزمان چندین عامل مختلف است و دقیقاً همین موضوع باعث میشود یافتن علت اصلی آن تا این اندازه دشوار باشد.🔰اکنون این پرسش مطرح میشود که ادیان درباره خودکشی چه نظری دارند؟اگر پنج دین بزرگ جهان را بررسی کنیم، برای مثال در بودیسم و هندوئیسم، اعتقاد به تناسخ و تولد دوباره وجود دارد.در چنین باوری، خودکشی اساساً معنایی ندارد؛ زیرا اگر کسی خود را بکشد، دوباره متولد خواهد شد.🔰بنابراین، خودکشی نهتنها سودی ندارد، بلکه برعکس، در این ادیان هدف انسان این است که «کارما»ی بد خود را کاهش دهد.اما خشونت، خود نوعی کارمای منفی است و خشونت علیه خود که خودکشی نیز چیزی جز همین نیست نیز کارمای منفی به شمار میآید.🔰در نتیجه، اگر یک بودایی یا هندو خودکشی کند، تنها این خطر را افزایش میدهد که در زندگی بعدی، در شرایط دشوارتری متولد شود یا حتی با بیماریها و رنجهای بیشتری روبهرو گردد.از این رو، خودکشی در این ادیان هیچ توجیهی ندارد.اما در اسلام وضعیت چگونه است؟🔰اسلام موضعی کاملاً روشن دارد:خداوند زندگی را عطا کرده است و تنها خداوند حق دارد آن را بگیرد؛ همین و بس.بنابراین، خودکشی در اسلام ممنوع است.🔰یهودیت نیز تقریباً همین دیدگاه را دارد، با این تفاوت که سه استثنا برای آن قائل میشود:جلوگیری از قتل،جلوگیری از بتپرستی،و جلوگیری از زنای با محارم.🔰اگر در یکی از این موارد، تنها راه جلوگیری از وقوع آن عمل، خودکشی باشد، در یهودیت این کار قابل توجیه شمرده میشود؛ زیرا هدف آن پاسداشت و تقدیس خداوند است و از این رو، خودکشی نیز در چنین شرایطی جنبهای مقدس پیدا میکند.اما در مسیحیت، برای مدت بسیار طولانی، موضع روشنی درباره خودکشی وجود نداشت.🔰تا اینکه حدود سال ۴۰۰ میلادی، آگوستین، یکی از بزرگترین آموزگاران کلیسا، به این موضوع پرداخت و خودکشی را بهشدت محکوم کرد.از آن زمان به بعد، این باور رواج یافت که کسی که خودکشی کند، به مجازات جهنم گرفتار خواهد شد.🔰چند قرن بعد، توماس آکویناس، دیگر متأله بزرگ قرون وسطی، این دیدگاه را بیش از پیش تثبیت و تحکیم کرد.از آن زمان، خودکشی در مسیحیت به یک تابوی مطلق تبدیل شد.🔰اما با آغاز دوران جدید و عصر روشنگری، نگاه انسانها به خودکشی تغییر کرد.پزشکان و پژوهشگران دریافتند همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم که خودکشی در بسیاری از موارد با اختلالات روانی و اختلالات شخصیت همراه است.🔰به همین دلیل، به تدریج این دیدگاه شکل گرفت که خودکشی بیش از آنکه یک مسئله الهیاتی و دینی باشد، موضوعی پزشکی است.از آن زمان تاکنون، مسیحیت نیز در مجموع موضعی خنثیتر نسبت به این مسئله اتخاذ کرده است.