🔰بنابراین، تنها یک نفر است که در نهایت درباره اینکه یک خودکشی درست بوده یا نادرست، داوری میکند و…
انتشار: 2026/07/15 07:05 UTC
🔰بنابراین، تنها یک نفر است که در نهایت درباره اینکه یک خودکشی درست بوده یا نادرست، داوری میکند و آن، تنها خداوند است. این، در مجموع، موضع ادیان در این زمینه است.🔰اما اکنون این پرسش مطرح میشود که علم در اینباره چه میگوید؟همانطور که پیشتر گفتم، علم برای مدت طولانی موضع مشخصی در این زمینه نداشت، زیرا هیچ مطالعه معتبر و قابل استنادی وجود نداشت.اجازه دهید نشان دهم که تحقیقات اولیه چگونه آغاز شد.🔰در سال ۱۹۷۵، ریموند مودی بار دیگر پدیده تجربههای نزدیک به مرگ را به یاد جامعه علمی و افکار عمومی آورد.او در کتاب مشهور خود با عنوان «زندگی پس از زندگی» (Life After Life) نوشته بود که خودکشی تنها در موارد بسیار نادر به یک تجربه نزدیک به مرگ منجر میشود.در واقع، مودی درباره ارتباط میان خودکشی و تجربه نزدیک به مرگ، بیش از این توضیحی ارائه نکرد.🔰پس از او، پژوهشگری به نام رینگ (Ring) وارد این حوزه شد.او در مطالعات خود به این نتیجه رسید که افرادی که اقدام به خودکشی کردهاند، کمتر از دیگران تجربه نزدیک به مرگ را گزارش میکنند و اگر هم چنین تجربهای داشته باشند، این تجربه معمولاً کوتاهتر و از نظر محتوایی کممایهتر است.🔰سپس مطالعات دیگری منتشر شد که ادعا میکردند خودکشی بیشتر با تجربههای نزدیک به مرگ ناخوشایند یا منفی همراه است.بنابراین، در سالهای نخست، به نظر میرسید که علم تا حدودی با دیدگاه برخی از ادیان همسو باشد.اما این وضعیت چندان دوام نیاورد.تنها چند سال بعد، مجموعهای از پژوهشهای جدید منتشر شد که نتیجهای کاملاً متفاوت داشتند.🔰این مطالعات نشان میدادند افرادی که پس از اقدام به خودکشی دچار تجربه نزدیک به مرگ شدهاند، از نظر محتوای این تجربه، هیچ تفاوتی با افرادی که به دلایل دیگری تا آستانه مرگ رفتهاند، ندارند.هیچ تفاوت معناداری میان این دو گروه مشاهده نشد.🔰اما پس از آن، باربارا رومر، پزشک متخصص داخلی اهل آمریکا، مطالعهای را بر روی بیش از ۳۰۰ مورد منتشر کرد.او به این نتیجه رسید که افرادی که سابقه اقدام به خودکشی داشتهاند، بسیار بیشتر از دیگران تجربههای نزدیک به مرگ منفی را گزارش میکنند.🔰در اینجا طبیعی است که این پرسش مطرح شود:پس بالاخره کدام نتیجه درست است؟چرا این مطالعات تا این اندازه با یکدیگر تناقض دارند؟اگر بخواهید پژوهش علمی انجام دهید و پاسخ پرسشی را که واقعاً برایتان اهمیت دارد به دست آورید، باید سه اصل اساسی را رعایت کنید.🔰نخست اینکه باید موضوع پژوهش خود را کاملاً دقیق تعریف کنید؛ در غیر این صورت، پژوهش از همان ابتدا دچار مشکل خواهد شد.«تجربه نزدیک به مرگ» یعنی تجربهای که در نزدیکی مرگ رخ میدهد؛ همین.🔰تجربههای عرفانی هنگام قدم زدن، حالات معنوی یا هر نوع تجربه غیرمرتبط دیگر، در این تعریف نمیگنجند.بنابراین، موضوع پژوهش باید کاملاً روشن و دقیق تعریف شود.دوم اینکه باید پرسش پژوهش نیز کاملاً مشخص باشد.🔰هر مطالعه علمی تنها به یک پرسش پاسخ میدهد.این پرسش باید از همان ابتدا بهگونهای طراحی شود که روش تحقیق بتواند دقیقاً همان سؤال را پاسخ دهد.شما نمیتوانید با یک پژوهش که برای پاسخ به سؤال «الف» طراحی شده است، در پایان ادعا کنید که به سؤال «ب» پاسخ دادهاید.🔰چنین کاری از نظر علمی پذیرفتنی نیست.و سوم اینکه باید تعداد نمونههای پژوهش به اندازه کافی زیاد باشد.اگر فقط پنج یا شش نفر را بررسی کنید، نمیتوانید نتیجهای بگیرید که درباره همه انسانها قابل تعمیم باشد.🔰دقیقاً همین مشکلات در مطالعات اولیه وجود داشت.پژوهشگران صرفاً افرادی را که تجربه نزدیک به مرگ داشتند، بدون هیچ تفکیکی جمعآوری میکردند و طبیعتاً در میان آنان چند نفر نیز بودند که پس از اقدام به خودکشی دچار این تجربه شده بودند.اما پرسشهای پژوهش از ابتدا فقط درباره افراد اقدامکننده به خودکشی طراحی نشده بود.🔰علاوه بر این، تعداد این افراد نیز آنقدر کم بود که امکان نتیجهگیری علمی معتبر وجود نداشت.بنابراین، آن مطالعات از نظر علمی چندان قابل اتکا نبودند.به همین دلیل، خود من تصمیم گرفتم مطالعهای مستقل انجام دهم.🔰از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۲۱، در سطح بینالمللی به دنبال موارد مرتبط گشتم.عمداً پژوهش خود را به یک کشور محدود نکردم، زیرا دلیل مهمی برای این تصمیم داشتم که در ادامه درباره آن توضیح خواهم داد.