📘از «نفخ در فرج» تا «نفی تجسد»: پارادوکس «بدنمندی» و «تمثّلِ» مؤلفانِ قرآن(۷)✍🏻#حسین_میرصلاح🏛 نسبت…
انتشار: 2026/07/21 22:06 UTC
📘از «نفخ در فرج» تا «نفی تجسد»: پارادوکس «بدنمندی» و «تمثّلِ» مؤلفانِ قرآن(۷)✍🏻#حسین_میرصلاح🏛 نسبت قرآن با تورات، مسئلهٔ اعتبار متن و تناقضات الهیات بدنمندی (۲)🗿 تقابلِ شگفتانگیز: بطلانِ مطلقِ اصنام در برابرِ اعتبارِ متنیِ کتابهای پیشین 📚🔻نکتۀ بسیار روشنگرِ دیگر، مقایسۀ لحن و منطقِ مؤلفانِ قرآن در مواجهه با «خدایان مشرکان» و مواجهۀ آنها با «کتابهای پیشین» است. آنجا که مؤلفانِ قرآن میخواهند بطلان، بیپشتوانگی و ساختهبودنِ الهیاتِ شرک را بیان کنند، از صریحترین تعابیر استفاده میکنند و آن خدایان را صرفا نامهایی بیحجت میدانند که انسانها بر آنها نهادهاند:📖 اینها چیزی جز نامهایی نیستند که شما و پدرانتان نهادهاید و خداوند هیچ حجت و اعتباری برای آنها نازل نکرده است. (نجم: ۲۳)❌ اما هنگامی که سخن از تورات و کتابهای پیشین به میان میآید، یکمیلیاردمِ چنین لحنِ اسقاطکنندهای در نصّ قرآن دیده نمیشود. مؤلفانِ قرآن هرگز اصلِ کتابِ مقدسِ موجود نزد اهل کتاب را با تعابیری مانند «دستبردهشده توسط بشر»، «دارایِ آیاتِ بیاساس و گمراهکننده و خطا» یا «متنی نیازمندِ تفسیر و تصحیح توسط محمد/قرآن» معرفی نمیکنند.🔺چه رسد که در قرآن آیهای وجود داشتهباشد که با همان صراحتِ نفی اصنام، اعلام کند متنِ موجود تورات نزد اهل کتاب اساساً نوشتهٔ بشر، جعلی یا فاقد اعتبار است؛ یا اینکه تمامِ آن منقضی شده و نسخ و دیگر شایستهٔ مراجعه و داوری نیست.🔺از این تعبیر برمیآید که در نگاه مؤلفان قرآن، مسئله صرفاً وجودِ قطعاتی پراکنده از وحیِ گذشته نیست؛ بلکه کتابی که نزد آنان قرار دارد، همچنان واجدِ جایگاه هدایتی و مرجعیتی است و میتواند و باید محل رجوع برای یافتن حکم الهی باشد. این با زبانی که برای کتابهای بیاعتبار یا ساختۀ بشر به کار میرود تفاوت دارد.❌ مؤلفانِ قرآن نمیگویند:🔹این کتاب ولو بطور جزئی ساختهٔ عالمان و خاخامهاست؛🔹این متن ترکیبی از وحی و نوشتههای بشریست؛🔹بخشهای مشخصی از متن اصلی بعدها به آن افزوده شده و از اساس جعلی است؛🔹یا متن موجود دیگر هیچ ارزش مرجعیتی ندارد و تنها باید به پیامبر جدید مراجعه کرد.🎯 برعکس، مولفان قرآن تورات را با تعابیری بسیار مثبت معرفی میکند:📖 «قطعا ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است.» (مائده: ۴۴)و دربارهٔ قرآن میگویند:📖 «و این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که تصدیقکنندهٔ کتابهای پیشین است...» (مائده: ۴۸)🔻همچنین در ماجرای داوری میان یهودیان:📖 «چگونه تو را به داوری میخوانند، در حالی که تورات نزد آنان است و حکم خدا در آن وجود دارد؟» (مائده: ۴۳)🔺این تعبیر بسیار قابل توجه است؛ زیرا صرفاً نمیگوید در تورات بقایایی از سخن خدا باقی مانده، بلکه توراتِ موجود نزد آنان را در مقام استدلال، دارای «حکم خدا» و «کتابی خودبسنده» و «بینیاز به تفسیرگریِ محمد» معرفی میکند.❓بنابراین، اگر کسی ادعا کند که در نگاه مؤلفانِ قرآن متن موجود کتاب مقدس اساساً جعلی و بیاعتبار بوده، باید توضیح دهد چرا مولفان قرآن با همان صراحتی که دربارهٔ اصنام سخن میگویند، چنین حکمی را دربارهٔ تورات و کتابهای پیشین صادر نکردهاند.🔻اما این به معنای آن نیست که قرآن همهٔ رفتارها و برداشتهای اهل کتاب را تأیید میکند. نقدهای قرآن عمدتاً متوجه شیوههای مواجهه با کتاب است: کتمان، تفسیر ناروا، جابهجایی معنا و نسبت دادن سخن خود به کتاب.🔍 ۱. جابهجایی معنا و تحریف در فهم («يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ»)در بسیاری از موارد، کاربرد قرآنیِ تحریف ناظر به تغییر در معنا، تفسیر ناروا و خارج کردن سخن از جایگاه اصلی (کانتکستِ متن) آن است؛ یعنی مشکل در نحوهٔ فهم و عرضهٔ کتاب است، نه اینکه مولفان قرآن بهصراحت گزارشی از نابودی یا بازنویسی کامل متن مکتوب ارائه کنند.🗣 ۲. لَیّ ألسنه و تزویر در قرائت («يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ» - آلعمران: ۷۸)مولفانِ قرآن گروهی را نکوهش میکنند که هنگام خواندن کتاب، با پیچاندن زبان و تغییر شیوهٔ بیان، سخن خود را چنان عرضه میکنند که شنونده گمان کند آن سخن از خودِ کتاب است:📖«و همانا گروهی از آنان زبانهای خود را هنگام خواندنِ کتاب میپیچانند تا گمان کنید آن [سخن] از کتاب است، در حالی که از کتاب نیست؛ و میگویند: این از جانب خداست، در حالی که از جانب خدا نیست؛ و بر خدا دروغ میبندند، در حالی که میدانند.»🔺این تعبیر نشان میدهد مسئله در اینجا نسبت دادنِ سخنی به کتاب است، نه الزاماً تغییر متن مکتوب. ۳. کتمان حقیقت («يَكْتُمُونَ الْحَقَّ»)یکی دیگر از نقدهای قرآن، پنهان کردن برخی حقایق و احکام است. کتمان یک حقیقت زمانی معنا دارد که آن حقیقت در منبع مورد اشاره وجود داشته باشد، اما از مردم پوشیده نگه داشته شود.(ادامه دارد) ➖➖➖🌾 @Naqdagin