📺 وقتی «کتابِ نور و ذکر و حکمِ الله» (وفق قرآن) به سوژۀ تمسخرِ بچهشیعه تبدیل میشود — نمونهای از…
انتشار: 2026/08/05 18:24 UTCدریافت: 2026/08/07 05:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 05:45 UTC
📺 وقتی «کتابِ نور و ذکر و حکمِ الله» (وفق قرآن) به سوژۀ تمسخرِ بچهشیعه تبدیل میشود — نمونهای از مواجهۀ عوامفریبانه با ادیانِ دیگر 🔸نویسنده مهمان نقدآگین، جناب #معین_ایقانی، در یادداشتی با عنوان «وقتی شاه بخشید و شیخ...؛ وقتی "حسن دکترینال" از الله غیرتیتر…📘 احترام قرآن به تورات: درسی برای مقابله با خودشیفتگی مذهبی🧷 ویدیوی این بیخردِ دهنگشادِ بیاخلاقِ خودشیفتۀ فاشیست، که به خودش جرات میدهد چنین کلماتی را دربارهی کتابی بگوید که قرآن نهتنها آن را موضوع تمسخر و تحقیر نمیداند، بلکه از آن با تعابیری چون «نور»، «هدایت» و حاویِ «حکم الله» یاد میکند، قابل تأمل است.🔻قرآن در ماجرای داوری یهودیان، آنان را با متنی بیاعتبار و دارای جعلیات مواجه نمیداند؛ بلکه به همان کتابی که نزد خودشان است اشاره میکند:📖 «چگونه تو را به داوری میخوانند، در حالی که تورات نزد آنان است و حکم خدا در آن وجود دارد؟» (مائده: ۴۳)🔺🔻پرسش آیه این نیست که چرا با وجود کتابی تحریفشده و بیاعتبار سراغ پیامبر آمدهاید،🔻 بلکه میپرسد:چرا با وجود کتابی که نزد خود دارید و در آن حکم خدا هست، برای داوری به پیامبرِ اسلام مراجعه میکنید؟🔺نکتهٔ قابل توجه این است که قرآن حتی در یک مورد نیز گزارشی صریح دربارهٔ تحریف متنیِ تورات ارائه نمیکند؛ یعنی نمیگوید:بخشهایی از متن تورات حذف شده، چیزی به آن افزوده شده، یا کتاب موجود نزد اهل کتاب دیگر همان کتاب الهی نازلشده نیست. 📌 با توجه به اهمیت چنین ادعایی، اگر قرار بود متن موجود تورات دستخوش تغییر اساسی یا حتی تحریفهای متنی شده باشد، انتظار میرفت قرآن این مسئله را بهصراحت بیان کند؛ اما آنچه در قرآن میبینیم عمدتاً نقدِ شیوههای مواجهه با کتاب است: کتمان، پنهان کردن حقیقت، پیچاندن زبان، یا تفسیر ناروا.🔺بنابراین، اختلاف اصلی بر سر این نیست که آیا در سنت اسلامی بعدها نظریهٔ تحریف مطرح شده یا نه؛ بلکه پرسش این است که آیا این نظریهٔ متأخر، مستقیماً از متن قرآن به دست میآید یا تفسیری کلامی است که برای حل تعارضهای بعدی شکل گرفته است.🔺برای سنجش رفتار حسن عباسی، کافی است جای متنها را عوض کنیم: اگر کسی در یک جامعهٔ اسلامی با قرآن چنین سخن میگفت، واکنش همین افراد چه بود؟🔺دینداری این حقیرها نیز صرفاً ابزار هویتطلبی و قدرتطلبی و سلطهجویی و ارضای خودشیفتگی است، نه موضوع معرفت و سلامت نفس و خشوع؛ وگرنه کسی که معرفتاندیشانه دینورزی میکند، هیچگاه کتابها و بزرگان ادیان را موضوع فخر و تحقیر قرار نمیدهد تا نفس خویش را با این تصور ارضا کند که «من پیرو چنین و چنان کسانی هستم، پس برترم و دیگران همه گمراه و احمقاند و کتابهایشان سراسر تحریفشده و شایستهٔ تمسخر است.»🔻نکتۀ قابل توجه دیگری که لازم است یادآور شویم، تناقضات این قومِ قرآننشناسِ پرادعاست: در حالی که قرآن، ایمان را نه با تحقیر و تمسخر سنتهای پیشین، بلکه با ایمان به خدا، فرشتگان، کتابها و پیامبران او تعریف میکند:📖 «كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ» (بقره: ۲۸۵)🔺در منطق این آیات، کتابهای پیشین و پیامبران الهی موضوع تمسخر و تحقیر نیستند. افزون بر این، قرآن هیچگاه با عبارتی صریح و روشن اعلام نمیکند که توراتِ موجود در دست اهل کتاب، یک متنی پر از جعل یا بیاعتبار است؛ بلکه از همان توراتی که نزد اهل کتاب است، به عنوان کتابی «نازلشده از سوی خود» و دارای «هدایت، نور و حکم الهی» یاد میکند:📖 «إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ...» (مائده: ۴۴)🔺حتی مواردی که قرآن از «تحریف» سخن میگوید، در تمامی آنها ناظر به شیوهٔ مواجهه با کتاب است: کتمان، پوشاندن حقیقت، تغییر معنا و نسبت دادن سخن خود به خدا؛ نه ارائهٔ گزارشی صریح از نابودی بخشی از متن تورات یا بیاعتبار شدن اصل کتاب. از همین رو، تبدیل تورات به متنی پر از جعل و شایستهٔ تمسخر، بیش از آنکه یک گزارهٔ صریح قرآنی باشد، نتیجهٔ یک صورتبندی کلامی متأخر است.🔺بنابراین، مسئله فقط اختلاف درباره یک متن یهودی نیست؛ مسئله فاصله میان این رویکرد تمسخرآمیز و چارچوبی است که خود قرآن برای مواجهه با کتابها و پیامبران پیشین ترسیم میکند.🔺البته این بحث از منظر دروندینی و بر اساس منطق خودِ قرآن مطرح شد؛ یعنی اگر کسی قرآن را معیار داوری بداند، باید توضیح دهد چگونه میتوان کتابی را که قرآن از آن با تعابیری چون «هدایت»، «نور» و «حکم الله» یاد میکند، موضوع تمسخر قرار داد یا بدون تصریح روشن قرآنی، آن را متنی تحریفشده و بیاعتبار معرفی کرد.🔺اما از منظر نقد تاریخی و بروندینی، مسئله متفاوت است؛ در این رویکرد، تورات، اناجیل و خودِ قرآن همگی متونی تاریخی و شکلگرفته در بسترهای انسانیاند و باید با یک معیار واحد بررسی شوند. بنابراین، بحث حاضر دفاع از آسمانی بودن تورات نیست؛ بلکه نشان دادن یک ناسازگاری درون چارچوب قرآنی است: متنی که کتابهای پیشین را تأیید میکند، اما برخی پیروانش فراتر از تصریحات خود قرآن، آنها را موضوع تمسخر و بیاعتباری قرار میدهند.➖➖➖🌾 @Naqdagin