🔺️داغِ جوانایرجمیرزا شعری دارد عاطفی و گریهناک و درخشان که محرمِ هر سال بر زبانها میافتد و از م…
انتشار: 2026/06/30 15:09 UTC
🔺️داغِ جوانایرجمیرزا شعری دارد عاطفی و گریهناک و درخشان که محرمِ هر سال بر زبانها میافتد و از معروفترین شعرهای عاشورایی است. ماجرای عجیبی دارد این شعر؛ گویا بعد از آن که ایرج در شعری، حسابی از خجالت قمهزنانِ ماه محرم بیرون میآید و به مرگ تهدید میشود، به توصیه روحانی بانفوذ و نامدار خراسان، آیتالله میرزا محمد نجفی(فرزند آخوند خراسانی)، و به جبران آن خطا این شعر را میسراید.آیتالله محمدجواد علوی بروجردی میگوید: بیتی از شعر ایرج، دل علامه طباطبایی را کباب کرد. در روضهی خانگیاش، چهار بار از مداح خواست این بیت را تکرار کند: بعد از پسر، دلِ پدر آماجِ تیر شدآتش زدند لانهی مرغ پریده را... علامه بعد از آیینِ روضه با گریه گفت: کاش ایرج میرزا این بیت را به من میداد و من تفسیر المیزان را به او میدادم. شعر جانگداز ایرجمیرزا را بخوانیم: رسم است هر که داغ جوان دید، دوستانرأفت بَرند حالتِ آن داغدیده رایک دوست زیر بازوی او گیرد از وفاوآن یک ز چهره پاک کند اشکِ دیده راآن دیگری بَرو بفشاند گلاب و شهدتا تقویت کند دلِ محنتکشیده رایک جمع دعوتش به گل و بوستان کنندتا برکنندش از دل، خارِ خَلیده را جمعِ دگر برای تسلّای او دهندشرحِ سیاهکاریِ چرخِ خمیده راالقصّه، هر کسی به طریقی ز رویِ مهرتسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده راآیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسینچون دید نعش اکبرِ در خون تپیده را؟ آیا که غمگساری و اندُهبُری نمودلیلای داغدیدهی زحمتکشیده را؟بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شدآتش زدند لانهی مرغ پریده را...#ناصر_حامدی @naserhamedi