📚 #حکایتزنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در آن رنج بسیار می دید و حرصی تمام…
انتشار: 2026/07/29 20:23 UTC
📚 #حکایتزنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در آن رنج بسیار می دید و حرصی تمام میزد. او را گفت:ای مور این چه رنج است که بر خود نهاده ای و این چه بار است که اختیار کرده ای؟! بیا تا مطعم و مشرب (آب و غذا) من ببین، که هر طعام که لذیذتر است، تا من از آن نخورم، به پادشاهان نرسد، آنجا که خواهم نشینم و آنجا که خواهم خورم... این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زد و بر روی پاره ای گوشت نشست...قصاب کارد در دست داشت و فی الحال بزد و زنبور را به دو پاره کرد و بر زمین افتاد...مور بیامد و پای او بگرفت و بکشید.زنبور گفت: مرا به کجا میبری؟مور گفت: هر که به حرص به جائی نشیند که خود خواهد، به جاییش کشند که نخواهد... و اگر عاقل یک نظر در این سخن تامل کند، از موعظه واعظان بی نیاز گردد.🍃🌺 @nazargolyonline




