در این ساختار، بدن زن «منبع» دیده میشود؛ منبعی که باید استخراج و مصرف شود، درست مانند هر منبع طبیع…
انتشار: 2026/07/09 07:53 UTC
در این ساختار، بدن زن «منبع» دیده میشود؛ منبعی که باید استخراج و مصرف شود، درست مانند هر منبع طبیعی دیگر.سیما تخمکهایش را فروخت، یا به قول مشاور «اهدا» کرد. پول را گرفت، اجاره را پرداخت، شیرخشک خرید. اما سؤالی که با خودش به خانه برد این بود: اگر این پول «هزینهٔ جبرانی» بود، پس بهای اصلی چه بود؟فردا شب، در همین شهر، زن دیگری همان آگهی را خواهد دید. شاید او هم اجارهٔ عقبافتاده داشته باشد، شاید کودک گرسنهای داشته باشد، شاید بیکاری و بدهی. او هم گوشی را برمیدارد، فُرم را پر میکند، و به کلینیک میرود. مشاور همان لبخند حرفهیی را خواهد زد و همان جمله را تکرار میکند: «شرایط شما عالیه…»فقط فقر سفرهٔ مردم را کوچک نمیکند، مرزهای بازار را بزرگتر میکند. سرمایه وقتی مرزهای سودآوری را گسترش میدهد، سراغ خودِ بدن میرود.مسئله این نیست که بعضی زنان تخمک میفروشند؛ مسئله این است که نظامی شکل گرفته که برای بخشی از جامعه بدن آخرین دارایی قابل تبدیل کردن به پول است. از آن لحظه به بعد مرز میان انسان و کالا کمرنگ میشود./سرخط@nedaeziran




