مومنِ مقتدرِ مظلومسیدشهاب الدین طباطباییقرار است از رهبر شهیدمان بنویسم، از او که معتقدم باید با نا…
انتشار: 2026/07/06 07:40 UTCدریافت: 2026/08/08 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:11 UTC
مومنِ مقتدرِ مظلومسیدشهاب الدین طباطباییقرار است از رهبر شهیدمان بنویسم، از او که معتقدم باید با نامی جدید صدایش کنم. او را که در ایمانش به خدا، در ایمانش به هدف، در ایمانش به راه و در ایمانش به مردم قاطع و محکم بود. بر این چهارگانهی: خدا، هدف، راه و مردم تا آخرین لحظه نیز چنان مومن بود که دوست و دشمن بر استواری او بر ایمانش غبطه و قسم میخورند.او تنها خود به یاری خدا و هدف و راهی که برگزیده بود مومن نبود، مردمی را که به ایشان ایمان داشت نیز چنین بار آورده بود، چنانچه مردم پس از شهادت جانسوزش جانانه استوار و مقتدر ایستادند، خستگی را خسته کردند و به پشتوانه ایمان و باوری که او در قلب هایشان نشانده بود، شگفتی آفریدند.و مگر از یک رهبر جز این انتظاری هست؟ در فقدانش نیز باید که چون بودنش راهِ رسیدن به هدف به نصرت خدا و حضور مقتدرانه محقق شود و مگر این چنین نشد؟ بیش از ۱۲۴ روز از شهادتِ مقتدری که مظلومانه رفت میگذرد و همچنان مومنان به هدف و راهش جانانه پای کار ایران، پای کار جمهوری اسلامی ایران ایستادهاند.و پیشبینی سالها پیش رهبر شهیدشان را محقق کردند که فرموده بود : نظام جمهورى اسلامى با حملات گوناگون سیاسى، اقتصادى، نظامى، امنیتى از بین نمیرود بلکه روزبهروز هم قوىتر میشود.مومن به مردم بود آنجا که تاکید میکرد «حضور، خواست و اقدام مردم» یک اصل اساسی در اسلام است ، آنجا که وفاداری، صبوری، علاقمندی، هوشمندی و فداکاری ملت بزرگ ایران را تحسین میکرد و شهادت میداد که این مردم حتی با ظواهر متفاوت، مؤمنند و دلشان با خداست، آنجا که حکم میکرد باید به معنای واقعی کلمه قدر مردم را دانست و عمیقا به آنها محبت ورزید. حتی کسانی که به برخی ظواهر ملتزم عملی نیستند را نیز از مومنین جدا نمیکرد تا آنجا که در توجیه رفتار برخی تصریح میکرد که ملتزم نبودن در عمل به نوعی در برخی رفتارهای همه ما وجود دارد.در مومن بودنش به مردم همین بس که آنها را پشتوانه اصلی جمهوری اسلامی ایران می دانست و همه را به آن ملزم میدانست.او همچنانکه مقتدر بود و بر ایمانش راسخ، و یاور مظلومان، خود مظلوم نیز بود، چنانچه درباره جمهوری اسلامی نیز چنین تعبیری داشت : نظام اسلامى، هم مقتدر است، هم مظلوم است. این اقتدار نظام، منافاتى ندارد با مظلومیت؛ مثل امیرالمؤمنین: حاکم مقتدرِ نظام اسلامى در زمان خود، اما درعینحال مظلومترین مظلومان…و اینجا میخواهم بگویم بیشترین مظلومیتش در عدم فهم درست ایمانش به مردم از سوی برخی کسانی بود که مسوولیت داشتند و اتفاقا خود را بیش از دیگران پیرو واقعی و ذوب در ولایت او می دانستند، اما گفتار و کردارشان جور دیگری بود. آدمهایی که حتی وقتی از پشت بلندگو هم تذکر می گرفتند روششان را اصلاح نمیکردند و بار همه اهمال و کمکاری و بدکاریشان در قبال مردم را بر دوشِ او می انداختند. مردمی که او به آنها ایمان داشت و عمیقا دوستشان میداشت.حالا او رفته است، اما همه آنچه رهبر شهیدمان به آن مومن بود هست : خدای او زنده است، راه او و هدف او هست و مردمی که پس از او ایستاده اند تا نگذارند به این کشور، به این نظام آسیبی برسد. انگار کن خودش نیز هست.و حالا بیش از پیش مسوولیم، مسوول گفتار و کردارمان که مبادا از سرِ جهل یا عمد امیدِ این مردمی که او به آنها ایمان داشت، را ناامید کنیم. لعنتِ خدای او بر کسی است که در مسیر پیشِ رو ساز ناکوک بزند، تفرقه بیندازد و تلاش کند بین خلفِ صالح آن مومنِ مقتدرِ مظلوم و مردم فاصله بیندازد.همان مردمی که رهبری عالیقدر جمهوری اسلامی ایران نیز آنان را صاحبان اصلی کشور و منشأ قدرت آن میدانند.🔹منتشر شده در ویژه نامه روزنامه شرق@nedafori

