نظر دیگر (که ارجح میباشد) این است که: سلطنت خطا و معصیت است، مگر اینکه تأویل یا عدم توانایی وجود د…
انتشار: 2026/06/27 16:04 UTC
نظر دیگر (که ارجح میباشد) این است که: سلطنت خطا و معصیت است، مگر اینکه تأویل یا عدم توانایی وجود داشته باشد = که نظر ابن تیمیه همین است؛ اما در نهایت اهل علم از دو گروه توافق کردند که معاویه به دلیل تأویل از نکوهش خارج است.و به حدیث «سپس سلطنت و رحمت است» استناد کردند و بر آن کسانی را قیاس کردند که در سلطنت عدالت داشتند.تأویل اینجا ممکن است تأویل به حفظ خونها و استقرار دولت باشد، یا اینکه تصور شود سلطنت در شریعت ما مباح است - همانطور که یکی از اقوال اهل سنت است - که در این صورت تأویلی اشتباه است.سپس ابن تیمیه ذم مطلق سلطنت را به معتزله، خوارج و جهلای اهل سنت از متزهدان نسبت میدهد و مدح مطلق سلطنت را به مرجئه.و الخلال از امام احمد بن حنبل روایت کرده که گروهی میگفتند: ما نمیگوییم معاویه رضی الله عنه خال المؤمنین است (زیرا آن را غصب کرده است)، امام احمد گفت: این سخن بد و ناپسندی است، این گروه را کنار بگذارید و با آنها نشست و برخاست نکنید.وقتی حسین و ابن زبیر از بیعت خودداری کردند، عبدالله بن عمر فرزندانش را جمع کرد و گفت: هرکس بیعتش را شکست من از او بری هستم، زیرا ما با این مرد بر بیعت خدا و رسول بیعت کردیم و من شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرمود: «برای خائن پرچمی در روز قیامت برپا میکنند که میگویند: این خیانت فلانی است».منظور این است که معاویه در مسئله حکومت و ارث بردن آن - ان شاء الله - مورد نکوهش نیست، اما اینکه اشتباه در قضاوت و سنجش داشته، مسئلهای دیگر است که مستلزم نکوهش نیست! و اهل علم برای او تأویل کردهاند همانطور که برای سیدنا علی وجود قاتلان عثمان در سپاهش و امتناع او از اجرای حکم قصاص را تأویل کردند... آنها تأویل کردند که مصلحت عمومی ایجاب میکند تا قبایل شورش نکنند (و علی در این مورد حق داشت).ادامه دارد...