سیاست، نوعی مراقبت... درسی از زندگی عمر بن عبدالعزیزدر تعدادی از کتابهای زندگینامه و تاریخ، آمده…
انتشار: 2026/07/06 23:31 UTC
سیاست، نوعی مراقبت... درسی از زندگی عمر بن عبدالعزیزدر تعدادی از کتابهای زندگینامه و تاریخ، آمده است که زنی به نام فرتونة السوداء، که در مصر زندگی میکرد، نامهای به خلیفه عمر بن عبدالعزیز در دمشق نوشت و از کوتاهی دیوار خانهاش شکایت کرد و گفت که دزدان و سگها از آنجا وارد میشوند، مرغهایش را میدزدند و به او آسیب میرسانند.وقتی نامه او به خلیفه رسید، شکایت او را بیاهمیت یا مسئلهای ندانست که ارزش توجه ندارد. او نگفت که دولت مشغول مسائل بزرگتر است، بلکه به والی خود در مصر نامه نوشت و دستور داد که دیوار را بسازد و تقویت کند، تا از خانهاش و اموالش محافظت شود.او نوشت: "به نام خداوند بخشنده مهربان، از عبدالله عمر، امیر مومنان، به فرتونة السوداء. نامه شما به من رسید و آنچه را که درباره کوتاهی دیوار خانهتان و ورود دزدان از آنجا برای دزدیدن مرغهایتان ذکر کردید، فهمیدم. من نامهای به ایوب بن شرحبیل نوشتهام و به او دستور دادهام که آن دیوار را برای شما بسازد تا از آنچه میترسیدید، در صورت اراده خداوند، محافظت شود. والسلام."این داستان و داستانهای مشابه، بیانگر معنایی است که دولت در اسلام بر آن استوار است: حاکم، مراقب امور مردم است و مسئول امنیت و حقوق آنها، چه کوچک و چه بزرگ.عظمت یک دولت، با تعداد ساختمانهای بلند، یا بزرگی ارتشها، یا تعداد شعارها سنجیده نمیشود، بلکه با این سنجیده میشود که سادهترین فرد در آن جامعه، چقدر احساس میکند که حقوقش محفوظ است و اینکه کسی وجود دارد که به مظلمهاش گوش دهد و اینکه دولت در کنار اوست، قبل از اینکه او در کنار دولت باشد.خلفای راشدین و کسانی که از آنها پیروی کردند، درک کردند که سیاست، یک مبارزه برای قدرت نیست، یا وسیلهای برای دستیابی به منافع شخصی، بلکه مراقبت از منافع مردم، برقراری عدالت، حفظ امنیت و حفظ حقوق است.به همین دلیل، نامه زنی از دورترین نقاط مصر، به پایتخت خلافت میرسید و صاحب آن، کسی را پیدا میکرد که به آن پاسخ دهد، زیرا ارزش انسان در اسلام، با مقام یا ثروت او سنجیده نمیشود، بلکه با این سنجیده میشود که او یک فرد از افراد امت است که حق مراقبت و انصاف را دارد.امروزه، بسیاری از مردم به بازنگری در معنای سیاست در اسلام نیاز دارند. سیاست، هنر فریبکاری نیست، یا مدیریت منافع محدود، یا توجیه ظلم، بلکه یک مسئولیت، امانت و پاسخگویی در برابر خداوند است، قبل از اینکه در برابر مردم باشد.دولتی که به حفاظت از مسئولان مشغول است و از حفاظت مردم خود غافل میشود، یا به ظواهر اهمیت میدهد و نیازهای اساسی مردم را نادیده میگیرد، از جوهره سیاست که اسلام آورده است، دور شده است.به همین دلیل، زندگینامه عمر بن عبدالعزیز، یک نمونه ماندگار در حافظه اسلامی باقی مانده است، زیرا تصویری از حاکمی را به نمایش میگذارد که خود را خادم مردم میداند، نه ارباب آنها و مسئولیت مصالح آنها را بر عهده دارد، نه اینکه بر گردن آنها سلطه داشته باشد.سیاست در اسلام، مراقبت است و مراقبت به این معناست که هر فرد در جامعه احساس کند که دولت، امنیت، کرامت و حقوق او را حفظ میکند. و اینکه عدالت، امتیازی برای قدرتمندان نیست، بلکه حقی برای همه است. وقتی این معانی تحقق یابد، دولت، منبع آرامش برای مردم خود میشود، نه منبع ترس و نگرانی.این، تفاوت اساسی بین دولتی است که بر خدمت به انسان استوار است و دولتی که انسان را در خدمت قدرت قرار میدهد.