زمانی که هارونالرشید به امپراتور روم نامه نوشت: «پاسخ من چیزی است که میبینید، نه آنچه میشنوید.»د…
انتشار: 2026/08/14 17:52 UTCدریافت: 2026/08/17 04:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 04:20 UTC
زمانی که هارونالرشید به امپراتور روم نامه نوشت: «پاسخ من چیزی است که میبینید، نه آنچه میشنوید.»در سال 802 میلادی، نقفور اول بر تخت امپراتوری بیزانس نشست، پس از اینکه امپراتریس ایرین را سرنگون کرد. ایرین با خلیفه عباسی، هارونالرشید، پیمان بسته بود و موافقت کرده بود که جزیه بپردازد.اما نقفور نه تنها از پرداخت جزیه خودداری کرد، بلکه نامهای به رشید فرستاد و از او خواست که آنچه ایرین پرداخت میکرد به او بازگرداند، وگرنه او را با شمشیر مجبور خواهد کرد. به نظر میرسید که تغییر حاکم، موازنه قدرت را نیز تغییر داده است.هارونالرشید پاسخی داد که در کتابهای تاریخ ثبت شده است و لحن آن از شدیدترین نامههای سیاسی او بود:«از هارونالرشید، امیرالمؤمنین، به نقفور، سگ روم. نامه تو را، ای پسر کافر، خواندم. پاسخ من، آنچه میبینید است، نه آنچه میشنوید.»سپس رشید، پاسخ خود را فقط به یک نامه محدود نکرد.او ارتش خود را آماده کرد و شخصاً به سرزمین روم رفت.در سال 806 میلادی، هارون یک حمله بزرگ به آسیای صغیر رهبری کرد که یکی از بزرگترین حملات عباسی به امپراتوری بیزانس بود. ارتشها به عمق آناتولی پیشروی کردند و شهرهای مهمی مانند هرقل و طایانه سقوط کردند. توان نقفور برای ادامه درگیری، تحلیل رفت.این صحنه، فراتر از یک نبرد نظامی بود.رشید میخواست یک اصل سیاسی روشن را ثابت کند:«عهد و پیمانها با تغییر افراد تغییر نمیکنند. کشوری که میخواهد موازنه رابطه را تغییر دهد، باید مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد.»وقتی نقفور متوجه شد که ادامه جنگ هزینههای بیشتری نسبت به آنچه میتواند تحمل کند، به او تحمیل میکند، فرستادگانی برای درخواست صلح فرستاد.شرایط خلیفه بسیار سخت بودند.امپراتور متعهد شد که جزیه سالیانه بپردازد. گفته میشود که جزیه به چهار برابر افزایش یافت. همچنین، او ملزم شد که استحکامات تخریب شده توسط مسلمانان را بازسازی نکند. مهمتر از همه، نقفور، پسرش و ولیعهدش، ملزم شدند که یک جزیه شخصی بپردازند. طبق روایت طبری، سهم نقفور چهار دینار و سهم پسرش دو دینار بود. این جزیه باید با یک مهر خاص که نشان دهنده این بود که از نقفور است، مهر و موم میشد. همچنین، یک هیئت رسمی از دربار روم باید برای تحویل این جزیه نزد رشید میآمد. این کار، به منظور تحقیر پادشاه روم و پسرش و نشان دادن تسلیم آنها در برابر شرایط خلیفه انجام میشد.در اینجا، ارزش این داستان آشکار میشود.پیام این نبود:«من از شما قویترم.»بلکه پیام عملی این بود:«اگر میخواهید قوانین رابطه را تغییر دهید، این کار را با مسئولیت خود انجام دهید و هزینه آن را خواهید پرداخت.»هارونالرشید درک کرد که اعتبار یک دولت فقط با کلمات ساخته نمیشود و همچنین با شمشیر حفظ نمیشود.بلکه با سه چیز ساخته میشود:قدرت که بازدارنده باشد، دیپلماسی که بداند چه زمانی مذاکره کند و رهبری که به دشمن نشان دهد پشت کلمات، توانایی اجرای آنها وجود دارد.به همین دلیل، کلمات او خطاب به نقفور، یکی از مشهورترین نامههای سیاسی در تاریخ باقی مانده است:«پاسخ من، آنچه میبینید است، نه آنچه میشنوید.»سیاستی که با قدرت حمایت نشود، به آرزو تبدیل میشود.قدرتی که با سیاست حمایت نشود، به اتلاف کشیده میشود.اما کشوری که ترکیبی از تصمیمات قاطع، قدرت بازدارنده و مدیریت خوب جنگ و صلح را داشته باشد، دشمن خود را وادار میکند که قبل از برداشتن اولین قدم، مجدداً حساب کند.اینگونه است که اعتبار دولتها ساخته میشود... نه با کلمات زیاد، بلکه با توانایی تبدیل کلمات به واقعیت.