دلم برای روزنامهنگاری میتپد✍🏼ترانه بنییعقوبروزنامهنگار اجتماعی حدود سه سال پیش از روزنامهٔ ایرا…
انتشار: 2026/07/16 08:57 UTC
دلم برای روزنامهنگاری میتپد✍🏼ترانه بنییعقوبروزنامهنگار اجتماعی حدود سه سال پیش از روزنامهٔ ایران استعفا دادم؛ در دوران دولت ابراهیم رئیسی. پیش از آن، ده سال در گروه گزارش این روزنامه کار کردم و قبلتر هم نزدیک به ده سال تجربهٔ فعالیت در روزنامههای دیگر را داشتم؛ روزنامههایی که بسیاریشان بهعنوان جریان اصلاحطلب شناخته میشدند.اما دلتنگی برای روزنامهنگاری، برای روایت کردن و نوشتن، آنقدر زیاد شد که به چند نفر از دوستان رسانهای پیام دادم و گفتم دوست دارم دوباره به این کار برگردم.پاسخها اغلب سکوت بود؛ سکوتی که آدم را طوری میشکند که انگار دیگر وجود نداری. بعضیها هم لطف کردند و پیشنهاد کار حقالتحریری دادند؛ با این توضیح که پرداختها بسیار ناچیز است و ممکن است با تأخیر زیاد انجام شود.عدهای هم صریح گفتند جای تو در رسانهٔ ما نیست؛ بهدلیل مواضعات.اما مواضع من همیشه برایم معنایی روشن داشته است؛ صدای بیصداها بودن؛ روایت زندگی افرادی که کمتر دیده میشوند، قربانیان اسیدپاشی، افراد دارای معلولیت، بیماران، آدمهای بهحاشیهراندهشده، ساکنان حاشیهٔ شهرها، فقرا، کارگران معدن و هفتتپه و نیز پرداختن به مسائل و مشکلات مهاجران؛ بخشی از مسیر روزنامهنگاری من بوده است.مواضع من یعنی باور به ارزش زندگی، ضدِ جنگ بودن، ایراندوست بودن و اعتقاد به ماندن و ساختن در این سرزمین.دلم شکست، اما هنوز دلم برای روزنامهنگاری میتپد.من اما با همین امکانات محدود، بدون هیچ تحریریهٔ رسمی، همچنان روزنامهنگاری میکنم؛ هر روز، به شکلی.روزگار غریبی است، نازنین…@NewJournalism روزنامه نگاری جدید



